مرسی از باباش
سلام من امیر هستم 21 سالمه. این داستان که دارم تعریف میکنم مال 1 سال پیشه… *** یه همسایه داشتیم که تازه دو ماه بود تو محل اومده بودن. از بویی که از خونشون میومد معلوم بود باباش تریاکیه.یه دختر 18 ساله داشتن اسمش الهام بود با پدرش تنها زندگی میکرد. یه روز تو بالکن
مرسی از باباش بیشتر بخوانید »
