داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

دکتر سادیست

تو !!!! تو کی هستی ؟! کجا رو دید می زنی ابله ؟! اینجا چیکار داری ؟! چرا اومدی ؟! دنبال چی هستی؟! چرا ترسیدی ؟!! -من نترسیدم ! -تو ترسیدی ! از نگاهت مشخصه !! -نه نترسیدم ! -سیگارتو خاموش کن , مگه نمی دونی من آسم دارم احمق ؟! -من سیگار نمی کشم […]

دکتر سادیست بیشتر بخوانید »

کون دادن تو استخر خونه

سلام اسم من نیما س و داستان برمی گرده به  16 سالگیم… *** من و دوستم شاهین که تو یه محل از محلهای شمال غرب تهران زندگی میکردیم وقتی تابستون شد با هم رفتیم باشگاه فوتبال تست دادیم منو شاهین قبول شدیم با هم میرفتیم باشگاه با هم بر میگشتیم .اینو بگم که من بدن تو پر

کون دادن تو استخر خونه بیشتر بخوانید »

لز خشن با صاحبکارم

سلام. نازنین هستم 20 سالمه یه دخمل نازک نارنجی و مهربونم با تیپ تین ایجری میخوام براتون یه داستان لزمو تعریف کنم که واقعا اتفاق افتاده حدود دوسال پیش بود تازه دیپلمه تجربیمو گرفته بودم بر خلاف نظرمامان بابام تصمیم گرفتم ترک تحصیل کنم و برم سره کار تو روزنامه یه آگهی دیدم نوشته بود

لز خشن با صاحبکارم بیشتر بخوانید »

خواهر زاده ی سکسی من

سلام به همه.   این داستان یا خاطره که واستون میگم مربوط به خیلی سالها پیشه زمانی که من ۱۷ سالم بود ،اسم من نیما هستش و چون کوچکترین فرزند خونواده بودم اختلاف سنیم با خواهر زاده و برادر زاده هام‌کم بود . بزرگترین اونا فاطی بود که ۳ سال از من کوچیکتر بود ،

خواهر زاده ی سکسی من بیشتر بخوانید »

مازوخیسم

این پسر جدیده که کارای خونه رو انجام میده،سوران،خیلی حرفه ایه!قبلا هم به ارباب خدمت کرده،نمیدونم چرا دوباره اومده خونمون!البته ارباب اشاره کرد که دوس داره یکی کارای خونه رو بکنه و اینکه دستپختش قطعا از من بهتره!ولی بعضی وقتا بهش حسادت میکنم،عمیقا حسادت میکنم،امشب لازانیا پخته! یه شلوار لاتکس مشکی پوشیده و قلاده اش

مازوخیسم بیشتر بخوانید »

سکس با شیرین

سلام دوستان عزیز اسم من آراز هست 33 سال دارم این داستان مال سال 86 هست گه اولین سکسم را تجربه کردم… *** من سال 86 تو یه مغازه ای کار میکردم گه تو کار موبایل بودیم یه روز یکی از مشتری بهم پشنهاد داد بریم ناهار بیرون رفیتم سر خوردن ناهار باهم در مورد

سکس با شیرین بیشتر بخوانید »

سکس زوری با مادرزن خوشگلم

سلام خاطره ای که براتون تعریف میکنم  واقعیت داره من اهل شمال کشورم توی یکی از شهرای مازندران زندگی میکنم… *** سال 87 بود که نامزد کردم و سال 90 عروسی کردیم و رفتیم سره خونه زندگی اوایل من به مادر زنم اصلا چشم نداشتم همیشه بهش احترام میذاشتم از مادرزنم بگم.یه زن 50 ساله

سکس زوری با مادرزن خوشگلم بیشتر بخوانید »

دکتر سن بالا و حال دادن به کون من

سلام داستان بر ميگرده به ٤ -٥ سال قبل يعني بهمن ماه سال ١٣٩٠ *** احساس سرما خوردگي كمي داشتم ولي از اونجا كه تو شهر غريب دانشجو بودم (يكي از شهر هاي شمالي) رفتم دكتر ساعت ١١:٣٠ شب و خوشبختانه كسي منتظر براي ورود به مطب دكتر نبود و بدون فوت وقت وارد اتاق

دکتر سن بالا و حال دادن به کون من بیشتر بخوانید »

عمو کیر دراز

عمو کیر دراز همیشه وقتی رو به روی آینه می نشیند و کیرش را می گیرد دستش، یاد آن دختر می افتد. تنها دختر محل که این همه سال توانسته خودش را از دستبرد او دور نگه دارد. همیشه یاد آن دختر که می افتد، چند بار دیگر دست های عمو روی کیرش بالا پایین

عمو کیر دراز بیشتر بخوانید »

مدیر مدرسه مامانمو کرد

سلام.اسم من امیر حسینه.الان 18 سالمه و داستانی که قراره تعریف کنم مربوط به اول راهنماییمه… *** مامانم اسمش سپیده س ، یه زن توپر گوشتی،چاق نیست توپره ، قد 170 ، شکم نداره اما سینه هاش 90 و کون بزرگی داره ، هیکلش مثل ساعت شنیه ، موهاش تا کمرشه و رنگ زیتونیه .

مدیر مدرسه مامانمو کرد بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا