بی‌ دی‌ اس‌ ام

اسارت، نظم، تسلط و تسلیم، سادومازوخیسم

میسترس مامی

داستان شروع می‌شه از وقتی امیر تو اپ دوست‌یابی با سارا مچ می‌شه. سارا تو پروفایلش عکس‌های ساده و آروم گذاشته بود، موهای بلند قهوه‌ای، لبخند مهربون و یه توضیح کوتاه: «دنبال کسی می‌گردم که بتونم بهش نزدیک بشم و ازش مراقبت کنم. امیر نوزده‌ساله بود، موهاش کوتاه و پیکسل‌باب، صورتش نرم و کمی زنونه، […]

میسترس مامی بیشتر بخوانید »

من دخترم ولی دوس دارم کون پسر بکنم

سلام یکی از فانتزیای من همیشه کردن پسر بود و خیلی اوقات سرکوبش کردم و بهش فکر نمیکردم اما بالاخره فرصتش جور شد… بزارید براتون تعریف کنم(جریان واقعی) یکی از پسرای همکلاسیم(دانشگاه) از ساب بودنش خبر داشتم چون منم سوییچم‌و راجب این چیزا با هم صحبت کرده بودیم من فقط بهش گفته بودم ک منم

من دخترم ولی دوس دارم کون پسر بکنم بیشتر بخوانید »

فتیش محرم

سلام. من یه مسلمان شیعه زاده هستم البته ما شیعه جعفری اثنی اشعری نیستیم ما از شیعیان شاخه امامزاده کاک اولاد هستیم که به مروز زمان به شیعه کاکولد معروف شدیم و الان هم به اختصار به نام شکیل شناخته میشیم یعنی‌ شیعه ی کاک اولادی یا همون شیعه ی کاکولدیه. مرجع دینی ما شیخ

فتیش محرم بیشتر بخوانید »

لوله کش کسکش

من مونا ۲۲ ساله ،قدم۱۶۷، وزنم ۶۸ ،تک فرزندم خونه ی ما دو طبقه اس ،ما تازه چند ماهی میشه که اینجا ساکن شدیم زیاد همسایمونو نمیشناسم پدر مادرم برای مراسم ختم یکی از بستگان نزدیکمون رفتن شیراز اما چون من دانشگاه میرفتم باهاشون نرفتم ،شنبه بود که رفتن قرار بود آخر هفته برگردن. تقریبا

لوله کش کسکش بیشتر بخوانید »

چستیتی

سلام اسمم رضا الان ۲۵ سالمه داستان مال ۲۰ سالگیمه من یه پسر با قد ۱۷۵ و وزن ۶۵ کیلو شکم ندارم ولی باسن و سینم بزرگه از ۱۵ سالگی رفتم زیر کیر خودمم قبول کردم چون اون که لاپام بود خواب ۱ سانت بود سیخ ۸ سانت اول ها وقتی میدادم سیخ میکردم ولی

چستیتی بیشتر بخوانید »

اسارت

اخطار : در صورتی که جنبه ی داستانهای خشن سکسی را ندارید از خوندن این داستان خودداری کنید و از تقلید ماجراهای این داستان هم به شدت خودداری کنید در غیر این صورت به شما برچسب سرباز گمنام امام زمان خواهد خورد. *** نسترن دیر کرده بود…قرارشان ضلع شمال میدان انقلاب درست جلوی سینما بود…مهشید

اسارت بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا