یه عشق ساده با طعم سکس
وقتی که با شیما اشنا شدم ۲۴ سالم بود و اون ۳۴ سال. یه دختر سیزده ساله داشت. از شوهرش دو سالی بود جدا شده بود. تو ی روز پاییزی که بارون به شدت میبارید سوارش کردم.بعد از کمی صحبت ازش اجازه گرفتم شمارمو بهش بدم تا باهم اشنا بشیم.ی زن فوق العاده احساساتی و بسیار […]
یه عشق ساده با طعم سکس بیشتر بخوانید »
