داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

سکس با کلی خجالت

من شهروز هستم 19سالمه ساکن  تهران .بریم سر اصل مطلب. قضیه از اونجا شروع شد که دختر خالم به خونه ما اومد تا به خواهرم برای اساس کش کمک کنه من زیاد اهل گرم گرفتن با دخترا نیستم دو روزی خونه مه بود تا این که داداشم از سربازی تشریف آوردن داداشم 48_48بود یعنی دو روز […]

سکس با کلی خجالت بیشتر بخوانید »

تنها در خانه

سلام به همه من حمیدم19ساله ازشمال(لنگرود).این داستان کاملا واقعیه.این اولین داستانمه که دارم مینویسم.این داستان واسه 3سال پیشه:چهلم مادربزرگم بود امتحانات ترم اول شروع شده بود من دوست داشتم برم به مادر و بقیه فامیل واسه مراسم کمک کنم ولی بخاطر امتحان مجبور شدم خونه بمونم من یه داداش کوچیکم دارم که اون موقع6سالش بود.از

تنها در خانه بیشتر بخوانید »

طعم سرد خیانت

صدای شرشر دوش آب لاله رو ازخواب بیدارکرد، عقربکهای ساعت رومیزی کوچیک روی میزآرایش ساعت هشت ونیم رو نشون میداد، بدن لختش روی تخت دونفره احساس کوفتگی میکرد، احساس کرختی وسرما، بسختی بلندشد ولباسهای زیرشو که گوشه تخت انداخته بود روپوشید و پس از شستن دست وصورتش در روشویی دستشویی به قصد روشن کردن اجاقی

طعم سرد خیانت بیشتر بخوانید »

تو کون دادن اضافه کاری کردم

من در طول زندگیم به 14 نفر کون دادم. ولی دوست داشتم خیلیای دیگه منو بکنن که نشد. حسرت کیر خیلیا به دلم موند بهترینش این بود که 11 ساله بودم و بچه محلمون که یه سال ازم بزرگتر بود کنار خیابون وایساده بوداسمش میثم بود و من با دوچرخه اذیتش میکردم بهم گفت اذیت

تو کون دادن اضافه کاری کردم بیشتر بخوانید »

به لطف دختردایی کس کن ماهری شدم

سلام دوستان اسم من رضا هستش من الان 25 سالمه و این خاطره ای نوشتم بر میگیرده به 3 سال پیش.من 2 تا دختر دایی دارم که یکی اش از من بزرگتره ولی یکی اش هم از من یه 6 سالی کوچیکتره.کوچیکتره از بچگی زیاد خوشش نمیومد که کسی باهاش چیز بازی کنه و بزرگتره

به لطف دختردایی کس کن ماهری شدم بیشتر بخوانید »

جزء به جزء سکس من و نامزدم

بلند گو های بیمارستان بردیا رو صدا میزدن و باید میرفت ولی من که دلم براش خیلی تنگ شده بود نمی تونستم باهاش خداحافظی کنم. بردیا نامزدم بود و قرار بود چهار ماه دیگه جشن عروسیمونو برگزار کنیم. مدتی بود که ندیده بودمش و خیلی دلتنگش بودم از طرفی اونم خیلی گرفتار بود. من هم

جزء به جزء سکس من و نامزدم بیشتر بخوانید »

سکس توی بهشت زهرا

سلام بچه ها این داستان واقیعت داره هر کس میخواد باور کنه هر کس هم میخواد باور نکنه… اسمم حسامه 20سالمه خوش هیکلم این داستان بر میگرده به سال پیش اخرین روز شهریور اون روز چهلم خالم بود که فوت کرده بود من یه پسر خاله دارم که خیلی صمیمی هستیم که اسمش میلاده به

سکس توی بهشت زهرا بیشتر بخوانید »

یک تصادف ساده

داشتم از دانشگاه بر می گشتم با موبایل حرف میزدم کیفم رو شونم بود با هستی حرف میزدم بعد از چند بار زنگ زدن بالاخره برداشته بود جواب سر بالا می داد اصل حرفش هم این بود که دیگه رابطمون تمومه منو اون با هم عقد کرده بودیم مشکل دیشب بود ما برا امروز امتحان

یک تصادف ساده بیشتر بخوانید »

کردن کون مینا دوست نامزدم

سلام.اسم من حسین هستش خاطره ی ک میخام براتون تعریف کنم بر میگرده ب دوسال پیش.نامزده من ی دوستی داشت ب نام مینا که اغلب همیشه خونه نامزدم بود و همیشه اونو میدیدم.به دلایلی من و نامزدم از همه جدا شدیم و این بهانه ی بود برای مینا خانوم که خودشو ب من نزدیک کنه.بعد

کردن کون مینا دوست نامزدم بیشتر بخوانید »

سکس پر دردسر

سلام اسم من وحيد هستش در تبريز زندگى ميكنم الان ترم آخر كارشناسى هستم ماجرا بر ميگرده دو سال پيش كه كاردانى رو ميخوندم پس از اينكه كنكور دانشگاه آزاد قبول شدم رفتم دانشگاه ؛(هر كى دانشگاه رفته جو دانشگاه رو ميدونه)ترم سوم دانشگاه بودم كه با دخترى آشنا شدم ؛اسمش آيسان بود؛دخترى آرام و

سکس پر دردسر بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا