داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

بزرگ ترین رویای من

من و مریم پسر عمه و دختر دایی هستیم،ما سالهاست که با هم سکس داریم از بچگی تا حالا 28 سالگی جفتمون هم مجرد هستیم من فارغ التحصیل داروسازی و اون  کامپیوتر یه شب رفتیم خونشون چشمتون روز بد نبینه،یکم از یه دارو ریختیم توی آب پرتغال و بعد شام و موقع خواب بردیم دادیم […]

بزرگ ترین رویای من بیشتر بخوانید »

سکس من و الاهه

سلام به دوستای گل سکسی خودم. دفعه قبلی سکس خودم و زهره و الاهه رو نوشتم براتون که بعضی دوستان هم لطف داشتن و نظر دادن. بهمین دلیل منم گفتم ایندفعه سکس خودم و الاهه رو براتون بگم. خودمو که گفتم قدم 188 و وزنم هم 80 کیلو هست. با الاهه قرار گذاشته بودم که

سکس من و الاهه بیشتر بخوانید »

خاطرات یک کونی

سلام 13ساله بودم که پدر ومادرم از هم طلاق گرفتن ومن پیش پدرم موندم اون صبح زود میرفت سرکار وتا شب نمی اومد.ومن همیشه خونه تنها بودم همین مساله باعث شدپسر عموم کریم که 5 سال از من بزرگتر بود هر روز صبح میومد خونمون وخودش رو میمالوند بهم.یه روز حشرش زده بود بالا دید تلویزیون

خاطرات یک کونی بیشتر بخوانید »

درمالی تو گاراژ

من اسمم سامان 21ساله …. یه دختر همسایه داریم اسمش الهام 16سالشه هیشه خونه مامیاد و و با خواهرم که اسمش مریم هست دوسته منم باهاشون زیاد صمیمی ام….چند بار نقشه کردنشو کشیدم که هربار به هر بهونه ای نمیشد یه که خواهرم اونو توی اتاق تنها گذاشته بود رفتم سراغش باهاش به بهانه بازی

درمالی تو گاراژ بیشتر بخوانید »

اکرم همسایه مادربزرگم

اکرم همسایه مادربزرگم بود و هر وقت ما میرفتیم اونجا کم و بیش میومدن خونه مادربزرگم و از دوران نوجوانی با هم کلام بودیم اون روزها که میومد به همراه پسر خواهرش بود و میشستیم همگی دور هم و هر از گاهی جوک مگفتیم و البته از طرف اون دوتا،جوکای ناجور من اهلش نبودیم و خودم

اکرم همسایه مادربزرگم بیشتر بخوانید »

من، ستاره و ریحانه

سال پيش در رشته پزشکي قبول شدم اونم تو يه شهر ديگه دور از پدر و مادرم اما باز خوب بود پدربزرگ و مادر بزرگم نزديكم بودن… به بابام گفتم که مي خوام يه طبقه آپارتمان داشته باشم تا خوب درس بخونم آخه ميدوني که تو پزشکي حسابي بايد درس خوند و تو خونه مادربزرگ

من، ستاره و ریحانه بیشتر بخوانید »

لز با دخترعمه

سلام.   داستان من برمیگرده به 2ماه قبل.اسم من نگین,20سالمه و تهران دانشجو هستم.پری دختر عمه ی منه,که 1سلا ازم بزرگتره,من و پری خیلی صمیمی هستیم.همیشه احساس میکردم که از من خوشش بیاد چون من سفید و خوش فرمم,پریم سبزه لاغر و قد بلند,همیشه یجوری خودشو بهم میچسبوند و حرفای سکسی میزد ولی من توجه

لز با دخترعمه بیشتر بخوانید »

جندگان افغانستان

سلام شیما وبا دوستم سیلا سالها باهم دوس بودیم پنهایی کوس میدایم بلاخره سیلا ادواج کرد روزی با شوهر پیش من امد ومنم مجرد پرسید دلت کیر میخاهت کدوم کجو هست بکنم توی کسمون گفت شوهرمن اماده   یهو جا خوردم گفتم مگه خلی به شوهرت کوسم بدهم سیلا گفت مگه چه عبیی داره اون

جندگان افغانستان بیشتر بخوانید »

قاسم کونی

سلام خدمت دوستان گرامی این اولین داستانیه که می نویسم امیدوارم خوشتون بیاد.من امیدم الان 18 سالمه این داستان بر میگرده به 2 سال پیش. این داستان اولین سکس منه که با یه پسر سبزه داشتم.من تک فرزندم و میشه گفت همیشه خونه خالی دارم.اون روز عروسی یه فامیل دور دعوت بودیم با خونواده رفتیم

قاسم کونی بیشتر بخوانید »

هیچکی زنداداشم نخواهد شد

سلام دوستان اسمم بهروزه و 26سالمه- تازه با این سایت آشنا شدمو با خوندن برخی داستانها خواستم از داستان واقعی که حدود 2 سال پیش واسه خودم پیش اومد و باورم نمیشد، واستون بگم. من یه زنداداش باحال دارم، اسمش راحله ست و همسن خودمه خیلی دوسش دارم چون همه چیش بیسته(اخلاق و رفتار و

هیچکی زنداداشم نخواهد شد بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا