داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

سکس من با لیندا

اسم من سیناست 21سالمه.از بچگی همه چی داشتم تعریف از خودم نباشه خوشگل و جذابم 19 سالم بود ما تو خانواده مرفه تو یکی از مناطق خوب و به قول یالدینیا بالاشهر زندگی میکردیم بابام تو کار معدن بود مامانم هم 5 سالم بود مرده بود من یه خواهر کوچک تر از خودم داشتم به […]

سکس من با لیندا Read More »

دوست دختر پرحشر

سلام به همه ی عزیزان راستش این داستان مربوط به دو سال پیش من با عشق اولم هستش دختری خوشگل و خوش اندام که اسمش رها بود و واقعا عاشق هم دیگه بودیم و تصمیم داشتیم باهام ازدواج کنیم مادر رها یه خانم واقعا شکاک از اونا که حتی به سایه خودش ام شک داشت

دوست دختر پرحشر Read More »

سکسی همراه با کلی ترس و هیجان

داستان از جایی شروع شد که من کار اداری داشتم و برای انجامش رفتم به آن اداره که بخاطر مشکلات اخیر کمی ناراحت بودم و هیچ توجه هی به اطرافیانم نداشتم,کارمندی که پیشش رفتم.تا کارا رو واسم اانجام بده درخواست فرم کردم وقتی پر کردم دستش دادم و همه را با دقت میدید و همون

سکسی همراه با کلی ترس و هیجان Read More »

آخرش کونمو کرد

سلام دوستان من اسمم سامانه الان 22 سالمه و این خاطره مربوط میشه به 10سال پیش که من 12 ساله بودم تابستون بود و مامان بابام که میرفتن سر کار منو میبردن خونه مادر بزرگم من یه پسر دایی دارم به نام حامد که 4سال از من بزرگتره من و حامد تو خونه مادر بزرگم

آخرش کونمو کرد Read More »

کس سفید سپیده

سلام من محسن هستم 34ساله و خاطره ای که براتون تعریف میکنم مربوط میشه به 3سال پیش . 8سال پیش بود که با مینا (همسرم)آشنا شدم .اون زمان هنوز دانشجو بودم .تقریبا دو سال با هم دوست بودیم و بارها باهم سکس کردیم.من نمی خواستم بگیرمش چون واقعا دوستش نداشتم.شاید خیلی ها بگن چقدر نامرد

کس سفید سپیده Read More »

پدر شوهر داغ

اصلا از کارای این شاهین سر در نمی آوردم.. پسر تو باید بری سر بازی .. .. من نمی دونم این چه مرضیه که پیدا کردی -نه پدر من اگه برم سربازی عطیه رو از دست میدم -پسر تو که تا حالا پنجاه تا دوست دختر داشتی .. از شرایط منم با خبری . دیگه

پدر شوهر داغ Read More »

سکس داداشم با دوست دخترش

سلام من مهتاب هستم.19ساله وساكن كرج… اوايل اريبهشت بود.از كلاس برگشتم.مامانو خواهربزرگم مونا ميخواستن برن خونه مادربزرگم كه تازه چشمشو عمل كرده بود.منم قرار بود برم اما بعد كلاسم واقعا خسته بودم وترجيح دادم تو خونه بمونمو استراحت كنم.اونا رفتنو منم رفتم آشپزخونه چيزي بخورم كه در باز شد و برادرم مهرداد كه5 سال از

سکس داداشم با دوست دخترش Read More »

آخرین باری که کون دادم

میخوام براتون آخرین باری که کون دادم (2هفته پیش)رو بگم.با یه پسر تقریبا 25-26ساله. سر صبح پیاده داشتم میرفتم مدرسه که یهو یه مفر با یه موتور پیچید جلوم.میدونست هر روز گوشی میبرم مدرسه و چندباری هم دیده بودمش.گفت:داداش گوشی داری زنگ بزنی ببینم گوشیم چرا صدانداره؟ گفتم باشه.وقتی زنگ زدم تازه 2000ریم افتاد که

آخرین باری که کون دادم Read More »

سکس و فلسفه

ساعت سه بود. درگیر مطالعه مقالات فارسی و انگلیسی. از رسانه گرفته تا معماهای جدید تولد ابرنواختر. موبایل زنگ زد. یک شماره ناشناس. جواب بدم یا نه؟.. بزار این یه جمله رو تموم کنم بعد جواب بدم.. -الو..؟ -سلام – شما؟ – یعنی کس دیگه‌ای داره با شماره من به تو زنگ می‌زنه؟ – اوه

سکس و فلسفه Read More »

کون دادنم تو گندم زار

سلام به بجه هاي شهوتي اين سايت اين داستاني كه ميخوام براتون تعريف كنم داستان كردن من تو گندمزار محلمون هستش اول ازخودم بگم من پسر تقريبا سفيد باقدي حدود 165وزني 67هستم سنم الان 17سالمه درضمن اصرار به باوركردنتون نيست ولي بدونيد واقعيه اين داستان برمي كرده به زماني كه من 14سالم بود يه تو

کون دادنم تو گندم زار Read More »

Scroll to Top