اشکهای مامانم
سلام من احمد هستم و 20 سالمه خاطره ای که مینویسم مربوط میشه به 13 سالگیم… دوران تلخ و سختی داشتیم بابام به قول خودش یه لات مذهبی اما همیشه بیکار بود و وضع مالی خوبی نداشتیم. بابام از همه قرض کرده بود بعضی وقتا هم از مغازه ی بابابزرگم پول برمیداشت با این حال […]
