عاشق مردونگیاشم
سلام دوستان…داستانی که الان میخوام واستون بنویسم بر میگرده به دو ماه پیش… اسم من شیداس- 22سالمه، قدم170،وزنم75، پوستم گندمیه هیکلمم پره ولی چاق نیستم…اگه بخوام از خصوصیات ظاهریمم بگم: چشمای درشت و قهوه ای و موهای خرمایی…بریم سراغ داستان!!! اوایل محرم سال 90 بود که با ی پسری اشنا شدم به اسم مهران خیلی […]
عاشق مردونگیاشم بیشتر بخوانید »
