داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

سعید منو به زور کرد

من این داستان رو نمینویسم تا کسی رو شهوتی کنم اینو مینویسم تا کمکم کنید و راه چاره را به من نشان دهید اینو مینویسم تا مثل این آدمی که منو بدبخت کرد شما به خاطر شهوتتون کسیو بدبخت نکنید. …. سعید توی مغازه لباس فروسی کار میکرد منم یکی از مشتری های قرصش بودم .همیشه […]

سعید منو به زور کرد بیشتر بخوانید »

من و زن پسرخاله

سلام.اسم من رضا هست.من22سال سن دارم و در استان فارس زندگی میکنم.من یکی از پسر خاله هام که حدود 6سال ازدواج کرده که زنی بسیار خوشکل و زیبا رو سفید پوست داره البته کمی لاغر اندامه ولی خیلی بدن نرمی داره که از لحاظ خوشکلی میشه گفت تو اقوام ما تکه.دوستی ما از اونجایی شروع

من و زن پسرخاله بیشتر بخوانید »

کس دادن من برا تفریح

سلام من رمیسام 24سالمه.خیلی وقته که بدون عضویت میام این سایت وداستانای سکسیشو میخونم. میخام منم از قضیه خودمو براتون تعریف کنم…امیدوارم خوشتون بیاد …. من4ساله ازدواج کردم اسم شوهرم سعیده زندگی خوبی داریم و تقریبا هرشب سکس داریم.خب بزارین یکم از خودم براتون بگم که هرچی بگم کم گفتم قدم175وزنم 59کیلوئه و چشمام سبزه

کس دادن من برا تفریح بیشتر بخوانید »

خاطرات بیتا

پلکامو محکم روی هم فشار دادم وآروم چشمامو باز کردم،نگاهی به صندلی کنارم انداختم،توی ماشین درست کنارم نشسته بودم!این یعنی همه ی اتفاق هایی که تا الان بینمون افتاده واقعی بوده،یعنی این یکی دیگه خواب نیست.دیگه بیدار شدن و حسرت خوردن و،تمام روز رو با مرور اون خواب گذرندونی در کار نیست.از بس که تو

خاطرات بیتا بیشتر بخوانید »

سکس اتفاقی و عاشقانه

توجه: این داستان گی هست. لطفا کسانی که علاقه ندارند این داستان رو نخونن و پی علایق خودشون در سایت برن. اسم من حسام هست ولی گی نیستم. خاطراه ام برمیگرده به دورانی که با جنس مخالفم سکس نداشتم و اون زمان شاید گی محسوب می شدم. داستان مربوط به زمانیه که سال دوم دبیرستان

سکس اتفاقی و عاشقانه بیشتر بخوانید »

سکس منو مدیر مهد

سلام من اشکانم میخوام داستان سکسی رو بگم که به 3روز پیش برمیگرده ولی از 4 سالگیم شروع میکنم مادرم کارمنده و بابام مهندس کارخانه است و به همین دلیل من از 4 سالگیم به مهد رفتم و چون مامانم 1 ساعت بعد تعطیل شدن مهد مدیر مهدمون که لیلی جون باشه منو به خونشون

سکس منو مدیر مهد بیشتر بخوانید »

بکارتم رو آسون از دست دادم

سلام به همه دختر پسرهای سکسی اولین باره که داستان مینویسم پس لطفا اگر بد نوشتم ببخشید این داستان واقعیت تلخ زندگی منه که برمیگرده به 10سال پیش که اونموقع 16 سالم بود و دختر دبیرستانی بودم. با یه پسری آشنا شده بودم به اسم علی و چند وقت از دوستمون میگذشت از اونجایی که

بکارتم رو آسون از دست دادم بیشتر بخوانید »

بگم مهندس, بگم زنت جنده است؟

سلام من فرید هستم،مهندس عمران گرایش آب و فاضلاب… زمانی که برای پایان نامه ارشدم دنبال یه شرکت میگشتم که بتونم با همکاری اون پایان نامه رو انجام بدم توسط یکی از اساتید به یکی از شرکت ها معرفی شدم که پایه یک ابنیه بود ولی برای آب و فاضلاب اصلا رتبه خوبی نداشت.اما تونستم

بگم مهندس, بگم زنت جنده است؟ بیشتر بخوانید »

حماقت با دختر همسایه

سلام_من عماد هستم22سالمه. داستاني كه ميخوام براتون تعريف كنم برميكرده به 4سال قبل روزي كه خودمو بدبخت كردم_القصه ما ي همسايه داشتيم كه ي دختر 15ساله داشت زيبا بود اما من ازش خوشم نمي اومد جند دفعه متوجه نگاه هاي سنگينش شده بودم اما محلش نميزاشتم _مادرش خيلي به خونمون رفت و آمد ميكرد و

حماقت با دختر همسایه بیشتر بخوانید »

گی با دایی خوشتیپم

من نیما هستم دانشجوی پزشکی هستم و و از اونجایی که یادمه دوس داشتم یه روز داییم منو بکنه آخه داییم خیلی خوش هیکل و خوشتیپه عاشقشم بخدا بابابزرگم مریض بود و اونا هر سه هفته برای شیمی درمانی میومدن تبریز از اونجایی که پزشک معالجش استادم بود هروقت که حال بابابزرگ بدمیشد زودی میرفتیم

گی با دایی خوشتیپم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا