پی بردن به جندگی مامان
همه چيز از موقعي كه من 16 سالم بود شروع شد. من دوم دبيرستان بودم و شيفت بعد از ظهر مدرسه داشتم. كلاسهاي من از ساعت يك و نيم ظهر شروع ميشد و تا شش و نيم عصر ادامه داشت و من معمولا حوالي ساعت هفت ميرسيدم خونه. اما يك روز سهشنبه دبير زنگ آخرمون […]
پی بردن به جندگی مامان Read More »
