داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

چون به خلوت می‌روند

خب آدم مذهبی ای بود،بعید بود که بتونه اینقدر احساسی باشه و اهل دل.اومده بود پیشم شب بمونه چون تنها بودم اون شب،اسمش مهدیارِ ، خلاصه به هر نحوی بود گذشت و شد وقت خواب،منم رخت خواب رو پهن کردم،خوابیدیم و شروع کردیم به حرف زدن،از هر دری حرف زدیم،البته اصلن در مورد اونچیزی که […]

چون به خلوت می‌روند بیشتر بخوانید »

به زور کونمو کرد و جندش شدم

سلام نیما هستم و الآن بیست و هفت سالمه داستانی که تعریف می کنم مال ده سال پیشه که 17 سالم بود… *** اون موقع ها خیلی خوشگل بودم. و بدن تپل و گوشتی داشتم. تا اون موقع سابقه ی سکس نداشتم. یه دوست داشتم که پنج سال از خودم بزرگتر بود و هیل درشت

به زور کونمو کرد و جندش شدم بیشتر بخوانید »

کوس زهره

سلام به  دوستان.من 24 سال دارم و در كل عمرم فقط يه بار سكس داشتم كه اونم برميگرده به اسفند ماه سال 91… *** اول از خودم و شرايطم ميگم.اسم من رامين هست.زياد هم خوشتيپ و خوشقيافه نيستم.خونه اصلي ما در شهر تبريزه. اطراف تبريز يه شهر جديد ساختند به اسم سهند. ما اونجا يه

کوس زهره بیشتر بخوانید »

اونی‌ که به هیچکس نمیداد دیدید داد دیدید داد

 اسمم سیناست. 26 سالمه زنم یه سال ازم کوچیکتره اسمش بهارِ… دختری با قد 165 و وزن 60 سایز سینه 75 کونشم به نسبت خوب و سکسی میزنه . ما تو یه دانشگاه درس میخوندیم بعد از گذشت 2 ترم با بهار به بهونه کتاب گرفتن شمارشو گرفتم کم کم رابطمون با هم صمیمی شد

اونی‌ که به هیچکس نمیداد دیدید داد دیدید داد بیشتر بخوانید »

خوشبختی یعنی آزادی

« بهترین محیط برای رفع نیاز جنسی نوجوانان، محیط خانواده است. » این جمله رو زیاد از زبان بابام شنیده ام. بابام همیشه به این نکته تاکید میکرد که پاسخگویی به نیاز جنسی باید در محیطی آرام و بدون استرس انجام بشه. به اعتقاد پدرم، سرکوب میل جنسی، عامل به وجود آمدن مشکلات فردی و

خوشبختی یعنی آزادی بیشتر بخوانید »

دستشو تا مچ کرد تو کونم

من یه لزبینم و چیزی غیر از لز ارضام نمیکنه.سه سال پیش با یه دختر به اسم سمیرا اشنا شدم که حالت عادی نداشت.از چیزای خاص لذت میبرد.من برای لز پول میگرفتم و چون سمیرا پول خوبی بهم میداد روزایی که شهوتش بالا میزد کاملا در اختیارش بودم… باهام هماهنگ کرده بود امروز برم خونشون.قبلش

دستشو تا مچ کرد تو کونم بیشتر بخوانید »

کرد مامانمو

سلام این اولین داستانیه که دارم مینویسم . اسمم محسن هست ۱۹سالمه و خیلی هم خوش تیپم ب خودم اهمیت میدم بخاطر همینم همیشه توجاهای خوب کار پیدا میکنم از پارسال تا ۲ماه پیش تو یه شرکت کار میکردم ب عنوان کارورز ینی کسی که ب تازه واردا کار یاد میده مشغول بودم کارمم آسون

کرد مامانمو بیشتر بخوانید »

شاد کردن زنداییم با کیرم

سلام. من بهنام ۲۶ سالمه. زن داییم سمیرا هم سن خودمه که میخوام در مورد رابطمون براتون بنویسم… *** حدوده ۵ سالی میشه که سمیرا با داییم ازدواج کرده و به خونواده ما اومده از همون روزای اول خیلی ازش خوشم میومد و دنبال یه فرصت بودم تا باهاش یکم خلوت کنم و حتی به حرف

شاد کردن زنداییم با کیرم بیشتر بخوانید »

زوری خواهرمو کردم

سلام. اسم من امیر 27 سالمه ویه خواهردارم به اسم زهراکه چهارسال ازمن کوچکتره قدحدود 165وزنش60 سینه های سایز 75 بریم سراصل موضوع… زمانیکه حدودا15سال داشتم با خواهرم بازی میکردیم که یکباربه بهانه قلقلک دادن دستوبردم زیرلباسش وسینهاشوگرفتم بااینکه سنش کم بود ولی چشماش بدجورخمارشد منم حدود 5 الی 6 دقیقه مالیدم سینهاشو بعدولش کردم

زوری خواهرمو کردم بیشتر بخوانید »

زن شیطونم

من سعید هستم 35 و همسر خوشگلم الهه 30 ساله . خب اینو همین اول بگم که بیشتر از اونی که من روی الهه احاطه و قدرت اظهار نظر داشته باشم اون روی من مسلطه البته خیلی هم اذیتم نمیکنه ولی گاهی تا مرز له شدن منو میبره . الهه یه زن فوق العاده زیبا

زن شیطونم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا