طعم خواستن و نرسیدن
دامنِ پیرهنِ یشمی رنگمو بین انگشتای ظریفم گرفتم و بدون توجه به سوالای اطرافیانم سریع خودمو به طبقه بالا رسوندم…. بعد از ورود به اتاق درو قفل کردم… کفشامو در آوردم و روی تخت نشستم… چقدر دلم میخواست دراز بکشم ولی ترس چروک شدن لباسم منو از این لذت محروم میکرد…. صدای موزیک سرسام آور […]
طعم خواستن و نرسیدن بیشتر بخوانید »
