داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

سکس هات

خوابیده بود روی من، مثل همیشه لخت لخت،مثل همیشه گرم گرم.تو این سه سال ازدواجمون عادتمونه که یا تو بغل هم باشیم یا اون بخوابه روی من و با هم بازی کنیم. خوردن سینه های من و مالیدن اونها براش بزرگترین لذت دنیاست. سینه ها را میگیره تو مشتش و آروم فشار میده تا نوکش […]

سکس هات بیشتر بخوانید »

شاگرد خصوصی و پسر استاد

اسم من حسام هست ولی گی نیستم. خاطراه ام برمیگرده به دورانی که با جنس مخالفم سکس نداشتم و اون زمان شاید گی محسوب می شدم. داستان مربوط به زمانیه که سال دوم دبیرستان بودم. درسم اصلا خوب نبود مخصوصا ریاضیم. خانواده تصمیم گرفتن که برام معلم خصوصی بگیرن و برای همین با معلم ریاضی

شاگرد خصوصی و پسر استاد بیشتر بخوانید »

پشت شیشه برف می بارد

پشت شیشه برف می بارد پشت شیشه برف می بارد در سکوت سینه ام دستی دانه اندوه می کارد   پشت پنجره ایستادم. خیره به خیابونی که تک و توک ازش ماشین رد می شه و رد چرخاشون روی خیابون برفی، نامنظم خط می کشه. بی هیچ عابر پیاده ای. بی هیچ رد پایی. سرده.

پشت شیشه برف می بارد بیشتر بخوانید »

خانم دکتر فداکار

داستان من بر میگرده به 2 ماه پیش، که هوا کلا خیلی سرد بود. چند مدتی مریض شده بودم و حال درست حسابی هم نداشتم. مرتب خونه بهم می‌گفتن برور دکتر ولی از اونجایی که من به شدت از دارو بدم میاد، پامو دکتر نمی‌زاشتم (البته خیلی از آمپول خوشم میاد چون بعد از استفاده

خانم دکتر فداکار بیشتر بخوانید »

آش نخورده، دهن سوخته

سلام این داستان بر میگرده به پارسال که من تا حالا چوب شو می خورم داستان از اونجا شروع شد که یه روز دختر عمم با مامانش اومد خونه ما ومن اون که از بچه گی کنار هم بودیم برای اینکه از دست بقیه در بریم فرار کردیم تو یه اتاق ودر رو بستیم اخه

آش نخورده، دهن سوخته بیشتر بخوانید »

سکس خشن و باحال

زنگ زد بم گفت فردا ساعت 4 میام دنبالت فقط خدا کنه دروغ باشه… فهمیدم مهدی جریان فرشاد رو فهمیده. من با فرشاد قبل از مهدی بودم فرشاد ازم خواسته بود به یاد قدیما با اکیپ قبلیمون بریم کوه منم مهدی و پیچونده بودم و add دوس پسریکی از دخترای اکیپ،دوست مهدی بود تا دیدمش

سکس خشن و باحال بیشتر بخوانید »

دختر خاله عزیزم

سلام من 19 سالمه این خاطره ای که می خوام تعریف کنم ماله پارسال تابستونه یعنی ماله 18ساله گی. خونه واده ی من و خالم اینا با هم خیلی صمیمی ان . البته قبلا سر یه ماجرا 3 سال رابطه نداشتیم . بعد اون سه سال که پارسال ما تو اوج صمیمیت بودیم واسه اولین

دختر خاله عزیزم بیشتر بخوانید »

لب خاطره انگیز مربی

سلام به همه ی دوستان ممنون که داستان احساسی من رو کلیک کردید منتظرتون نمیزارم بریم برای مقدمه داستان : تابستان بی معنایی داشتم میخواستم برم کلاس شنا خلاصه ترم اول بود با مربی شنا که اسمش پریا است آشنا شدم در اولین نگاه یه جوری خاص به دلم افتاد یعنی معشوقش شدم یه عاشق

لب خاطره انگیز مربی بیشتر بخوانید »

قهر از خونه

سلام . تابستون پارسال برام یه اتفاقی افتاد که میخوام براتون تعریف کنم . من آرش هستم و تو یکی از شهرستانهای شمالی کشور زندگی میکنم . یه پسر سرخ و سفیدم با یه قد متوسط ، چشمای زاغ و یه کون تپل و جذاب . واسه این اکثر اوقات پیرهنم رو میندازم رو شلوارم

قهر از خونه بیشتر بخوانید »

لز من و اون

سلام من دریا هستم 16 سالمه ما با خوانوادش رفت وامد زیاد داشتیم فامیل دورمون بود از من 2 سال کوچیکتر بود خیلی باهم صمیمی شده بودیم هر روز یا من میرفتم خونشون یا اون میومد . هیکل توپلی داشت و قدش متوسط بود با موهای بلند مشکی خیلی ناز بود منم لاغرو قد بلند

لز من و اون بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا