مشت و مال با کیر داغ
یه روز رفتم حموم نمره. گفتم دلاک بیاد منو بشوره. لای در رو باز گذاشتم و داشتم پشمامو میزدم که اومد، حدود ۵۰ ساله. کیرم هم شق بود و دید.. گفتم برو آبمیوه بگیر که بخوریم، رفت و بعد ۱۰ دقیقه اومد. گفتم من لنگ ندارم، گفت راحت باش …. خیلی حشری بودم و باید
مشت و مال با کیر داغ بیشتر بخوانید »
