داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

راه حل

من آتوسا 27 سالمه و الان حدود 5 ساله دارم با شوهرم امیر زندگی میکنم ماجرا بر میگرده به زمانیکه نزدیکای 3 سال از ازدواجمون میگذشت، اولا بگم من و اون زندگی بسیار خوبی داشتیم و داریم خداییش شوهر ایده آل من بود از هر لحاظ ولی متاسفانه مثل همه زن و شوهر هائی که […]

راه حل بیشتر بخوانید »

اولین باری که کون دادم

  سلام به همه دوستای گلم نیما هستم ۱۹سالمه از مشهد داستانی که میخوام تعریف کنم زمانی بود که ۱۷ساله بودم و اولین کونی که دادم به پسر همسایه مون که ۱۶ساله بود مربوط میشه راستش من به پنچ نفر بیشتر کون ندادم ولی به این پنچ نفر زیاد کون دادم و همه شون هم

اولین باری که کون دادم بیشتر بخوانید »

اولین سکس ساناز

  یه کم برام سخته اما میخوام بگم چون تاحالا راجع بهش با هیچکی صحبت نکردم.17 سالم بود ,اولین بارم بود که با یه پسر دوست شده بودم,از من 12 سال بزرگتر بود و کاملا منو مث موم تو دستاش گرفته بود چون با تجربه بود , اما من خیلی بی تجربه ولی خوشگل و

اولین سکس ساناز بیشتر بخوانید »

بانوي رنگ ها

  1 در شيشه اي بزرگ باز شد. جوان بلند قامت و نه چندان شيک پوشي به درون سالن ورودي قدم گذاشت. به گوشه ي انتهايي و سمت راست سالن، جايي که شبيه يک بوفه براي صرف صبحانه بود نگاه کرد. جوان ديگري در حال نوشيدن چيزي بود که به نظر مي رسيد چاي باشد.

بانوي رنگ ها بیشتر بخوانید »

سکس با مادر سعید

  سلام داستانی را که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به سال 85 اون موقع من 18ساله بودم و به قولی اول جونی و سرشار از شهوت یک همکلاسی داشتم به اسم سعید که توی درس خیلی موفق بود و چند تا کوچه پائین تر از ما زندگی میکردند . من یک روز درمیان

سکس با مادر سعید بیشتر بخوانید »

تنها سکس رامین با زن همسایه

  سلام به همه شما دوستان محترم.راستش من تازه با اين سايت آشنا شدم.چون داستان هاي خوبي داره منم جذب اين سايت شدم.من 19 سال دارم و در كل عمرم فقط يه بار سكس داشتم كه اونم برميگرده به اسفند ماه سال 91.اول از خودم و شرايطم ميگم.اسم من رامين هست.زياد هم خوشتيپ و خوشقيافه

تنها سکس رامین با زن همسایه بیشتر بخوانید »

من و فرشید و امید و یک اتاق خواب

  چند روزی بود که خونه یکی از دوستام جمع شده بودیم 3تا دختر بودیمو 5تا پسر که همه با هم دوست بودن غیر من و دو تا پسر که یکی از شمال اومده بود به اسم فرشید و یکی دیگه هم به اسم امید و فقط یک اتاق خواب.قرار شد هر شب دو نفر

من و فرشید و امید و یک اتاق خواب بیشتر بخوانید »

ضرس قاطع

من سارا هستم اونشب فراموش نشدنی با نیمارو هیچوقت یادم نمیره اما بعده اونشب هیچوقت بهش ندادم و فقط تو فیسبوک باهاش چت میکردم یه بارم وب کم خواست که بهش ندادم ی شب که لباس زرد ی سره تنگ پوشیده بودم فری شوهرم اومد خونه تو آشپزخونه داشتم قیمه درست میکردم اومد پشت سرم

ضرس قاطع بیشتر بخوانید »

باورش برام سخته

با عرض سلام خدمت دوستان من محسن٢٤ساله هستم اولين باره كه داستان مينويسم پس اگه بد بود وغلط املايي داشت به بزرگي خودتون ببخشيد همه اين چيزهايي كه مينويسم واقعي هست البته ميدونم باور نميكنيد اين ماجرا مربوط به٣٨ ماه پيشه من و سعي ميكنم خلاصش كنم ولي بگم كه بعد از ٣٨ماه هنوز نتونستم

باورش برام سخته بیشتر بخوانید »

دکتر بازی

سلام اسم من ماریه است و الان 25 سالمه و داستانی که براتون تعریف میکنم مال زمانیه که 19 ساله بودم. من از زمان بچگی همیشه به دکتر بازی علاقه داشتم و با دخترهای همسایه مون دکتر بازی میکردیم. این علاقه به دکتر و دکتر بازی تا بزرگسالی ادامه پیدا کرد و شکل علاقه به

دکتر بازی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا