داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

کردن اولین دوست دخترم

با سلام خدمت شما دوستان گرامی .من محمد 17 ساله سال چهارم رشته تجربی هستم.من 180 سانتی متر قد دارم و 75 کیلو وزن.نسترن هم یه دختر شیک پوشو با 170 سانتی متر قدو 55 کیلو وزن.   پنجشنبه 18 مهر 1392: امروز که از مدرسه به خانه برگشتم متوجه شدم که چندتا از همکلاسی […]

کردن اولین دوست دخترم بیشتر بخوانید »

بالاخره فوتبال به دردم خورد

این جریان برا من تابستون سال90 اتفاق افتاد و از اونجایی شروع شد که ما داداش کوچیکمو تو مدرسه فوتبال فجرسپاسی شیراز ثبت نام کردیم ,خیلیا اونموقع اومده بودن برا ثبت نام و باشگاه خیلی شلوغ بود خلاصه من مامور شدم که روزای تمرین داداشمو ببرم سر تمرینو برگردونم. اونموقع من 21 سالم بود سال

بالاخره فوتبال به دردم خورد بیشتر بخوانید »

لذت اولین گی

من اسمم امیر هست و این داستان رو که براتون تعریف میکنم مربوط میشه به حدود 12 سال پیش که اون موقع 19 سالم بود. من اهل تهرانم و تو یکی از شهرای شمالی دانشجو بودم. خوابگاهی که دانشگاه بهمون داد خیلی بی کیفیت بود و من و چند تا از دوستان بعد از یک

لذت اولین گی بیشتر بخوانید »

کس زن عمو پریسا

سلام اسم من اشکان اهل شیرازم25ساله.من یه عمو دارم که راننده ماشین سنگینه.اهل شمال ایران.عموی ما یه خانومی داره که تعریف نباشه ازش خودش یه دنیایی برای خودش.ماجرا سال 90برام اتفاق افتاد.من با خانواده اخرای سال89رفیتم شمال دو سه روزی بموندیم خونه عموم.اخرای شب رسیدیم دیگه اینقدر خسته بودیم که سلام علیک کردیم من رفتم

کس زن عمو پریسا بیشتر بخوانید »

مسافرت به یاد موندنی

هر چی پدرم گفت صبر کن شاید واسه هفته بعد مرخصی بگیرم و همراهتون بیام قم به گوش این مامان چادری ما نرفت که نرفت . من و آبجی سهیلا و مامان شیلا واسه زیارت از اصفهان راه افتادیم طرف قم . تقریبا چهار ساعتی رو تو راه بودیم . با این که سیزده سال

مسافرت به یاد موندنی بیشتر بخوانید »

کونی‌ که باید میدادم

داستان از وقتي شروع شد كه پسر عمم كه ده سال از من بزرگتره تو محلمون مغازه باز كرد منهم هر روز اونجا بودم با دوستهای پسرعمم دوست شده بودم يك روز واسه پسرعمم مشكل پيش اومد به من گفت من مغازه رو باز كنم منم مغازه مغازه رو باز كردم و از اونجایی كه

کونی‌ که باید میدادم بیشتر بخوانید »

عشقبازی هلیا

سلام من یه دخترم که بخاطره شرایطی که تو ایرانه و تعصبی که خونواده ها دارن نمی تونم با پسری رابطه داشته باشم.ولی خب ذاتم خیلی شیطونه عاشقه عشق بازیم دوست دارم عاشق بشم واز زندگی و این حس غریزیم لذت ببرم. خاطره ی من برمیگرده به مسافرتی که رفته بودم چند وقته پیش یه

عشقبازی هلیا بیشتر بخوانید »

بهترین گناه زندگیم

9ماه بود که با هم آشنا شده بودیم .خیلی هات و سکسی بود.صورت جذابش با اون چشمای سبزش بود که منو دیوونه خودش کرد. میخواست باهم راحت باشیم اما حرفی از سکس نمیزد.دوستش داشتم و دارم.تا اینکه برنامه ی سفرش به دبی جور شد.دقیقا زمان که 1 هفته بعد تولدم بود. اوضاع جوری پیش رفت

بهترین گناه زندگیم بیشتر بخوانید »

فرشته ای بنام پریا

وقتی بهش گفتم که برگرد و به شکم بخواب انگار تمام انرژی ای که بالا پایین شدن ها و تقلاهاش رو به پایان می بردنش رو دوباره بهش برگردونم. همیشه عاشق این بود که بهش بگم برگرد و به شکم بخواب چون اینجوری هم من مسلطتر عمل می کردم و هم اون با خیال راحتتری

فرشته ای بنام پریا بیشتر بخوانید »

سکس با خواهر زن زیبام

سلام من اسمم وحید و 25 سالمه .من بعد از آمدن از خدمت با دختری آشنا شدم که در یک خانواده پر جمعیت متولد شده بود.4 خواهر و 2 برادر داره .ما تازه ازدواج کرده بودیم و یک خونه خیلی کوچیک گرفته بودیم که اتاق خواب نداشت .بعضی وقتها خواهر زنهام میومدند و چون منزلشون

سکس با خواهر زن زیبام بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا