داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

سکس با عمه فرزانه

من اسمم فرزاد هست و 18 سالمه من یه عمه دارم بنام فرزانه که 35 سالشه و یه بچه 8 ساله داره و از شوهرش طلاق گرفته خدایی خیلی خیلی عمم سکسی هست سینه های افتاده و باسن و رونش خیلی بزرگن و من خیلی دوسشون دارم.من از بچگی تو کف عمه جونم بودم و […]

سکس با عمه فرزانه بیشتر بخوانید »

طبع گرم دختر خاله ی سبزه

سلام به همه ی دوستان خوب شهوانی یه دختر خاله دارم که اسمش لیلا هستش از بچگی با هم بزرگ شدیم و کلی با هم خاطره داریم.راستی اسم من فرزاد هستش و 19 سالمه.خونه ی دخترخالم اینا شهرضا بود و تابستونا میومد خونه ما که با هم بازی کنیم وقتی میرفت خونشون واسه هم نامه

طبع گرم دختر خاله ی سبزه بیشتر بخوانید »

به وقت شام

چند سالی بود که هیچ خبری از هم نداشتیم خیلی از هم بی خبر بودیم یه روز به طور اتفاقی دیدمش با ماشین بودم اول نشناختمش، رفتم جلو چند بار بوق زدم منتظر تاکسی بود فکر میکرد مزاحمم، آخه کسی با ماشین مدل بالا قصدی بجز این نداره جز اینکه طرف آشنا باشه .شیشه رو

به وقت شام بیشتر بخوانید »

سارا عشق کودکی ام

سلام امروز میخواهم از سکسم با سارا بگم البته اسم ها جا به جا شدن تا خدا نکرده شوهر سارا جونم اگر این نوشته خواند باز هم متوجه نشه که چه زن کسو با حالی داره از بچگی هر پسر فامیل اسمش رو 1 دختر دیگه فامیل بود من سارا هم همین طور سارا از

سارا عشق کودکی ام بیشتر بخوانید »

وای که چه حالی داد

سلام دوستان اسمم آرش هست 20 سالمه این داستانی که میخوام براتون بگم برای 1 سال پیش هست سکس کردن با دوست دختر که چیز عجیبی نیست و داستانش گفتن نداره ولی این داستانی که میخوام براتون بگم داستان سکس با دختر داییم که 2 سال از خودم بزرگ تره هست. دختر داییم اسمش مهشیده

وای که چه حالی داد بیشتر بخوانید »

عمه شوكه ام كرد

سلام به دوستان عزيزم من ساسان 26 سالمه يه عمه دارم كه هميشه تو كف كوس و كونش بودم بودم و تمام تلاشم اين بود كه بكنمش و بلاخره كردمش خب قضيه از اونجا شروع شد كه عمه ما زدو مطلقه شد.بعد يه مدتي من ميرفتم پيشش كه تنها نباشه و يه روز كه سر

عمه شوكه ام كرد بیشتر بخوانید »

آشنایی با آرزو

با سلام خدمت دوستان /میخوام براتون از آشناییم با آرزو بگم 5 سال پیش مغازه بودم که یه خانم اومد ومن مات ومبهوتش شدم دست وپامو گم کردم اینقدر خوشگل وجذاب بود که یه فکرایی به سرم زد ولی چون بار اولم بود که میخواستم با یه خانم متاهل دوست بشم واقعا نمیدونستم چیکار کنم

آشنایی با آرزو بیشتر بخوانید »

ساسان و عمه

سلام این داستان واقعی برای خودم اتفاق افتاده عمم اینا از شهرستان اومده بودن خونه ما یک هفته ای قرار بود بمونن شب اول که فرا رسید از اون جایی که خونه ما یک اتاق 16 متری داره همه تو این اتاق خوابیدیم من دقیقا زیر پای عمم خوابیده بودم که یک لحظه عمم تکون

ساسان و عمه بیشتر بخوانید »

لبای شیرین

خونه داییم اینا خیلی بزرگ بود. یه خونه سه طبقه قدیمی با دیوارای آجری. من عاشق اونجا بودم. هروقت مامانم میرفت اونجا منم آویزونش میشدم. از همون موقع ها بود که احساس کردم دوستش دارم. خیلی بچه بودم 5 یا 6 سال داشتم. اونم 7 یا 8 ساله بود. تنها پسری که تو فامیل همیشه

لبای شیرین بیشتر بخوانید »

پاهای مرمری

سلام خدمت دوستان شهوانی گلم اسم من حمیدرضاس(خودم میدونم اسمم قشنگه) این داستانی رو که میخوام براتون بگم مربوط میشه به نوروز پارسال من خودم یه نوجوون 16 17 ساله اون وقت نبودم اما نسبتن هیکلی مناسب داشتم خلاصه ما یه دختر خاله داریم که همه پسرای فامیل دنبالشن (برا ازدواج نه آخه خوب کسیه

پاهای مرمری بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا