محمود آقا
سلام داستانم راجع به همسایمون آقا محمود هست که چند وقته با همیم… من افسانه هستم چهل ودوسالمه متاهلم و یک پسر و یک دختر دارم، شوهرم کارمند یک شرکت خصوصیه و صبح تا شب سرکاره، بچه هام هم اکثرا یا دانشگاه هستن یا کلاس من بیشتر تنهام تا شب، اینارو گفتم نه اینکه […]
