داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

زن عموم جنده ی خودم شد

سلام .اسمم سعید.20 سالمه،از رشت! الانم دانشجوام.اما داستانم واسه 2 سال پیشه.نمیدونم از کجا شروع کنم.آخه اتفاقات زندگیم زیاده… *** من خیلی شوخ و مهربونم.تو خونواده همه دوسم دارن خدایی.مخصوصأ زن عموم.من هر سال تابستونا میرم تهران خونه ی فامیل.عمه،عمو،خاله!عموم تو یه کارخونه کار میکنه که کارش شیفتیه و ساعت کاریش عوض میشه.زن عموم که […]

زن عموم جنده ی خودم شد Read More »

از برکات کیر حاج آقا

حاج آقا گلستانی یه آخوند بود.ازاون کس کشهای روزگار. شغل خوبی هم داشت وخلاصه کس کش بزرگی بود.یه روزیکی ازکس کشهای کوچکترکه پیش حاج آقاکارمیکرد دردفترحاج آقا رو زدو باعرض سلام علیکم به حاج آقاگفت: ببخشیدحاجی مزاحم میشم.این حاج خانم مااومده اداره دنبال من.یه کاری پیش اومده بایدباهاش برم.اگرمرحمت کنیدامروزروبه من مرخصی بدین ممنون میشم.  

از برکات کیر حاج آقا Read More »

سکس با آقای ر

توخونه تنهابودم حوصله ام سررفته بود ازخونه بیرون رفتم همنیجوری که برای خودم چرخ میزدم توی خیابون اقای ر رو دیدم اقای ر جانبازو رییس یک اداره بودازدوستای سعید (شوهرم که چند وقتیه که از دنیا رفته) بود بعدازمرگ سعید چندباری باهام تماس گرفته بود وحرف زده بودیم کنارش ایستادم.   منوکه پشت فرمان دید اومدجلو

سکس با آقای ر Read More »

عطر گم شده

نگاهم از پشت شیشه ی کثیف پنجره ی چوبی اتاقم، بر روی برگ های درختان چنار کهنسال کنار خیابان باریکی که اتفاقا اصلی ترین خیابان شهر بود می لغزید… برگ های پهن و خوش فرمی که ذره ذره خود را برای زرد شدن و افتادن در جوی آب پای درخت آماده می کردند. دو روز

عطر گم شده Read More »

سکس با دخترخاله ی شوهردار

یا سلام خدمت همه دوستان این داستان خرداد سال 94 اتفاق افتاد. من اسمم محمد و 33 سالمه از شهر اصفهان… میرم سر داستان *** روز جمعه بود و تو خونه بودیم دیدم اف اف را زدن دیدم دختر خالم با شوهرشه این دختر خالم هم خوشگل هم خوش هیکل خلاصه در را باز کردم اومدن

سکس با دخترخاله ی شوهردار Read More »

در حسرت زن بودن

اول از همه بگم که من یه زن‌پوش هستم. حس زنونگی و علاقم به پسرای هیکلی از خیلی وقت بود که در من وجود داشت. از زمان مدرسه رفتن که حتی اون موقع هم به پسرای بزرگتر از خودم حس خوبی داشتم. اینکه پسری منو لمس کنه و به بدنم دست بزنه. تا الان که

در حسرت زن بودن Read More »

آه ای رنج شیرینم

داشتم برای پرسش فردا شعر حفظ می کردم که بابا و مامانم اومدن تو.می دونستم یه چیزی شده!یک دو روزی بود که هم تو فکر بودن و اخم هم پنهانی با هم حرف میزدن… *** بابام با لحن آرومی گفت که حفظ شعررو ول کنم چون میخوایم دو کلمه ای باهام حرف بزنیم.منم نشستم کنارشون

آه ای رنج شیرینم Read More »

سر سگا رفتم بگا

سلام. این خاطره مال وقتیه که بچه بودم ده دوازده سالم بود… *** یه روز داشتم از بیرون مغازه سگا بازی کردن بچه ها رو میدیدم اون موقع سگا ومیکرو تازه اومده بود منم پول توجیبیم خیلی‌ کم بود یعنی‌ تقریبا هیچی‌ نمیتونستم خیلی‌ بازی کنم … یه روز که جلوی مغازه بودم یه مرد ۳۵ ساله اومد بغل دستم

سر سگا رفتم بگا Read More »

کون دادن به راننده ی سن بالا

سلام به همه.   من سروش هستم 24 ساله از اراک این دومین داستانی هست ک می نویسم این داستان مربوط میشه به کون دادن من تو سفر با یه مرد سن بالا هست این خاطره مال دوهفته قبل از ماه رمضان هست اینم بگم من گی هستم تمایل به همجنس دارم ن جنس مخالف… ***

کون دادن به راننده ی سن بالا Read More »

عشق من و یه زن شوهر دار

سلام دوستان. سعید هستم که همه تو محل منو به اسم سوپر سعید میشناختن ( داستانو بخونین متوجه میشین) *** چند سال پیش یه مغازه مواد غذایی داشتم . راستشو بخواید همش سرو کارم با زنها بود . از همون اول با مشتریها احساس راحتی داشتم و متقابلا اونها هم با من همینطور بودن . ارتباطم با

عشق من و یه زن شوهر دار Read More »

Scroll to Top