داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

جنده بازی‌های خاله میترا

  روز یکشنبه بود و مادرم گفت برو از خاله میترا پارچه هایی را که سفارش دادم بگیر بیار خاله میترا زن خوشگل وخوش هیکل در حد مانکن های توپ بود منم از خدام بود چون خیلی جذاب بود.کلید خونشو هم داشتم بهم گفته بود هروقت خونه نبودم با کلید در رو بازکن ولی من […]

جنده بازی‌های خاله میترا بیشتر بخوانید »

میترا اوپنم کرد و کونیش شدم

هیجده سالم بود تازه از طریق ی رفیق همه فن حرف با جایی آشنا شده بودم که برام خیلی رویایی بود. اولا حس میکردم با کله تو ظرف عسل افتادم اما بعد چیزایی دیدم که فهمیدم خیلی چیزا فقط رویاش قشنگن… *** من حسام هستم قدم تقریبا متوسطه بدنم اون موقع خیلی لاغر بود و پوستم سفید

میترا اوپنم کرد و کونیش شدم بیشتر بخوانید »

کس بیتا

سلام دوستان من علیرضا هستم۳۲ سالمه از تهران داستانی که میخام براتون بگم مربوط میشه به یکسال پیش در حال پرسه زدن تو اینستا بودم که با یه زن بیوه ۲۸ ساله به اسم بیتا آشنا شدم بعد کمی کامنت بازی و حال و احوال بپرسی گفتم عکستو برام بفرست تا ببینمت …   اونم

کس بیتا بیشتر بخوانید »

چادری‌ها از همه جنده ترند

  صبح شده بود و من بعد از یه خواب خوب بیدارشده بودم ….شوهرم که سه ساله از ازدواجم باهاش میگذره …هنوز منو دوست داره و بیشتر بهم میرسه … دیشب بر خلاف قرارمون باهام کاری نداشت …می گفت خسته ام و بزار برای فردا شب …خب منم زیاد بهش گیر ندادم و درکش می

چادری‌ها از همه جنده ترند بیشتر بخوانید »

من ویدا ۱۶ ساله لزبین هستم

  سلام ب همه اسمم ویدا ۱۶ سالمه و لزبین هستم پارسال ی همکلاسی داشتم ب اسم تینا که با هم خیلیم خوب بودیم ماجرا از جایی شروع شد ک اولین بار تو چت از من پرسید ویدا تاحالا لب دادی؟ منم یذره تعجب کردم از سوالش اخه تاحالا از این حرفا پیش نکشیده بود

من ویدا ۱۶ ساله لزبین هستم بیشتر بخوانید »

لز کتی و فرناز

  سلام… من فرنازم و 22 سالمه و این داستان واس پارساله… منو کتی از سال سوم راهنمایی باهم همکلاسی بودیم و ازهمون روزای اول ک شناختمش باهاش دوست شدم چون کلا باهمه بچه ها فرق میکرد… همه از دوستی ما خنده اشون میگرفت چون دوتا دختر با روحیه مخالف بودیم اما انقد خوب باهم

لز کتی و فرناز بیشتر بخوانید »

فقط در عرض سه ساعت

  سلام. من کارمند هستم و چهل و هشت سالمه ، اسمم علی قد بلند و چهارشونه اما چهره ای تقریبا زشت با پوستی تیره . دو پسر و یک همسر دارم. مدت دوساله که با همسرم رابطه ای ندارم چون خودش اینطوری خواسته. بدلیل افتادگی رحم و ….هر روز صبح ساعت نه ونیم از

فقط در عرض سه ساعت بیشتر بخوانید »

زن جنده و شوهر کونی

داستان از اونجا شرو شد ک قبل عید 97 واسه ترخیص رفتم بندر عباس تنهایی با ماشین شخصی برگشتنی از مسیر شیراز اومدم نرسیده به شیراز شهر سروستان ی پارکی بود همه مسافرا چادر زده بودن منم گفتم چادر دارم هواهم خوبه میخابم چادرو برپا کردم و هوس قلیون کردم من همیشه مجهزم وهمه چیزم 

زن جنده و شوهر کونی بیشتر بخوانید »

دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است

  زمستون بود و تو تاکسی از دانشگاه برمیگشتم که گوشیم زنگ خورد یه دختر با صدای نازک و دوست داشتنی که میخواست چند تا نرم افزار حسابداری بهش یاد بدم آخه تدریس خصوصی هم میکردم قرار شد بیاد یه آموزشگاه تا دربارش صحبت کنیم…   کلاسا که شروع شد فهمیدم ازدواج کرده اسمش آرزو

دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است بیشتر بخوانید »

نمیدونستم که اون روز بهم تجاوز میشه

من نسرین هستم…   ما همسایه ای داشتیم که تو محله مون تولیدی مانتو داشت و چون دوست خانوادگی بودن الگوی بعضی مانتوهای جدیدشون رو میاورد خونه ما من میپوشیدم و بعضی جاهاش علامت میزد که چقدر باید تغییر کنه.من و دوستم الهه پنجشنبه ها بعد از دبیرستان میرفتیم یه باشگاهی بدمینتون و اسکواش بازی

نمیدونستم که اون روز بهم تجاوز میشه بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا