داستان سکس

داستان سکسی جدید فقط در سایت بزرگ شهوتناک.

بوسه ای به داغی آتش

خودمو معرفی می کنم (کاف . میم) 27 ساله از قروه کردستان حسابداری خوندم کارهای مقطعی داشتم میشه گفت بیکارم املاک کشاورزی با عموهایم در دهگلان داریم اونجا بیشتر مشغولم چندی پیش بطور اتفاقی با سایت شهوتناک آشنا شدم وارد صد داستانش شدم خیلی از داستانهایش را خواندم از عذاب وجدان راحتر شدم چون فکر […]

بوسه ای به داغی آتش Read More »

کون گشاد درس نخون

سلام من بابک ام این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مال همین امساله راستش امسال سال پشت کنکوری منه و همه تمرکزم رو گزاشته بودم رو درس خوندن(همه میدونن من کونم گشاده درس نمیخونم)خلاصه سره همین #قضیه یک سری کلاس هایی برداشته بودم با یکی از دوستای مامانم که میخواست برای پسرش کلاس بزاره

کون گشاد درس نخون Read More »

آرزوی دوساله

سلام از سایت شما خیلی سپاسگزارم چند روزی است به توصیه دوستم داستانهای سایتتون را می خونم کمکم کرد تا آرزوی #دوساله ام را امشب عملی کنم اسمم امین است 26 سالمه تیپ اروپایی ها هستم چون مادر مادر بزرگم رومانیایی بوده تو فامیل #بور و #بلوند زیاد داریم زن داداشی (فرح)دارم اونم بلونده از

آرزوی دوساله Read More »

راز‌های سکسی مریم اهوازی

سلام اسم من مریمه ۴۰ سالمه و هیکل پری دارم پر که چه عرض کنم چاق… وزنم ۸۷ قدم ۱۶۸ سینه هام ۱۰۰ تا ۱۰۵ و کون گنده وو لرزونی دارم طوریه که وقتی تو جمع فامیلیم نگاه مردارو میفهمم وقتی میریم #بازار خیلی دسمالی میشم چون من پوششم بازه و شوهرمم اوایل گیر میداد

راز‌های سکسی مریم اهوازی Read More »

منو نوشین و سارا

سلام پوریا هستم 44 ساله بسیار شبیه به زنده یاد مادرم که در #حکایت قبلی چگونگی ارتباطم و قسمتی از زندگی او را توضیح دادم بیش از سه ساله مامانم فوت کرده ابتدا با دختری 30 ساله ای که پرده اش پاره بود خودش قبل از ازدواجمون اعترافم کرد به معرفی عمویم ازدواج کردم اوایل

منو نوشین و سارا Read More »

یادش بخیر روزای دهه ی شصت

فنجون قهوه رو از روی میز کارم برداشتم لک #قهوه رو کاغذسفید نقش بست #فنجون رو به لبم که گرفتم تلخیش اذیتم کرد با اینکه شکر داخلش ریخته بودم هم نزده بودم .ی لحظه چه تناقض تلخی رو برام زنده کرد شیرینی قهوه ته فنجون گرفتار تلخی قهوه روی فنجون شده بود دقیقا برعکس زندگی

یادش بخیر روزای دهه ی شصت Read More »

صمد بچه دار میشود

سلام من صمد هستم و این داستانی رو که میخوام براتون تعریف کنم کاملا واقعیته من 16سالمه باقدی بلند و کیر کلفت و دراز من یه خاله داشتم که اسمش مهساس #خاله مهسام اینا خیلی پول دار بودن و 2تا هم بچه داشت که یکیش پسر بود و یکیش دختر بریم سره اصل مطلب خاله

صمد بچه دار میشود Read More »

عتیقه

سلام اسمم معصومه است 42 سالمه شوهرم بخاطر قند بالا مدتهاست نمی تونه سکس کنه #کیرش بلند نمی شه نزدیک به سه سال بود سکسی نداشتیم من عاشق عموی شوهرم بودم از روز عروسی همش دوس داشتم با اون ازدواج می کردم یا حداقل با او سکس کنم.28 اردیبهشت تولدم بود هر سال عموی شوهرم

عتیقه Read More »

کیر الاغ

سلام اسمم محمد از روستاهای نزدیک #تبریز هستم #سرگذشت و داستانهای سایت شما را خوندم خواستم خاطرات خودم را بنویسم ببخشید زیاد وارد نیستم 18 ساله بودم داداش از خود بزرگترم که 7 سال از من بزرگه با دختری بنام مارال که 17 سال داشت ازدواج کرد من تو تبریز درس میخوندم تا روز عروسی

کیر الاغ Read More »

تجربه جدید من و مامان

من #پریا هستم. یک دختر 25 ساله که تازه دوره پزشکی رو گذروندم و بعنوان پزشک آماده گذروندن طرح میشم. پدرم رو در سن ده سالگی از دست دادم و با مادرم زندگی میکنم. مادرم یک زن 42 ساله زیباست که خیلی دوستش دارم و بهترین دوست زندگی منه. اکثر اوقات باهم هستیم… مسافرتها و

تجربه جدید من و مامان Read More »

Scroll to Top