داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

تلخ و شیرین زندگی

سلام خدمت همگی داستانم طولانی هست واخرش سکسی… سلین(معنی:بهشت..نام دختر) هستم 23ساله..19سالم بود با رضا اشنا شدم ، 22 سالش بود ، اشناییمون تو خیابان زرگری شیراز بود یادمه عروسی دختر خالم بود و من برای انتخاب لباس رفته بودم که بعد با مامانم برم بخرم…غرق تماشای ویترین ها و مغازه ها بودم حس کردم […]

تلخ و شیرین زندگی Read More »

کاری کردم که داییم منو بکنه

درود دوستان . هشت سال به گذشته بر می گردم و در حالی که با مادر و خواهر و واژه ای بنام پدر زندگی را میگذراندیم که خواهر بزرگم در دانشگاه شهری دیگه قبول شد وبرای اولین بار باید دو سه شب رو تنهایی میگذراندم … *** من 17 سال داشتم که تو این افکار

کاری کردم که داییم منو بکنه Read More »

چه کیری داشت وحید جون

یکی از چهارشنبه های اردیبهشت ماه پارسال بود که وارد یکی از چت روم ها شدم دنبال پسری که بتونم باهاش باشم…   یک ساعتی بود که تو نت بودم و اسم پروفایلمو پسر ناز و سفید گذاشته بودم .پسری به اسم وحید برام پی ام داد و بهم گفت که دوس داری کون بدی؟منم که

چه کیری داشت وحید جون Read More »

عشق و حال مجردی تو شمال

سر زن گرفتن وعزب بودن تو خونه باز جر و بحثم شد و از خونه زدم بیرون رفتم تو مغازه… *** ساعت تقریبا ۱۲ شب بود زنگ زدم یکی از دوستام حال و احوال قصه بحث همیشگی رو براش تعریف کردم وگفتم بیا بریم یه طرفی حالمون عوض بشه اومد دنبالم مثل همیشه با شیشه

عشق و حال مجردی تو شمال Read More »

شب شراب

تازه کلاسم تموم شد. به ساعتم نگاه کردم … اه این ساعت. تقریبا ۲۰ سال بود که هنوز استفاده میکردم. ساعت کاسیو اصل که بابا از یه سفر سوغاتی اورده بود. اون زمان ساعت کامیپوتری با استاپ واچ و تایمر و این چیزا مثل این بود که الان یه بچه ی ۸ ساله ( ای

شب شراب Read More »

ناجی

زنگ ساعت در اومده بود من که اصلا تو حال خودم نبودم تعویق رو زدم و 20 دقیقه ای خوابیدم چشمامو باز کردم یه نگاه به ساعت وای خیلی دیر شده باید برم بدون خوردن صبحونه یه سیگار روشن کردم و سوار ماشین شدم یاد دیشب و حرفام با زنم که طلاقش داده بودم داشت

ناجی Read More »

مشکل بزرگ

دوستان سلام. من یه مشکل بزرگ دارم ازتون می خوام کمکم کنید لطفا،نمی دونم چجوری بگم … *** من دانیال 19ساله هستم و سه خواهر دارم که دوتاشون کوچیکترازمن هستن ویکی شون بزرگتره . خواهربزرگم 25 سالشه ودوتا کوچیکه یکی 17 واون یکی 15 سالشه . خواهرای کوچیکترم خیلی خواستنی هستن هرچن بدنشون زیاد سکسی

مشکل بزرگ Read More »

شهوت و سکس با زن بی‌ پناه

سلام دوستان میخوام اولین تجربه سکسمو واستون بنویسم هرچند دست به نوشتنم زیاد خوب نیست … *** تقریبا ۲۲ سالم بود یه بقالی کوچک تو یه محله داشتم خرج دانشگامو در میاوردم بد نبود. سه سال بود اونجا بودم تقریبا کل اهالیو میشناختم . البته قبلشم فرصت سکس به واسته همون مغازه واسم پیش اومده

شهوت و سکس با زن بی‌ پناه Read More »

اشباع از هر حس خوب

پشت پنجره ایستاده بودم و به پارک کوچکی که روبروی آپارتمان ما قرار داشت نگاه میکردم. دلم قدم زدن خواست. نگاهم به سمت ساعت روی دیوار چرخید. عقربه ها روی 11 قرار داشتند. نفس عمیقی کشیدم. بوی بهاری در بینی ام پیچید. تصمیمم را گرفتم. میروم به پارک. مانتوی عبایی ام را پوشیدم و شال

اشباع از هر حس خوب Read More »

کارلوتا

اسم من کارلوتاست. توی سوئدی معنیش زن آزاد هست. نوزده سالمه.توی ساندزوال درست وسط سوید بدنیا اومدم ولی خوب دوست نداشتم توی شهر کوچک و پرت خودم زندگی کنم. به همین دلیل آخر بهار امسال اومدم استکهلم. خیلی احساس بهتری دارم ایجا شلوغتره و آدمها بیشترن و منم که عاشق دوست شدن با آدمهام. تازگی

کارلوتا Read More »

Scroll to Top