داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

عاشق جوراب و پا شدم

سلام اسم من ارشیا است میخوام یه خاطره ی تلخ از شب یلدا براتون بگم من عاشق جوراب جورابم شاید تعجب کنید ولی من عاشقش هستم مخصوصا شیشه ایی وقتی که دخترا میکنن تو پاشون من دیونه میشم دست خودم نیست من علاوه برجوراب عاشق پا ی دختر هم هستم من راستش علاقه شدیدی به […]

عاشق جوراب و پا شدم Read More »

روزهای عشق

اولین روز ماه مهر من با یه قیافه خیلی مردانه سمت مدرسه راه افتادم و دم دبیرستانمون یه جوری راه میرفتم که مثلا من یه سکس داشتم و از بقیه مردترم اونا نمیدونستن من سکس داشتم ولی من جوری رفتار میکردم که تیپ مردونگیم به چشم بزنه خلاصه روز اول مدرسه گذشت و من شبش

روزهای عشق Read More »

تو بغل شوهرم به یادش ارضا میشم

اگه بخوام کامل همه چیو توضیح بدم خسته میشید و حوصلتون سر میره فقط بدونید این داستان نیست واقعیت زندگیمه سالهاا قبل با پسری عاشق هم بودیم ولی بنا به دلایلی بهم نرسیدیم این عشق از وقتی شروع شد که من کلاس چهارم بودم و حمید اول راهنمایی و تا سوم دبیرستان هم ادامه داشت

تو بغل شوهرم به یادش ارضا میشم Read More »

اولین سکس با سپیده

سلام .اسمم محمد 26 سالمه .یه کم از خودم میگم .تو کار تزیینات ساختمانم.قدم 180 وزنم 60چهرم بد نیست هیکلم ورزشیه و سکسی .خلاصه نمیخوام حوصلتون سر بره. با یه دختر تو چت اشنا شدم به اسم سپیده 21 ساله دانشجوی رشته حقوق. چهره خوشگلو تو دل برو داشت.صورت کشیده ابروهای کشیده پیوسته هیکلش که

اولین سکس با سپیده Read More »

بهترین گی دوطرفه

با سلام به تمام دوستای خوبم   من اسمم امیره بچه تبریزم 17سالمه رنگ پوستم سفید،قدم175،وزنم75.قیافمم بدک نیست منو خانوادم سال گذشته تو سال 91قرار گذاشتیم دسته جمعی بریم مشهد چن روزی مونده بود بریم مشهد که خانوادم در حال خریدو جمع کردن میشه گفت اماده شدن برا سفر بودن اون روزا زیاد دنبال دوست

بهترین گی دوطرفه Read More »

دختر برادرم زهرا، جنده ی خودم

من میثم هستم و این خاطره مربوط به قبل از سربازیم. بدون مقدمه میرم سر داستان یه روزی من تو خونه داداشم مهمون بودم و قرار بود شب اونجا بمونم اخه هر از چند گاهی به خاطر شغل داداشم من شب اونجا می موندم اینم یکی از اون شبها بود زهرا از من 3سال کوچک

دختر برادرم زهرا، جنده ی خودم Read More »

هم منو کرد هم مامانمو

سلام من سامان ۲۵ سالمه داستانی که مینویسم واقعیه. منم که مینویسم برای تخلیه روحی خودمه چون سالهاست که به خاط این اتفاقات دارم عذاب میکشم گاهی اوقات تحریکم میکنه گاهی هم عذابم میده من تک فرزندم و سالها پیش پدرمادرم به دلیل سفرپدرم به خارج از کشور ازهم جداشدن وما تنها موندیم از بچگی

هم منو کرد هم مامانمو Read More »

کاش اون روز پام میشکست

این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به سال 8/8/88 درست تولد امام رضا بود من اون موقع توی یه بوتیک کار میکردم که بغل دست بوتیک دوتا خونه بود یکی از اون خونه ها دوتا پسر داشت به اسم های حسن و حسین مامانشون هم بافتنی میبافت و برای مغازه ها می

کاش اون روز پام میشکست Read More »

یه روز از زندگی من و همسرم

با سلام من کیان و همسرم هستی هر دو 32 سال داریم و 4 سال هستش که ازدواج کردیم. هنوز بچه دار نشدیم و فعلا هم به فکرش نیستیم. هستی پوست برنزه ای داره قد165 و وزنشم 61 کیلو هستش. سینه هاش تقریبا سفت و سر بالاست ولی وجه تمایزش بیشتر باسنش که فرم زیبایی

یه روز از زندگی من و همسرم Read More »

خانم مدیر سکسی

سلام.   من خیلی سکس داشتم که اگه بخوام تعریف کنم خودش یه کتابه. اما دیدم این یکی ارزش نوشتن داره. من راستین هستم. 19سالمه. 183قد و 73وزنمه. مو های نسبتا مشکی. پوست خیلی سفید و هیکل ورزشکاری. چشمام روشنه. در کل قیافم از اون قیافه هایی نیست که هر روز تو خیابون میبینین. اینم

خانم مدیر سکسی Read More »

Scroll to Top