داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

لذت مفعول بودن

من احمد هستم و بچه اهوازم، ۲۵ سالمه و با مادرم زندگي ميكنم، از بچگي ميدونستم كه به مردها علاقه دارم ولي خب وقتي بزرگتر شدم فهميدم گي بودن چيه و تاپ و بات چه معني دارن و هميشه مرداي هيكلي و تپل و پر مو رو دوست داشتم… *** قديما كه نوجوون بودم تو محل […]

لذت مفعول بودن بیشتر بخوانید »

کون دادن به پسر عموم

سلام به همه. این داستان شروعش مال خیلی وقته پیشه..حدود ۱۰..۱۲ سال پیش..اون موقع من حدود ۱۷.۱۸ سالم بود..با پسر عموم که ۲ سال از خودم کوچیکتره خیلی جور بودیم…زیاد ولی تو فکر سکس و این چیزا نبودیم.. وقتی میومدن خونمون میرفتیم تو اتاقمونو با هم بازی میکردیم ..پاسور بازیو بازیهای اون موقع..یه شب که خونمون

کون دادن به پسر عموم بیشتر بخوانید »

سکس با دختر دایی شوهردار

سلام خدمت دوستان . من و پسر داییم مجید از بچگی باهم بودیم هر جا میرفتیم باهم بودیم و از همه چی هم با خبر بودیم حتی ده دوازده سالمون بود با هم گی میکردیم سوپر میدیم سیگار میکشیدیم تو همه چی با هم بودیم تا این که بزرگ شدیم و پسر دایی من مجید

سکس با دختر دایی شوهردار بیشتر بخوانید »

جر دادن کس لاله

سلام خدمت همه عزیزان.من امیر هستم 20 سالمه تهران مجرد زندگی میکنم .اهل عشقو حال افراطی نیستم و با دوست دخترم برای رفع نیاز سکس میکردم تا نه وقتمو زیاد یگیره و نه واسم تکراری بشه. *** با دوست دخترم بهم زده بودم و دوماهی میشد که تنها بودم.و چون هرز نیستم فقط با یه

جر دادن کس لاله بیشتر بخوانید »

کس دادن زنم به دایی حشریش

سلام خدمت دوستان گل.   این داستان پارسال برای ما اتفاق افتاد. من و زنم حدود شش ساله که ازدواج کردیم زنم مریم که 30 سالشه و سینه های 80 و اندام عالی با رونهای توپری داره. مریم یه دایی داشت که 60 سالش بود و مقیم آلمان بود و بسیار پولدار سالی یه بار

کس دادن زنم به دایی حشریش بیشتر بخوانید »

پارسا و سمیرا و کیمیا

اسم من پارسا است ،  بار اولمه خاطره مینویسم…   خاطرم برمیگرده به 4سال پیش اون موقع خونمون روستابود و دختر عموی داشتم به اسم سمیرا که دختری سبزه و با کونی درشت و چشمای خوشگل از بچگی همیشه باهم بودیم و شبها تو خونه همدیگه میخوابیدیم و گاهی وقتها شبها باکونش بازی میکردم. بگذریم .

پارسا و سمیرا و کیمیا بیشتر بخوانید »

اولین تجربه ی سکس با یه جنده

سلام من اسمم آرمانه و 18 سالمه. با این سایت آشنام و حدود یک سالی هست دارم باش حال میکنم .از خودم بگم قدم 170 و وزنم 75 کیلو بدن سازی میرم ولی از اون هیکلای فیتنسی ندارم ولی رو فرمم.پوست سفید و بدنو همه جشو میتراشم چه دست چه پاها چون هم عضلاتم بهتر

اولین تجربه ی سکس با یه جنده بیشتر بخوانید »

اتفاق عجیب اما دوست داشتنی

ما سه تا بودیم. من، پسر داییم، دختر داییم. بابک، حمید،پروانه… داستانمو از جایی شروع میکنم که کلمه عشق رو یاد گرفتم ینی از 17 سالگی اون روزایی که هم میتونستم عشقو بنویسم و هم میتونستم بفهممش. من شیرازو خیلی دوس دارم البته نه بخاطر خودش بلکه بخاطر پسر داییم و دختر داییم ما سه

اتفاق عجیب اما دوست داشتنی بیشتر بخوانید »

من و فریبرز

این داستان کون دادن یه پسر کم سن به یه مرد سن بالاست . این داستان زندگی خودمه  و امیدوارم شما ازش خوشتون بیاد … *** اول یکم از خودم براتون بگم اسمم آرمانه الان 21 سالمه قدم 167 سانت و وزنم 65 کیلو هستش بدنم از بچگی خیلی نحیف وسفید و بی مو و بود که

من و فریبرز بیشتر بخوانید »

سکس با ساناز

سلام به همه. من میخام خاطره سکس با سانازم رو واستون بگم … *** من پارسا هستم الان 23 سالمه اینم برمیگرده به دوسال پیش که 21 ساله بودم من اهل شهر کاشمرم گرگان دانشجو بودم، یک سری که اومده بودم خونه مرخصیم که تموم شد بلیت گرفتم واسه گرگان وقتی سوار اتوبوس شدم یه

سکس با ساناز بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا