داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

گی با شاهین

سلام خدمت همه دوستان اسم من سامان 18 سالمه قد170 وزن 60 باسن متوسط و نرم اهل کرج هستم این داستان بر میگرده به دو سال پیش که دوم دبیرستان بودم داستان از اونجا شروع شد که : من دبیرستان که بودم یه دوست داشتم به اسم شاهین ، شاهین یه پسر 18 ساله با […]

گی با شاهین بیشتر بخوانید »

سكس با آبجی حشریم مریم

سلام دوستان اسم من فرزامه و ٢٧ سالمه و متاهلم، هيكل معمولي و قيافه معمولي دارم، يه آبجي دارم به اسم مريم كه ٢۵ سالشه و متاهل ولي قيافش فوق العاده خوشگل و نازه و اندامشم خوبه و ٢ تا هم بچه داره كه ابتدايي درس ميخونن يكي پنجم و يكي چهارم، قضيه سكس ما برميگرده

سكس با آبجی حشریم مریم بیشتر بخوانید »

اولین لز الهام و فریبا

من الهامم 25 سالمه. این خاطره برمیگرده به 4سال پیش.من دانشجوی شهرستان بودم.آخر هفته با مهرداد و دوستاش رفتیم شمال تو ویلا یکی از دوستاش.همه جفت جفت بودیم.عصر که رسیدیم همه رفتن استراحت کنن.من و مهردادم رفتیم تو یکی از اتاقا.لخت شدیم و خوابیدیم.مهرداد ی حال حسابی به کوسم داد و بعدم کیرشو گزاشت تو

اولین لز الهام و فریبا بیشتر بخوانید »

سکس با نیر

سلام اول از خودم بگم : محمد هستم 17 سالمه و اهل تبریزم ، معمولا عید ها میریم تهران چون فامیلای بابام تهرانن.روز سوم عید رفته بودیم خونه عمه بابام که عید دیدنی کنیم حالا زورکی ما رو نگه داشتن.عمه ی بابام یه زن پیر بود که یه پسر و یه دختر داشت.پسرش توی تبریز

سکس با نیر بیشتر بخوانید »

کون دادن عرفان

سلام اسمم عرفان هستش داستانم برمیگرده به سه سال پیش اون موقع سنم پایین بود و خیلی حشری بودم .یه شب مهمون عموی بزرگم بودیم بعد از شام خانوادمون برگشتن خونه من موندم خونه عموم.عموم چهارتا پسر داره که یکیشون واقعا خوش هیکل و خوش قیافس اسمش سعید هستش .موقع خوابیدن اومد کنارمن دراز کشید

کون دادن عرفان بیشتر بخوانید »

ثانیه های لذت بخش

هنوز آفتاب غروب نکرده، چشمانم را به ساعت روی دیوار دوخته ام… عزیزترین موجود زندگیم هنوز درب سوییت شماره ۷۰۱ رو باز نکرده. بعد از دو ماه دوری منتظر دیدن فرناز بودم، همه وجودم از شوق می لرزید. هزاران نقشه برای در آغوش گرفتنش کشیده بودم، هرچند میدونستم که مثل قبل، درست تو لحظه آخر

ثانیه های لذت بخش بیشتر بخوانید »

گل تن

با سلام من حامد هستم و پانزده سال پيش وقتي بيست سالم بود اين اتفاق برام افتاد اون موقع تعميرکار يه شرکت خدماتي بودم که با شرکت سام سرويس قرارداد داشت و کارهاي خدماتي براي لوازم خانگي و الکترونيکي انجام مي داد . در اون زمان من با اينکه از نظر سني و جسمي به

گل تن بیشتر بخوانید »

تجربه فوت جاب با همسرم

سلام به همه دوستان.   داستانی که می خوام واستون تعریف کنم مربوط به اولین فوت جاب من و همسرم هستش.من یوسف هستم , سی و چهارساله و کارمند اموزش و پرورش در یکی از شهرستانها. همسرم مریم چهار سال ازم کوچکتره و خانه دار هستش.ما شش ساله که ازدواج کردیم.چهار ساله اول ما معمولا

تجربه فوت جاب با همسرم بیشتر بخوانید »

سخی افغانی کونیم کرد

تازه به سن بلوغ رسیده بودم…  یه نوجوان شونزده ساله که همه چیز برایش تازگی داشت . از یک دوست دبیرستانی که خیلی رفاقت داشتم جلق زدن رو یاد گرفته بودم و حداقل روزی دوبار اینکارو میکردم و لذت خاصی هم داشت با این سن هنوز کیرم به هشت سانت نرسیده بود ولی خیلی دوست

سخی افغانی کونیم کرد بیشتر بخوانید »

کونی‌ که کل محل تو کف اش بودن

سلام ب همه من الان 22 سالمه. از بچگی تو محل همه دوست داشتن منو بکنن خیلی دوست داشتن منو مال خودشون کنن از همون بچگی سفیدو بیمو بودم با صورت خوشگلو چشای سبز خب راستشو بخواین من خودمم بدم نمیومد بخوابم زیر یکیشون اما اعتماد نداشتم میترسیدم ابرومو ببرن اخه اونا همه سنشون از

کونی‌ که کل محل تو کف اش بودن بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا