ماجراهای بعد از تصادف
سال نود و دو ، یکی از شبهای اردیبهشتماه… *** اون شب ماشین پسر عمومو گرفته بودم و داشتم میرفتم طرفای ورامین . با یه نفر قرار داشتم و باید یه امونتی ازش میگرفتم . راه دور بود و خودمم ماشینو تازه فروخته بودم و ماشین نداشتم بخاطر همینم ماشین پسرعموم که یه گالانت جی […]
ماجراهای بعد از تصادف Read More »
