داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

یه شب عجیب برای یه دختر کنجکاو

اکثر وبسایتای سکسی، دخترایی مثل منو تو گروه بای-کیوریوس دسته بندی میکنن. ولی خودم مطمئن نبودم که این تعریف درستی از روحیاتم باشه. پس کاری رو کردم که هر دختر 24 ساله ی دیگه ای میکنه؛ چک کردن ویکی پدیا! و این جوابی بود که گرفتم: ” کنجکاو-دوگانه یا به انگلیسی: Bi-curious اصطلاحی است که […]

یه شب عجیب برای یه دختر کنجکاو بیشتر بخوانید »

تاحالا اینجوری ارضا نشده بودم

سلام. من نسرینم ۳۸ سالمه یبار شوهرم ماموریت رفته بود شهرستان همزمان بانبودنش عروسی دخترهمسایمون بود،مامانم اومد پیش پسرم که توی دست وبال من نباشه ،غروب حسابی بخودم رسیدم ولباس شب پوشیدم روشم مانتو پوشیدم روی مانتو هم چادر ،شالمم خیلی جلو کشیده بودم،زنگ زدم آژانس اومد رفتیم سالن به آژانسیه گفتم ساعت ده همینجاباش،پسر

تاحالا اینجوری ارضا نشده بودم بیشتر بخوانید »

غرور لعنتی

سلام به همه دوستای گلم. اسمم دنیاست ۱۹سالمه.پوستم برنز وگندمی هست قدم ۱۶۳ وزنم ۶۰.هیکل تو پری دارم.مخصوصا رون هام که همیشه تو چشم هستن.چهره ام هم بد نیست چشمای قهوه ای و بینی عملی دارم.در کل ظریف هستم،و به عنوان یه دختر مورد پسند خیلی ها… *** من دوست پسر زیاد داشتم و سکس

غرور لعنتی بیشتر بخوانید »

کس دادن زنم به وکیل

خانمم یه مدت توی دفتر وکیل کار میکرد. یعنی در اصل یه دفتر بود با دوتا اتاق که دوتا وکیل اونجا دفتر داشتن و زن من منشی اونا بود. اوایل که میخواست بره سر کار من یکی دوبار رفتم و با وکیلا سلام علیک و صحبت کردم. یکیشون سر و گوشش میجنبید ازش معلوم بود

کس دادن زنم به وکیل بیشتر بخوانید »

لاپایی باهام حال کرد

سلام من نازی هستم ۱۸سالمه داستانم برمیگرده به ده سال پیش دقیقا من اونموقع هشت سالم بود یه داداش بزرگتر دارم اسمش محمد هس که چهار سال بزرگتر از منه حالا ربطی به داداشم نداره ولی به هرحال باید بگم… *** من تو اون سن هنوز چیزی از کس و کیر نمیدونستم فقط میدونم که

لاپایی باهام حال کرد بیشتر بخوانید »

آواره‌

از وقتی انجا را مثلا از او رهن کرده بودم قرار مان این بود که برای خودش جایی پیدا کند . من تمام خوراکی هایی را که در طول هفته از هر جا جسته و دزدیده بودم به او دادم و گفته بودم برود . سرش را تکان داده بود و رفته بود اما سر

آواره‌ بیشتر بخوانید »

راز بزرگ بابابزرگ

… بابا بزرگ من حدود هشتاد و پنج سالش بود و فوق العاده آدم سرحال و شادابی بود که فوت کرد یکی دوسال قبل فوتش یه داستانی واسم تعریف کرد که هم آموزنده بود هم حشری کننده و مهیج .حقیقتش خیلی دوستش داشتم و هرهفته بااینکه فاصله محل زندگیم تا ده بابابزرگم حدود چهل کیلومتری

راز بزرگ بابابزرگ بیشتر بخوانید »

سکس در جزیره ی کیش

خیلی وقت بود که دیگه دوست دختر نداشتم! به خودم گفته بودم یه 20/30 تا جور میکنم که هر کدوم بهم زدن بگم به فلانم برو… (چون دیگه خسته شده بودم از ناز کشی و…) دوران چت قبل عید همین سال 95 ماه آبان بود دقیقآ یادمه با یه دختر تو روم سکسی آشنا شدم

سکس در جزیره ی کیش بیشتر بخوانید »

نامرد کیرشو گذاشت دهن دوست دخترم

سلام دوستان .   من نیما هستم ۳۱ سالمه.از بچگی همیشه خیلی به ظاهرو تیپم میرسیدم.ساعت ها وقت میزاشتم که موهامو درست کنم..طوری بودم که خانوادم میگفتن خوبه پسری اگه دختر بودی چیکار میکردی…از ۱۷ سالگی هم بدنسازی کار میکردم…تا ۲۶ سالگیم که مشغول به کار شدم هیچ کاری نمیکردم جز ورزشو تیپ زدن…خانواده متوسطی

نامرد کیرشو گذاشت دهن دوست دخترم بیشتر بخوانید »

لیلای سکسی من

مهرداد مهرداد مهرررداااااد ای بابا این دیگه چی میخواد! -چیه چی شده عمو!؟ -این آنتن مون ریخته به هم بیا یه نیگا بنداز -باشه عمو یکم کار دارم الان میام -باشه پس من میرم بالا کارت تموم شد بیا. اخه نمیدونم کی به من گفت از این چیزا سر در بیار که الان خرحمالیش بمونه

لیلای سکسی من بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا