داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

اولین گی بازی های من

سلام دوستان اسم من امیرحسین 21 سالمه قدم 173 و وزنم 65 سفیدم تازه پشم های کونم داره در میاد.این داستان من برای زمانی هست که من سال سوم راهنمایی بودم یه پسر سفید و بدون یه تار مو.یروز اردیبهشتی تو کوچه مون نشسته بودم که یکی از همسایه هامون که اسمش عرفان بود داشت […]

اولین گی بازی های من بیشتر بخوانید »

زن بابا، مرواریدی در صدف

سلام دوستان .من اسمم علی 21 سالمه   من بچه تبریزم و حدود 7 سال پیش مادرمو از دست دادم.یه پدر دارم که اصلا به هم نمیایم.یه ادم با شخصیت و خوشتیب که تو محل کارش همه زنا بهش امار میدن.(اینو ابدارچی میگفت).تو یه شرکت تولیدی مدیر فروشه . و تازگیا به کار واردات از

زن بابا، مرواریدی در صدف بیشتر بخوانید »

مریم، همکار دوست داشتنی من

داستانی را که میخواهم تقدیمتون بکنم مربوط به دو سال پیشه.من سالار با 190 سانت قد و 90 کیلو وزن،مجردم و مجردی در یک آپارتمان در صادقیه زندگی میکنم.خوش چهره و خوش برخوردم طوری که در هر جمعی باشم اصطلاحاً تعزیه گردان اون جمع خواهم بود.در بین زنان و دختران نیز از محبوبیت زیادی برخوردارم

مریم، همکار دوست داشتنی من بیشتر بخوانید »

سکس با دختر راهنمایی

سلام ماجرا برمیگرده به پارسال من بایه دختر که سوم راهنمایی بود دوست شدم اونم به طور اتفاقی قبلش از خودم بگم یه پسر 18 ساله عاشق سکس ویه گرم مزاج واقعی.قدم 180 بالاتر وزن 80 هیکل ورزشی و اندام خوب و تیپ همیشه اسپرت و ساده و اون دختر هم اسمش ساناز بود که

سکس با دختر راهنمایی بیشتر بخوانید »

کون خیلی تنگ من

سلام من سارا هستم 20 سالمه قد متوسطی دارم و اندامم خوبه و سینه و کون بزرگی دارم ک همه رو مجذوب میکنه قیافه ی خوشگلی هم دارم.دوسال پیش یه دوست پسر داشتم ک اولین دوست پسرم بود و منم خیلی دوستش داشتم ولی رابطه مون درحد تلفن حرف زدن و چت و اس ام

کون خیلی تنگ من بیشتر بخوانید »

پگاه, زن داییم

پگاه زنی بود سبزه با اندامی باریک و قدی متوسط و سبک وزن با اندامی خوش تراش.خیلی باهاش صمیمی بودم یعنی هر وقت خونشون بودم خیلی تحویلم میگرفت و با هم رابطه خوبی داشتیم.از من چند سالی کوچکتر بود.خودش وداییم تنها زندگی میکردن و بچه ای نداشتن. یه روز که رفته بودم خونشون برای کمک

پگاه, زن داییم بیشتر بخوانید »

جنده محجبه

باسلام   .اسمم افشين 22 ساله از بوشهر.خلاصه 2 سال پيش يه روز داشتم تو يکى از خيابون محله هامون رد ميشدم ديدم يه دختر محجبه صورت پوشونده فقط چشماش پيدا بود از کنارم رد شد . يه عطرى به خودش زده بود که چند متر بعدش هم بوش ميامد .طالب شدم برم سر نخش

جنده محجبه بیشتر بخوانید »

شهره و پسردایی

سلام. من از بچگی با پسر داییم همبازی بودم…پسری لاغر و قد بلندی بود ولی لامصب یه سال ازم کوچیکه…قیافه شم معمولی ولی به چشم من از همه جذابه چون عاشقشم…خب منم دختری با اندام کشیده و سایز سینه هامم معمولیه و پوستم روشنه…از بچگی زن و شوهر بازی میکردیم…نه سالم بود فکر کنم که

شهره و پسردایی بیشتر بخوانید »

ندای من

دوسش داشتم ، خیلی زیاد ، اما زیاد نمیتونستم ببینمش ، اون ورودی بهمن بود و من نیمسال اولی بودم بنابراین زیاد با هم درسی نداشتیم و خیلی هم اهل این نبودم که برم دنبالشو شماره بهش بدم ، اواخر سال بود ، دیگه داشتیم نزدیک عید میشدیم زبان پیش با هم داشتیم ، رفتم

ندای من بیشتر بخوانید »

کرم از خودم بود

سلام . اسمم شبنمه ، 20 سالمه. یه دختره معمولی مثه خیلیای دیگه.از بچگی ، پسرای فامیل یه جور دیگه نگام میکردن و از هر فرصتی واسه ور رفتن باهام استفاده میکردن.خداییش اینم بگم که پسرای خوب و خوش قیافه ای هستن که هر دختری دوست داره باهاشون آمار بازی کنه.بین همه ی اینا یه

کرم از خودم بود بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا