داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

کردن بچه بسیجی‌

سن و سال رفته بالا موقع زن گرفتنه اما چطور با این خرجی گرون… بیکار بودم شاید ماهی 10تا 15 روز کار گیرم بیاد اونم چه کاری حمالی ی روز کارگر بنا ی روز کارگر لوله کش ی روز کارگری تو باغها زردآلو چیدن به چیدن شاید ماهی اگر روزی 50 رو بدن 700-750 در […]

کردن بچه بسیجی‌ بیشتر بخوانید »

زنداییم چه حالی‌ بهم داد

سلام من علی هستم و در شیراز زندگی میکنم و همیشه عاشق زنداییم بودم من 17 سالمه و زندایی عزیزم 28 *** زنداییم تهران زندگی میکنه و کارمند هست.تابستون پارسال که اومده بودن شیرااز خونه مامان بزرگم منم رفتم اونجا ولی انگار فقظ زنداییم خونه بود و بقیه رفتن مسجد برا افظار و مراسم احیا

زنداییم چه حالی‌ بهم داد بیشتر بخوانید »

قربانی اجرا نشدن سند ۲۰۳۰

سلام داستانی که تعریف میکنم واقعی هست ، اما هدفم این هست که کسی مث من نشه *** اسمم کیوان هست ، الان 17 سالمه اما این داستان برای 13 سالگیم هست این رو هم اضافه کنم که من گی نیستم و فقط یک بار اون هم به زور رابطه داشتم . تا اون جایی

قربانی اجرا نشدن سند ۲۰۳۰ بیشتر بخوانید »

ناسازگار با ساز زمانه

رفت  که یه چیز خنک  بیاره … آخه پیاده روی از فلکه نمازی تا پارامونت تشنمون کرده بود… اولین بار بود که رفتم خونه ی یکی غیر از فامیل … وارد اتاقش که میشی سمت “چپ” ، کمد دیواری رو میبینی که روش یه پوستر سیاه و سفید از بت هوون و کنارش چند تا

ناسازگار با ساز زمانه بیشتر بخوانید »

من و خواهر زاده ام

سلام من محسن هستم و شونزده  سالمه. خاطره ای که می خوام براتون تعریف کنم مربوط می شه به خواهر زاده ام. من یه خواهر زاده دارم که یازده  سالشه و اسمش میناست. من و مینا خیلی بهم نزدیکیم و همیشه وقتی مینا میاد خونه ما یا من می رم خونشون با هم بازی می کنیم و

من و خواهر زاده ام بیشتر بخوانید »

سکس با راننده کامیون باحال

سلام دوستان . من اسمم امیره و 20 سالمه میخوام داستان سکس باحالی که با یه راننده کامیون داشتم براتون بگم . *** چند وقتی بود تو یه گروه گی پیام گذاشته بودم که دوس دارم با یه نفر رابطه دوستانه برقرار کنم و باهم باشیم .بعد از چندروز یه اقایی اومد پی ویم و

سکس با راننده کامیون باحال بیشتر بخوانید »

یکی‌ یک دونم و شهره ی شهرم

من شهره ام.۴۵ سالمه.یه پسر ۱۹ ساله دارم به اسم کامیار.تو یکی از محله های تهران زندگی خوب و خوش و پر از شیطنتی دارم.اول از همه از ظاهرم بگم.موهام بلند و بلونده همیشه هم شینیون میکنم میبندم یا کلیپس میزنم چون حس میکنم اینطوری مردا بیشتر دوس دارن.همیشه گوشواره های بزرگ میندازم و اگه

یکی‌ یک دونم و شهره ی شهرم بیشتر بخوانید »

سرنوشت منم جنده شدن بود

میخوام از مسبب جنده شدنم بگم براتون… *** کلاس دوم راهنمایی بودم که با ی پسر خوشگل با چشای سبز دوست شدم ی سال باهم بودیم من با دعوا میرفتم بیرون از خونه که ببینمش خلاصه رابطمون جدی و جدی تر شد و اون هر روز وقتی مامانم نبود میومد خونمون اوایل کاری نمیکردیم و

سرنوشت منم جنده شدن بود بیشتر بخوانید »

ارباب روانی‌ من

لبام از هم فاصله گرفتند. فرچه ی ریمل رو روی مژه های بالاییم کشیدم. دیر کرده بود ، باعث می‌شد بیشتر با صورتم ور برم و هی روی این مژه های بیچاره بکشم. به صورتم توی آینه عادت نداشتم ، حتی نمی دونستم این رنگ رژلب به رنگ پوست جدیدم میاد یا نه. همچنان لا‌

ارباب روانی‌ من بیشتر بخوانید »

سکس با منیر زن داداشم

سلام به دوستای خوبم میخام خاطره سکس خودمو با منیر زن داداشم براتون تعریف کنم. *** اول از خودم بگم اسمم ایمان ۲۷ سالمه و بدن سبزه ای دارم تقریبا هیکلم خوبه.منیر هم ۳۰ سالشه هم قد من و سفید.بریم سر اصل مطلب رابطه من با منیر رابطه ی صمیمانه ای داشتم ینی خیلی راحت

سکس با منیر زن داداشم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا