داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

سکسی که نباید می‌کردیم

یک ماهی بود که مینو با دستو پای شکسته و سر باند پیچی تو خونه نشسته بود برای من هم عذاب بود مینوی نا ارام من که هیچ شبی رو بدون سکس نمی خوابید حالا یک شب بدون مسکن نمی خوابید این یک ماه رو به بدترین شکل گذرونده بودم چون وجود همسری به داغی […]

سکسی که نباید می‌کردیم بیشتر بخوانید »

کون دادن به پیرمرد با تجربه

سلام دوستان. من محسن هستم چندین سال پیش وقتی دوران راهنمایی رو میگذروندم اتفاق بی نظیری برام افتاد… *** یک روز بعد از تعطیل شدن مدرسه مثل همیشه برای اومدن به خونه منتظر ماشین بودم که یه پیرمرده جلو پام ترمز زد بهش مسیرمو گفتم اونم یه لبخند زد و گفت بیا بالا عزیزم از

کون دادن به پیرمرد با تجربه بیشتر بخوانید »

کیر من و کس عمه ثریا

سلام. یاشارم۲۶ ساله. دوست دختر زیاد نداشتم زیادم نرفتم دنبالش چون یکیو دوس داشتم بخاطر اون هیچوقت نرفتم دنبال جنس مخالف،بجز در مواردی که دیگه نمیشد شهوتو باچیزی مثل ورزش کنترلش کنی. با مژده از اول دانشگاه آشنا شدم. باهم دوست شدیم فقط بخاطر سکس و رفع نیازمون. ماهی یبار نهایتا سکس داشتیم مژده هم

کیر من و کس عمه ثریا بیشتر بخوانید »

آرزوهای بزرگ

سلام. من امیر علی هستم.19سالمه و تقریبا188 قدم.پوستم تقریبا سبزه هست ورنگ چشامم عسلی.موهامم بوره وهیکل چهار شونه و ورزشکاری دارم.این خاطره ای که میگم حدودا مال 4 ماه پیشه.من یه دوست دختردارم که خیلی کس وکون خوشگلی داره وسینه هاشم خیلی روفرمه.ماباهم تلفنی خیلی حرف میزدم وتو هر فرصتی قرار میزاشتیم تا هم دیگه

آرزوهای بزرگ بیشتر بخوانید »

سورپرایزی برای من

مثل اکثر بچه دبیرستانی ها منم دوست دختر داشتم و تو نوجوونیم خوش بودم برا خودم. بر و روی خوبی داشتم. از موقعی که یادم میاد با همه فرق داشتم، علاقه هام، لباس پوشیدنم، آهنگ گوش دادنم، حرف زدنم و…… راستش قیافم اصلا به یه پسر پونزده ساله نمیخورد واسه همین بیشتر با دخترای بزرگتر

سورپرایزی برای من بیشتر بخوانید »

برده ای به نام همسر

پدرم یک مغازه دار معمولی بود و خانه مان پایین شهر، از 7 سالگی هم بازی دختر همسایه مینا بودم. دو سال از من کوچکتر بود.سفید با موهای بور، چشمهای خیلی قشنگ و لب قرمزی داشت. 10 یازده سالگی با هم ور میرفتیم همدیگر را دست مالی میکردیم، 15 سالم بود که برای اولین بار

برده ای به نام همسر بیشتر بخوانید »

جنده ی دروغگو

سلام. خاطره من برمیگرده به سال ۹۱ من بچه روستایی هستم ولی بخاطر نزدیک بودن روستامون ب یکی از شهرهای استانمون (بوشهر)بیشتر وقت فراغتم با دوستام میرفتیم شهر. بعد از درس خوندنم(گرفتن فوق دیپلمم)راهی خدمت شدم از شانس خوبم بعد از اموزشی افتادم همون شهری که نزدیک روستامون بود بوشهر… *** اواخر خدمتم بود و

جنده ی دروغگو بیشتر بخوانید »

کس دادن خواهرم به بابک خر کیر

سلام. امير هستم 25 سالمه اين خاطره که ميخام براتون بگم مربوط ميشه به عيد سال قبل چون خیلی جالب بود برام و یه جورایی خنده دار گفتم مکتوبش کنم .يه خواهر دارم اسمش الهام هست 30سالشه اينطور که خودش ميگه 157قدش هست و 66 کيلو هم وزنشه.رنگ پوستش سفيدهست سايز سينشو نميدونم ولي سينه

کس دادن خواهرم به بابک خر کیر بیشتر بخوانید »

کس دادن به فروشنده ی خوش تیپ

سلام. اسم من ساراست قدم تقریبا 178 باسن و سینه های خوش فرمی دارم حدود 2 سال هست طلاق گرفتم و تنها زندگی میکنم می خواستم یکی از سکس های خودمو بگم داستان از اینجا شروع شد که یکی از دوستام منو دعوت کرد به جشن تولدش من قبول کردمو یکی دو روز قبل از

کس دادن به فروشنده ی خوش تیپ بیشتر بخوانید »

سکسی ترين هديه تولد

سلام دوستان. اين خاطره برميگرده به چند ماه پيش وقتي كه دو نفر از دوستانمان من و بابك را براي تولد من به خونه شون دعوت كرده بودند. داستان اشنايي ما با اين دوستان- مونيكا و توماس-و سكس ضربدري و ساير اتفاقات هيجان انگيز ديدارهايمان را قبلا براتون تعريف كرده بوديم.   از چند روز

سکسی ترين هديه تولد بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا