داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

نسترن خواهر زنم

سلام ، من تازه عضو این سایت شدم 36 سالمه ، سکس زیاد داشتم چه داخل ایران چه خارج از ایران . معمولا آقایون خاطره سکسشون رو یه راز نگه میدارن پیش خودشون . اما برام خیلی جالب بود وقتی این سایت رو دیدم . جنسیت توش مهم نیست و آزادانه همه حرفاشونو میزنن و […]

نسترن خواهر زنم بیشتر بخوانید »

تجاوز بهم توی ۹ سالگی

سوم دبستان بودم باپسرعمم دم درحیاط وایستاده بودیم یه مرده حدودا 30 ساله اومد دستامو گرفت نشست جلوم گفت یه جا هست کلی عروسک ریخته بیابریم بهت نشون بدم برشون دار به مصطفی گفتم قبول نکرد تا اقاه دید فبول نکرده گفت واسه شماهم ماشین اسباب بازی هست مصطفی هم قبول کرد باهمون اومد رفتیم

تجاوز بهم توی ۹ سالگی بیشتر بخوانید »

شب جمعه به یاد ماندنی

من زهرا 24 ساله از رشت، فارغ التحصیل پرستاری از دانشکده علوم پزشکی تهران هستم، میخوام یه خاطره شیرین و به یاد ماندنی رو برای شما عزیزان تعریف کنم که مسیر زندگی منو متحول کرد. من تو یه خانواده مذهبی به دنیا اومدم و دو خواهر بزرگتر از خودم دارم، پدرم مرد ساده ای بود

شب جمعه به یاد ماندنی بیشتر بخوانید »

بازگشت به شوهرم

هفتاد روزبود که از پیشم رفته بود.از وقتی که رفت روزها به سختی می گذشت.دیگه هیچ امیدی واسه ادامه زندگی نداشتم.توی این مدت چند بار باشوهرم دعوا کردم.حتی یه دفعه تا مرز طلاق هم پیش رفتم اما با دخالت خانواده نتونستم ازش جدا بشم.ازش متنفر بودم. دیگه هیچ چیز برام معنی نداشت.اون همه زندگی من

بازگشت به شوهرم بیشتر بخوانید »

عشقبازی و سکس با استاد شیمی

سلام این یه خاطره واقعی هستش , ولی تمام اسمها مستعارن قبل از هرچیز یکم در مورد مشخصات ظاهریم بگم قدم 185 وزن 90 کیلو و بسیار خوش تیپ البته اینو همه میگن دال بر خود ستایی نباشه….   من عشق پزشکی بودم درسمم خیلی خوب بود اما مشکلاتی برام پیش اومد و نتونستم یه

عشقبازی و سکس با استاد شیمی بیشتر بخوانید »

سکس در قطار

من افشینم مهماندار قطار مشهد کرمان. یروزی ازروزهای تابستون مصادف با ماه رمضون یک سکس واقعی برام اتفاق افتاد که میخام براتون تعریف کنم…   من طبق وظیفه مشغول ساماندهی مسافران بودم که این خانم اومد داخل بامانتوی کوتاه روسری نازک وشلوار تنگ لی همون دیداول چشمو گرفت موهای خرمای گوشوارهای اویزونش دلمو ربود هرکجاش

سکس در قطار بیشتر بخوانید »

اولین سکسم با بهاره

سلام ، اسم من مسعود تک فرزندم بچه تهرانم يه قيافه معمولي هم دارم ، الان حدود 25 سالمه اين داستان ماله زمانيه که من 18 سالم بود و پيش دانشگاهي بودم فقط از اول بگم يه کمي طولاني هاااا خوب شروع ميکنيم : باباي ( اسم بابام امير ) من يه دوستي داره به

اولین سکسم با بهاره بیشتر بخوانید »

من و نازنین و منشی شرکت

سلام بر همه ی عزیزان و کاربران فهیم و محترم شهوتناک : خب میخوام داستان خودم و منشی شرکتمون رو براتون تعریف کنم … عارضم به خدمتتون که من رئیس یکی از بزرگترین شرکت های نمایندگی فروش لپ تاپ و فلش و لوازم جانبی کامپیوترام … حالا مارکش رو نمیگم که تبلیغ نشه ، ولی بعد

من و نازنین و منشی شرکت بیشتر بخوانید »

صیغه ای

این برای بار چندمی بود که میومد پیشم مثل همیشه رو مبل نشست و یه شربت براش حاضر کردم آوردم. کنارش نشستم گفتم: خیلی گرمه نه؟ – آره زودتر صیغه رو بخون خسته شدم. میخوام این چادر و روسری در بیارم. – چادرتو درآر بده من تا من آویزون کنم بگومهریت چی باشه و تا

صیغه ای بیشتر بخوانید »

یه روز داغ با سکس

سلام من مهسا هستم و فقط 16سالمه..داستانی که میخوام براتون بگم ماله 3ماهه پیشه و واقعیته.با رضا مدتی بود دوس بودمو هم دیگه رو واقعا دوس داشتیم میدونستم حسش بهم واقعیه و اونجور که میگفت منو واسه ازدواج میخواس.. رضا خیلی پسر با حیایی بود واقعا ،دوسال از من بزرگتر بود و من اولین عشق

یه روز داغ با سکس بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا