داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

رابطه ی من و خواهرم

سلام دوستان از خودم و خانوادم بگم سعید هستم از تهران 28 سالمه 179 قدمه وزنم 77 چهره خوبی دارم دو تا خواهر دارم یکی ازدواج کرده ساکن اروپاس یکی ام مجرده نامش..‌. خوش چهره و زیبا و اندام خوبی داره بعد سایزاشو میگم پدرم شرکت … داره و مادرم خونه داره و اینکه وضعیت […]

رابطه ی من و خواهرم Read More »

کون دادن‌های خاطره انگیز

سلام دوستان. اسمم حمید.۱۸سالمه. وقتی بچه بودم یعنی ۱۰یا ۱۲سالم بود یه همسایه داشتیم که پسرش از من ۴ سال بزرگتر بود. باهم همبازی بودیم.تقربا اخر همه بازی ها به سکس ختم میشد،یعنی هر بازی که میکردیم،همین که خونه خالی میشد سریع باهم ور میرفتیم،اون بیشتر با کونم ور میرفت ولی من با کیرش،کیرش خیلی

کون دادن‌های خاطره انگیز Read More »

هر زنی میتونه جنده باشه

اسمم محسن و ٢٧ سال سن دارم و اسم زنم هداست و ٢٦ سالسن داره. من لاغر اندام ولي هدا تقريبا بدن توپر ولي خوش فرم و خوش تراشي داره. هدا يه خانوم چادري هستش ولي از اون زناي متعصب تند نيست. زنم يك زن خيلي حشري و داغه مثل من و من با اون

هر زنی میتونه جنده باشه Read More »

من کون می‌دم

سلام. اسم من پرهامه و الان ۱۷ سالمه من یه گی هستم و اوبنه ای شدم اینم بگم دلیلش این بود که بچه خوشکلم و همه تو کفمن از ۱۳ سالگی کونی شدم توسط پسر خالم که ۲ سال از من بزرگتره اسمش پدرامه الان۱۹ سالشه اون موقع ۱۵ سالش بود اونم مث خودم خوشکله

من کون می‌دم Read More »

جندگی خواهرم در حضور خدا

داستانی که میگم مربوط به بیست سال پیشه و  حقیقت داره … *** من پسر کوچیک خونه بودم و اون موقع چهارده ساله بودم یک خواهر هفده ساله داشتم که اون سال برای کنکور درس میخوند و یک خواهر بیست و دو ساله که اون موقع ازدواج کرده بود و رفته بود خونواده متوسطی داشتیم

جندگی خواهرم در حضور خدا Read More »

بیوه ی کتابفروش

بيوه‌ي كتابفروش، اين لقبي است كه مردم به من داده‌اند. نه اين كه توي رويم بگويند. مردم معمولاً اين چيزها را توي صورت آدم نمي‌گويند، بيوه اغلب يك جور متلك است كه معاني ضمني زيادي در خودش دارد. مثلاً مي‌شود گفت زن قابل دسترس يا كسي كه خودش هم تنش مي‌خارد و مي‌شود راحت با

بیوه ی کتابفروش Read More »

کون کن رازدار

سلام اسم بهزاد هست.24 سالمه.اینو که تعریف میکنم مال زمانی که میرفتم راهنمایی. مدرسه ای در شیراز… *** خیلی ها منو دوست داشتن اما من نمیدونستم سکس چیه یکی از پشت بهم میچسبید یکی انگشت میکرد و من عین خیالم نبود همین روال ادامه داشت تا اینکه یه نفر با من رفیق جون جونی شده

کون کن رازدار Read More »

جندگی‌های من تو شمال

سلام من شیرینم،۳۶ سالمه ومتاهلم،مدت زیادیه داستانای سکسی رومیخونم برای همین  تصمیم گرفتم داستان خودمو بگم براتون… *** با شوهرم تصمیم گرفتیم دوسه روزی بریم شمال هم ی استراحتی بکنیم وآب وهوایی عوض کنیم،هم ی عقش وحال حسابی بکنیم و بیاییم،اسم شوهرم احسانه ،۳۸ سالشه،جفتمون خیلی هاتیم ،وقتایی هم که میریم شمال داغترم میشیم،توی سکسامون

جندگی‌های من تو شمال Read More »

کونی‌ با وفا

سلام اسمم محسنه قدم ۱۸۰ و وزنم ۷۲ الان ک این داستانو مینویسم ۲۱ سالمه و این داستان واسه حدود ۴ سال پیشه.خوب میرم سر تعریف داستان بابای من حدود ۶ سال پیش توی مرغداری یه نفر به اسم محمد شریک شد این محمد یه مرد چار شونه و هیکلی با چشمای تقریبا روشن بود

کونی‌ با وفا Read More »

لذت بردن زنم زیر کیر

ﺳﻼﻡ ﻣﻦ ﺭﺿﺎ ﻫﺴﺘﻢ ، ﭼﻨﺪ ﻣﺪﺕ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺯﻧﻢ ﺑﺎ ﯾﮏ ﭘﺴﺮ ﻩ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺷﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻭﺣﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﮕﺎﻩ ﺳﻮﺍﺭ ﮐﺎﺭﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ . ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﯿﺸﻮﻥ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﻩ ﺗﻮﺳﻂ ﺯﻧﻢ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻢ ﮐﻪ ﺷﺎﺩﯼ ‏( ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺯﻧﻢ ‏) ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺳﺐ ﺳﻮﺍﺭﻱ ﻳﺎﺩ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﻩ . ﺯﻧﻢ ﺷﻴﻮﺍ ﻗﺪ

لذت بردن زنم زیر کیر Read More »

Scroll to Top