داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

لز تو دستشویی سینما

یه نیم ساعت مونده بود فیلم شروع شه بچه ها دمه در سینما با بازیگر درجه ۳ فیلم صحبت میکردن رفتم بالا طبقه سوم سینما آزادی یه دسبند فانتزیه ظریف برداشتم گذاشتم تو کیفم و رفتم تو دست‌شویی سینما داشتم جلوی آینه شال و روسریمو تنظیم میکردم سینما آزادی روزاش خیلی خلوته یه خانمی اومد […]

لز تو دستشویی سینما بیشتر بخوانید »

مشتری شهوتی

سلام به همه. من اسمم سعيد هست، ٢٤ سالمه و الان ساكن همدانم، دو سالي ميشه كه از تهران اومديم همدان، داستان رو خيلي رك و واقعي ميگم با اسماي واقعي… *** سه سالي بود تهران مغازه كامپيوتري و كافي نت داشتم و بعد از بازنشستگي بابا برگشتيم شهر احدادي، اينجا هم تصميم گرفتم كافي نت

مشتری شهوتی بیشتر بخوانید »

شاید هنوزم دیر نشده باشه

سلام خدمت تمام دوستان عزیز داستانی رو که میخوام تعریف کنم مربوط به امسال عید 95 هستش… *** من اسمم وحید هستش و بچه غرب کشور متاهلم و 29 سالمه و ساکن سنندج ما تو یه خانواده 5 نفره زندگی میکنیم خونواده خودم همدانن دو تا برادریم و یک خواهر این داستان که میگم شاید

شاید هنوزم دیر نشده باشه بیشتر بخوانید »

خدمت مقدس کون دادن

من اندام ظریف و سفیدی دارم برا همین از بچگی فقط منو میکردن هرجا میرم و هرکیو میبینم ناخدا گاه برام کیر راست می کنه البته خودم هم لذت می برم . چون گی هستم و از کون دادن لذت می برم… *** درسم که تمام شد مجبور بودم که برم سربازی دفترچه پست کردم

خدمت مقدس کون دادن بیشتر بخوانید »

خواهر و برادر حشری

سلام .. اسمم کامبیزه .. بچه که بودم پدرم رو توی حادثه کاری توی راه آهن از دست دادم . مادرم هم چند سال پیش عمرش رو دادبه شما .. من تک فرزند بودم واسه همین بعد از مرگ مادرم تنها توی محله قدیمی تو شهرمون زندگی میکنم .. اغلب دوست دارم و داشتم که

خواهر و برادر حشری بیشتر بخوانید »

کاشی های آبی

من میام مطب دکترو آتیش میکشم که اینهمه باهات حرف میزنه ولی تاثیری نداره البته همش دست خودته.تو خودت نمیخوای خوب باشی.تا وقتی با خودت کنار نیومدی و تصمیم به بهتر شدن نگرفتی فکر کن امیر مرده.فکر کن نیستم. گفتم داری جا خالی میکنی؟مگه نگفتی پشتتم؟ گفت من آدمی نمیبینم که پشتش باشم،خودتو جمع و

کاشی های آبی بیشتر بخوانید »

رسیدن به عرش زیر چادر لیز براق

اسمم نداس. بیست و هفت سالمه چهار ساله ازدواج کردم. شوهرم کارگره و بعد ازدواج خیلیم دیگه به خودش نمیرسه. کلا آدم دلچسبی نیست و به خاطر همین از صحبت با آقایون جذاب خیلی لذت میبرم. داستان مال چند ماه پیشه شلوغیای دم عید بود و دستفروشا و مردم کل خیابونا و پیاده روها رو

رسیدن به عرش زیر چادر لیز براق بیشتر بخوانید »

جنده پولی‌ طبقه ی بالا

اواخر تیرماه بود و تازه امتحانات تموم شده بود ، ساعت حدود 1 شب بود که هندزفری رو درآوردم که بخوابم که دیدم صدای کوبیده شدن یه چیزی از سقف میاد ، یاد این پستای اینستاگرام راجع به شب جمعه و همسایه ها افتادم و با فکر کردن به همسایه بالایی خندم گرفت ، همسایه

جنده پولی‌ طبقه ی بالا بیشتر بخوانید »

سکس با مرجان کس تپل

درود به همه دوستان عزیز. پسرم کلاس پنجم ابتدایی درس میخونه، روز اول مدارس، سرویس که اومد، دیدم خانمم داره حسابی غر میزنه و سر و صدا میکنه! رفتم دم در، گفت که شرکت سرویس دهنده مدارس، راننده قبلی رو که معرفی کرده و یه مرد جا افتاده بوده رو بدون اطلاع عوض کرده و

سکس با مرجان کس تپل بیشتر بخوانید »

سفارش فرزاد

امتحانات ترم دوم دوره کارشناسی, و امتحان معادلات. امتحان ساعت 8 صب رو حذف کردم. بجای دانشگاه رفتم خونه دوستم فرزاد. اون روز دو ساعت تمام با مادرش شهره خانم سکس داشتم. ساعت حدود 9 و نیم بود که فرزاد بهم زنگ زد. به شهره گفتم فرزاده, تلفن رو گذاشتم روی اسپیکر.. . پرسید کجایی

سفارش فرزاد بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا