داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

سکس نارگل و کیان

باسلام من نارگل هستم 20ساله..ازحدود دوسال پیش تویه فضای مجازی بایکی ازپسرایه همشهری دوست شدم که ازخودم 6 سال بزرگتربود..من قدم 165 و وزنم 55 چشم وابرومشکی هستم یه دخترمعمولی نه اون طور که بقیه توی داستان ها خودشونو معرفی میکنن خیلیییییی زیبا و باربی نیستم اما چهره ی دوست داشتنی ازنظربقیه دارم..وقتی که اولین […]

سکس نارگل و کیان بیشتر بخوانید »

پذیرایی از کیر دوستم با کس زنم

اولین کلاسم تو دانشگاه هفت صبح بود، چهل دقیقه ای تو کلاس موندم و بدون اینکه از استاد اجازه بگیرم از کلاس زدم بیرون محمد پای پله های طبقه همکف منظرم بود. رفتیم و سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم سمت خونه ما. دم در که رسیدیم، اروم کلید رو انداختم و در رو باز

پذیرایی از کیر دوستم با کس زنم بیشتر بخوانید »

چه جنده ایه زن داییم

سلام حاشیه نمیرم چون طولانیه داستان از اون جایی شروع شد که دایی کصخول ما اومد خیر سرش زن بگیره (رف جنده گرف) یه مدت که نامزد بودن میومدن تهران دو سه روز میموندن،اون موقه خودمو میزدم به بچگی و نفهمیدن میمالوندمو،بغلو،تیکه های خفنو فلان،تا دو سه سال بعد که خانوم خانوما جندگیش عود کردو

چه جنده ایه زن داییم بیشتر بخوانید »

نامزدی نازنین

سلام و درود خدمت همه . نازنین هستم و باز با یکی دیگه از داستان های من و شوهرم برگشتم… خب حقیقتش من به شوهرم گفتم که اؤمدم اینجا و داستانمون رو نوشتم و بماند که وقتی داستان رو خوند شب تا صبح همسایه هارو نذاشت بخوابن اینقدر که جیغمو در آورد…یه پیشنهاد داد که

نامزدی نازنین بیشتر بخوانید »

سکس شوهرم و زن باباش

سلام به همه اعضا این سایت جالب.چند وقته عضو شدم و خوندن داستان اینجا جرات نوشتن یه اتفاق رو بهم داد… *** از خودم بگم اسمم زهرا است و متاهل هستم.۲۹ سالمه و یه پسر شیش ساله دارم.شوهرم ۳۲ سالشه و یه شرکت پیمانکاری عمران داره و پدر و برادرام پیشش کار میکردن که دوسال

سکس شوهرم و زن باباش بیشتر بخوانید »

خواهرزن یا همون نون زیر کباب

سلام من خیلی وقته که میام اینجا و داستانهای اینجا رو میخونم و بیشتر داستانهایی که با خواهرزن هستش رو دوس دارم من چهارتا خواهرزن دارم سه تاشون از من بزرگن و یکیش کوچیکه آخ این کوچیکه دل منو از همون اول برده باخودم میگم ای کاش می رفتم خاستگاری ائن کوچیکه البته وقتی من

خواهرزن یا همون نون زیر کباب بیشتر بخوانید »

میگفت عاشقمه ولی فقط میخواست منو بکنه

سلام بچه ها من رضام 18 سال دارم تپلم ولی قیافم خوبه بدنمم لش نیست کلی سکس داشتم تاحالا این اخرا دیگه ازسکس خسته شده بودم داشتم دنبال یه رابطه مداوم و احساسی میگشتم … *** توی گروه داشتم چت میکردم که یه پسر به اسم ارش نوشت 20 سالمه دنبال یه کیس تپلم برا

میگفت عاشقمه ولی فقط میخواست منو بکنه بیشتر بخوانید »

برده‌ای به نام هما

سلام به همه. هما هستم. ۱۹ سالمه. قدم ۱۶۰ سانته اما عوضش باسن و سینه‌های خوبی‌ دارم بر عکس کمر باریکم و شیکمم که صاف صافه. یه دختر معمولی که عاشق تحقیر شدن هستم. همیشه از تحقیر شدن لذت می‌بردم و هنوزم میبرم.همیشه دوست داشتم برده بشم و اربابم تحقیرم کنه… دوست داشتم یک ارباب

برده‌ای به نام هما بیشتر بخوانید »

ابی بود که منو کونی کرد

۷ سالم بود که مدرسه میرفتم … من اولین فرزند خونه بین ۳ تا داداشامم واسه همین مادرم خیلی حواسش به من بود. مادرم واسه اینکه تو درسا پیشرفت کنم منو میبرد پیش همسایه بالاییمون پیش رعنا دختر ستاره خانوم تا تو درسا بهم کمک کنه…. اونجا بود که واسه اولین بار ابراهیمو دیدم.. ابی

ابی بود که منو کونی کرد بیشتر بخوانید »

عجب صحنه‌ای بود

ما تو یه اپارتمان شخصی ساز ۴ واحده زندگی میکنیم هر طبقه دو واحد واحد روبه روی ما چند روزی بود که خالی شده بود طبقه پایین هم یه واحدش پر بود که اونا هم یه زوج جوان بودن ولی بیشتر سال رو تو شهرستان میگذروندن.همکارم سعید که اونم مثل من اون موقع ۲۹ سالش

عجب صحنه‌ای بود بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا