داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

کس زن شوهردار واقعا حال میده

سلام دوستان.  من اسمم علي هستش. يه روز تو بيتاك دنبال يه دختر خوشگل و سينه بزرگ ميگشتم. خودمم ظاهر خوبي دارم. يه روز يه خانومي پيدا كردم كه متاهل بود. ولي دقيقا هموني بود كه ميخواستم. دو به شك بودم رك بدم بهش يا نه كه اخر سر دادم. اونم اد كرد. از اولش […]

کس زن شوهردار واقعا حال میده بیشتر بخوانید »

یک کون و چند نفر

سلام دوستان. اسم من یوسف هستش ۱۶ سالمه قدم ۱۶۰ قیافمم متوسطه .این داستان بر میگیرده به تابستون پارسال .روستای ما باغ زیاد داره و خیلی بزرگه و همینطور تو بعضی باغاش استخر داره که بعضی هاشون میتونی بری شنا کنی… *** داستان از اونجایی شروع میشه که ما تو روستامون یک کون داریم اسمش

یک کون و چند نفر بیشتر بخوانید »

سکس من و سمیه زن برادر زنم

با سلام به دوستان   من عماد هستم 32 ساله از آبادان تقریبا 5 ساله ازدواج کردم و ی پسر 4 ساله هم دارم اهل تعریف از خودم نیستم ولی بد نیستم معمولی قد 180 مغازه دارم وضع زندگیمم خداروشکر بد نیست داستانی که میخام براتون تعریف کنم مربوط میشه به یکماه پیش 8/95 ی

سکس من و سمیه زن برادر زنم بیشتر بخوانید »

فقط برای ارضای همسرم

از همون روزای اول پی به عطش سیری ناپذیر همسرم برده بودم و همین باعث شد که بعدها، خیلی زود بفکر ایجاد تنوع توی سکسمون باشیم. الحق هم چیزای زیادی رو تجربه کرده بودیم؛ از پوزیشن ها و بازی های سکسی مختلف گرفته تا گروپ سکس! معمولا هم از افرادی دعوت میکردیم که قبلا تجربه

فقط برای ارضای همسرم بیشتر بخوانید »

عشق قدیمی من

اولین بار که دیدمش یه پسر بچه دوازده ساله بود با مهدی دوسه ماهی بود دوست بودم من 19 سالم بود نهار خوته دوست پسرم بود خواهر زادشم اونجا بود یادمه یه پسر تپل با ابروهای پیوسته و یه چشم گیرا اونروز مادر دوست پسرم که بعدش شد مادرشوهرم معرفیش کرد و گفت بزرگترین نوشه

عشق قدیمی من بیشتر بخوانید »

قیافه صفر کون بیست

سلام .ایراهیمم  20 سالمه میخام خاطره سکسم با دختر خاله 30 سالم که نامزد داره بگم… *** من قدم 181 وزنم 70 کیلو و بدنن عضلانی بادی کلاسیک کار میکنم،دختر خالم قدش 165 وزنش فک کنم 60 باشه یه کون پهن با ممه لیمویی ولی فیسش خیلی تخمیه؛داستان از اونجا شروع شد که کلا خالم

قیافه صفر کون بیست بیشتر بخوانید »

تو عالم رفاقت

اسم خاطره من برای این شد این چون من و دوستم حمید و نرگس یک راز مشترک و افتضاح داریم چرا میگم افتضاح حالا براتون مینویسم اما به دلایلی که خودتون میدونید تمام اسامی و اسم شهرها عوض شدن و مستعار هستن … ***   من و حمید از سن خیلی کم همسایه بودیم و

تو عالم رفاقت بیشتر بخوانید »

کوسلیس کوچک

سلام اسم مستعارمه هادی ساکن اردبیلم این داستان که مینویسم واقعی هست … *** حدود 4 یا 5 یا شش سالم بود مدرسه نمیرفتم اینو خوب یادمه داییم تازه متاهل شده بود و بعد مدتی برای کار رفت تهران چون زن داییم شبها تنها نمونه منو شبها میفرستادن پیشش بخوابم و داستان و خواب من

کوسلیس کوچک بیشتر بخوانید »

جنده‌ای برای سه‌ نفر

سلام من سامان 26 ساله هستم . داستان از اونجایی شروع شد که منو دو تا از دوستام چند وقتی راجب   ( ادمین: راجب غلطه ، بنویسید راجع به .  اگه عرب یا تخم عرب هستید  عربی رو درست بنویسید اگرم میخواید پارسی را پاس بدارید به جای راجب! بنویسید “در مورد” )  کردن فکر

جنده‌ای برای سه‌ نفر بیشتر بخوانید »

دردسر خوشگل بودن

سلام. پرهامم…   تابستونی بود که سال سوم راهنمایی رو تموم کرده بودم معدلم 20 شده بود و بابایی یه دوچرخه دنده ای کمک فنر دار برام گرفته بود و مامانمم بیشتر بهم اجازه میداد تو کوچه بازی کنم پویان دوست صمیمیم بود مثل خودم خوشکل وسفید بود با چشمهای عسلی که من عاشقش بودم

دردسر خوشگل بودن بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا