گاییده شدنم در شمال
سوار که شدم با هم دست دادیم. نگام افتاد پشت پاترول گفتم: اینو چرا اینجوری کردی؟ آخه صندلی عقب رو خوابونده بود و همسطح با پشت کرده بود روشم یه روانداز کشیده بود و پتو و متکا. گفت: سفرمون درازه لازم میشه. گفتم: بابا ما که قرار بود بریم چمخاله چند ساعت بیشتر نیست که؟ […]
گاییده شدنم در شمال Read More »
