داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

کون دادن به پیمان بدنساز

سلام به همه. میخوام داستان آشنایی و کون دادن به پیمان رو براتون بگم. مسافرت بودم که تو چت یاهو قبل بسته شدن چت با پیمان اشنا شدم بعد یک مدت که چت کردیم فکر کنم ۳ ماه شدقرار گزاشتیم بیاد خونمون من طبق معمول رفتم حمام و حسابی خودمو صاف کردم و یه شورت […]

کون دادن به پیمان بدنساز بیشتر بخوانید »

گاییده شدن با کیر پسر همسایه

سلام. اسم من میلاد خاطره مربوط به زمانی که من 18 سال داشتم … *** ناگفته نمونه که خیلی خوشگل و بی مو و سفید بودم اکثر دوستان و آشنایان تو کفم بودن تا اینکه یک روز پسر همسایمون خیلی رو مخم ره میرفت یک موتور و ماشین داشت بهم گفت اگه خواستی میتونی با

گاییده شدن با کیر پسر همسایه بیشتر بخوانید »

فرشته‌ای که جنده شد

سلام دوستان . من اسمم عرفانه و ۲۴سالمه. این داستان مال دوسال پیشه. من و سحر بطور اتفاقی باهم اشنا شدیم. اوایل تمام فکر و ذکرم سحر بود. من تقریبا بار اولم بود که یه رابطه عاشقانه رو تجربه میکردم البته قبلش زیاد کون کرده بودم ولی درباره دخترا هیچ تجربه ای نداشتم. سحر دختری

فرشته‌ای که جنده شد بیشتر بخوانید »

لذت کونی‌ بودن و زن جندگی بعد از ازدواج

سلام من آرین هستم و شیراز زندگی‌ می‌کنم. من 18 سالم بود که برام زن گرفتن,البته من گی بودم و هیچ علاقه ایی به زن نداشتم اما از اونجایی که خونواده خشک مقدسی داشتم نمیشد بشون نه بگم هیچوقتم از زنم راضی نبودم البته اونم راضی نبود ولی بالاجبار با هم بودیم! البته خودمم نمیدونستم

لذت کونی‌ بودن و زن جندگی بعد از ازدواج بیشتر بخوانید »

جنده ی امیر

19 سالگی ازدواج کردم 21 سالگی طلاق گرفتم توی کل مدت متاهلی 10 بار سکس نکرده بودم . 3 سال بود اومده بودم تهران . بعد از طلاق با پول مهریه ام یک خونه اجاره کردم و زندگی روزمره میکردم…   یک جا کلاس میرفتم اونجا با یک پسری آشنا شدم که تقریبا من مخش زدم

جنده ی امیر بیشتر بخوانید »

کردن کس زن دوست صمیمیم

سلام دوستان. این داستان مال وقتیه که تو یه هتل تازه مشغول به کار شده بودم… *** زمانی که به هتل اومدم در بخش ناظرخرید مشغول بکار شدم فردی بنام کمال حسابدار هتل بود بعداز چندبار رفت و آمد وصحبت با هم خیلی صمیمی شدیم بطوری که واقعا بهم اطمینان پیدا کرده بود بطوری که

کردن کس زن دوست صمیمیم بیشتر بخوانید »

معلمی که درس جندگی بهم داد

سلام …همه منو به شراره میشناسن شمام بگید همون شراره از بچگی پدر و مادرمو از دست دادم هیچی واسم نذاشتن. من بودم یه برادر شیرخوار اونو که یه خونواده به فرزندی برداشتن فکر کنم وضعشونم توپ بود چون یادمه با یه ماشین خارجکی اومدن دنبالش و بردنش منه مادر مرده بدبخت موندم با یه

معلمی که درس جندگی بهم داد بیشتر بخوانید »

راز جندگی مامان

سلام. من پدرم همیشه سرش شلوغه یه عمو دارم که از کوچیکی تا الان پیش پدرمه و کاراشو انجام میده. عموم تازه نامزد کرده بود و تولدنامزدش بود اومد دنبالمون که من با دوستم قرار بیرون داشتم گفتم من نمیام خواهرم با دختر خالم که8 سالشون بود خونه بودن.من رفتم سر کوچه منتظر دوستم شدم

راز جندگی مامان بیشتر بخوانید »

روزهای خوب من و پری

پری:سلام چطوری محمد خوبی محمد:ممنون گلم چه خبر نیستی یادی از ما نمیکنی پری:هستم اما تا الان مامان خونه بود نمیتونستم باهات بحرفم گلم محمد:اشکال نداره نفس پری:محمد پاشو بیا خونمون یادته بهت قول داده بودم ناهار بدم الان کسی نیست جز من و داداشم محمد:باشه الان میام فقط پارسا به مادرت چیزی نگه نترس

روزهای خوب من و پری بیشتر بخوانید »

راز به درد بخور

سلام. من مجیدم و 30 سالمه. *** سال 85 بود که پدر مادرم رفتن مسافرت به شهرستان پدریشون و دوباره خونه مکان شد البته مکان برای ما حکم یه جای راحت برای ازاد سیگار کشیدن و دستی به سیمو سنجاق زدن بود ولی بازم همین برای ما بس بود صبحا به سر کار میرفتم و بعد از

راز به درد بخور بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا