داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

مامان بزرگ حشری

سلام من جلال هستم و باره اولمه دارم داستان مینویسم. من زیاد حاشیه نمیرم.   من دو تا مادر بزرگ دارم که در واقع پدر بزرگم دو تا زن گرفته که یکی از مادربزرگ هام نسبت به بابا بزرگم خیلی جوونه از همون پونزده سالگی تو کف سکس با مامان بزرگم بودم هیکل مامان بزرگم […]

مامان بزرگ حشری بیشتر بخوانید »

نقشه شوهرم برای کوس و کون من

سلام اسمم شارمنا است 32سالمه میخوام داستان بی غیرتی شوهرم براتون بگم اول از خودم بگم قدم187وزنم 90 سایز سوتینم 90 پوست سفیدی دارم ما افراد مونث خانواده دارای سایز بزرگ ولی به شدت خوش فرم و سفت هستیم البته مامانم قهرمان پاتیناژبود خودم قهرمان شنا بودم من در خانواده بزرگ شدم همه چیز آزاد

نقشه شوهرم برای کوس و کون من بیشتر بخوانید »

سکس با زن مردم

اسمم امید هست 29 سال دارم ) یه روز تنهایی رفته بودم نمایشگاه بین المللی شهرمون موقع برگشت 4 تا خانوم به همراه یه بچه پیاده به سمت خروجی نمایشگاه در حرکت بودن وقتی رسیدم بهشون یه بوق زدم و کمی جلوتر وایسادم ، یکیشون که از همه کوچکتره اومد و گفت اگه ممکنه تا

سکس با زن مردم بیشتر بخوانید »

سکس با شوهر دوستم برای انتقام

سلام من سارا هستم نمیخوام خیلی از خودم تعریف کنم در همین حد بگم که خوشگل و لوندم و البته عاشق سکس , توی سکس مهارت کامل دارم و شاید بخاطر همینه که راحت هر پسری رو تسلیم میکنم   یه دوست دارم اسمش درنا اس 2ساله ازدواج کرد با شه پسره فوق العاده خوشتیپ

سکس با شوهر دوستم برای انتقام بیشتر بخوانید »

ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻳﻪ ﺳﮑﺲ ﺳﻪ ﻧﻔﺮﻩ

ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﺩﺭ ﺭﺷﺘﻪ ﭘﺰﺷﮑﻲ ﻗﺒﻮﻝ ﺷﺪﻡ ﺍﻭﻧﻢ ﺗﻮ ﻳﻪ ﺷﻬﺮ ﺩﻳﮕﻪ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﻧﺰﺩﻳﻜﻢ ﺑﻮﺩﻥ … ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻡ ﻳﻪ ﻃﺒﻘﻪ ﺁﭘﺎﺭﺗﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﺗﺎ ﺧﻮﺏ ﺩﺭﺱ ﺑﺨﻮﻧﻢ ﺁﺧﻪ ﻣﻴﺪﻭﻧﻲ ﮐﻪ ﺗﻮ ﭘﺰﺷﮑﻲ ﺣﺴﺎﺑﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪ ﻭ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ

ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻳﻪ ﺳﮑﺲ ﺳﻪ ﻧﻔﺮﻩ بیشتر بخوانید »

بالاخره بهش رسیدم

موضوع از یه مهمونی که تو ماه رمضون بود شروع شد یه مهمونی خانوادگی بود که دوستای دانشگاهی بابا و مامانم بودو منم مجبور بودم برم خلاصه رفتیم… زمانی که وارد شدیم النازو دیدم وتمام توجهم به اون جلب شد خیلی زیبا بود با هیکلی که واقعا میتونم بگم تاحالا به این روفرمی ندیده بودم

بالاخره بهش رسیدم بیشتر بخوانید »

مستاجر باحال

سلام   این خاطره من تقریبابرای ۳ماه پیشه وهنوز هم ادامه داره؛من اسمم زانیاره ۲۳سالمه درکل به سکس هم علاقه ی زیادی دارم؛یک سال پیش یکی از واحدهای خونمونو میخواستیم اجاره بدیم به بنگاه سپردیم که یه خونواده کم جمعیت با رفت و امد کم برامون پیداکنه؛خلاصه تو چند روز ادمای زیادی می اومدن بازدید؛یه

مستاجر باحال بیشتر بخوانید »

همه مریم ها باکره نیستند

مریم آنقدر ها که می گفت باکره نبود……….   سه ماهی بود که ازش سکس می خواستم وهمیشه می گفت قبل از ازدواج سکس نمی خواد منم توی ذهنم ازش یه فرشته پاک و معصوم ساخته بودم و هر روز با خودم تمرین می کردم که چطور این قضیه رو با مادرم در میون بذارم…یه

همه مریم ها باکره نیستند بیشتر بخوانید »

تنها دوست دختر من

سال چهارم دبیرستان بودم حدودا 18 سال داشتم. سمیه هم دو ماه از من بزرگ تر بود. من و سمیه تو کتابخانه صناعی با هم آشنا شده بودیم. دختر بی اندازه خوشگل و خوش اندام و خوش سر زبونی بود. تا الان که این داستان رو مینویسم دختری به خوبی اون ندیدم. یک هفته ای

تنها دوست دختر من بیشتر بخوانید »

سکس اجباری با پسرخاله شوهرم

سلام من طنازم 25 سالمه قدم 172 وزنم 65 کیلو هیکل خوش فرمو قیافه خوبی دارم.قاطع گفتم چون همه میگن.این خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم واسه دوسال قبله.که شوهرم سربازبودو صبح تا 2 میرفت سربازی.پسرخاله شوهرم(نادر) دانشجوی سنندج بود (ما سنندج زندگی میکنیم)همیشه برای آخر هفته ها میومد خونه ما.همینطور که میدونید کردها

سکس اجباری با پسرخاله شوهرم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا