شبهای هرات
سلام من سمیر هستم از هرات افغانستان . من ۲۵ سال دارم و قد ۱۷۵ وزن ۷۵ یک دختر خاله دارم که اسم شبنم از شبنم بگم ۲۲ ساله است قد ۱۶۵ وزن ۵۷ کیلو اندام خیلی سکسی داره من و شبنم از بچگی باهم دوست بودیم اما هیچ گاه به فکر سکس نبودیم باهم […]
داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.
سلام من سمیر هستم از هرات افغانستان . من ۲۵ سال دارم و قد ۱۷۵ وزن ۷۵ یک دختر خاله دارم که اسم شبنم از شبنم بگم ۲۲ ساله است قد ۱۶۵ وزن ۵۷ کیلو اندام خیلی سکسی داره من و شبنم از بچگی باهم دوست بودیم اما هیچ گاه به فکر سکس نبودیم باهم […]
من مهلا هستم اهل یزد نوزده سالمه یه دختر عمه دارم که باباش کُرد هستش اینم بزرگ شده کردستانه اسمش ساریناس و بیست و شش سالشه خیلی خوشگله چشماش به باباش رفته رنگی و پوستش سفید و قدشم از من بلند تره وقتی میومدن یزد همیشه با هم میرفتیم بیرون یا وقتی ما میرفتیم سنندج
خوب میلیسیا کص لیس بیشتر بخوانید »
اسمم حامده و خاطرم مال سال 87 اون موقع 21 سالم بود که یه وانت خریدم وتو یه شرکت مشغول کار شدم از خودم بگم ازبچگی گی بودم وهنوزم هستم قدم175 وزنم 68 قیافه معمولی و تا حالا که سال ۹۸ این داستان مینویسم بالای 500 بار گی کردم و حداقل 100 بارش با همین
هنوزم اوب دارم بیشتر بخوانید »
سلام من یه دختردایی دارم که 25 سال از من کوچکتره اسمش مرجانه از وقتی که 15 سالش بود تو کفش بودم، من تهران زندگی میکنم و اونا کرج و بخاطر همین با توجه به اختلافاتی هم که با خانواده ها داشتیم کمتر میدیدمش. وقتی حدود بیست و یکی دوسالش هم که شده بود و
دودول طلای خوش شانس بیشتر بخوانید »
ادمین: نویسنده این کوستان یک جقی بیسواد میباشد گاییدن مادر این گوساله که رکورد غلط املایی رو شکسته نه تنها ممنوع نیست بلکه به شدت توصیه میشود چند وقتی بود زنم باشگاه میرفت هیکلش رو فرم اومده بود کمکم داشتم حس میکردم زور گفتناش رو سر منو بازواش از مال من بزرگ تر شده بود
سلام من میلادم ۱۸ سالمه سفیدم و تپل کون و رونای برجسته ای دارم از بچگی حسی به مفعول بودن داشتم دو سه باری لاپایی دادم ولی هیچ وقت کون نداده بودم…قدم ۱۷۲ وزنم ۷۶ کیلو یه کم شکم دارم ولی پوست شفاف و سکسیی دارم…من بچه شهرستان بودم و یه مدت اومده بودم تهران
کون دادن به یه افغانی بیشتر بخوانید »
روی تخت دراز کشیده بودم و ساعدم رو چشمام بود یهو دست گرمی رو حس کردم ک رو سینه و شکمم کشیده میشه و صدای خنده ی با ناز و عشوه ی بهار دستمو برداشتم و نگاش کردم یه تاپ مشکی یقه باز و کوتاه که شکم صاف و جذابشو نشون میداد و یه شرت
لحظههای فراموش نشدنی بیشتر بخوانید »
من و مینا و منصوره قسمت قبل سر راه رفتم ندا و عاطفه را سوار کردیم و رفتیم خونه پیش مینا و منصوره وقتی رسیدیم خونه مهدیه به من اشاره کرد که برم قطره را اماده کنم ، منم رفتم و با آبمیوه ها برگشتم ، ابمیوه خودم و مهدیه رو هیچی نریختم مهدیه بهم چشمک
فعلا بکن تا دوباره بهت تجاوز نکردم بیشتر بخوانید »
سلام ماجرای من از وقتی شروع شد که سعید دوست دوران خدمتم که اصفهانی بود میخواست بیاد خونه ما مشهد …سعید دوست دوران سربازیم بود ( نیرو انتظامی ) و با هم تو زاهدان خدمت میکردیم سال 74 .من چون دانشگاه رفته بودم گروهبان یک بودم .. و محمد سرباز پشتیبانی و فنی بود ..البته
دوتا فرشته سکسی بیشتر بخوانید »
من كيوان هستم ٢٢ سالمه از انزلي مادرم مهتاب هم ٤١ سالشه همونطور كه از اختلاف سنيمون هم متوجه ميشيد مامانم تو سن پايين ازدواج كرد و من رو به دنيا آورد و الان نزديك ١٠ ساله كه از پدرم جدا شده و پدرم با اون يكي زنش تهران زندگي ميكنه مامانم هميشه باهام راحت
کمک برای سکس با مامانم بیشتر بخوانید »