کون دادن

اگر نمیتونی بکنی و فقط میتونی کون بدی احساس خجالت نکن چون هر کسی برای یه کاری ساخته شده. پس کون بده و از زندگیت لذت ببر.

فتح سوراخ

از وقتی دیدمش حس خوبی نسبت بهش داشتم، یه حس متعلق بودن، یه حس آرامش، مثل حس پسر نسبت به پدر، اما یکمی متفاوت تر. اون زمانی که اومد و مستقر شد و چند ماهی که گذشت میشه گفت همسایه نزدیک بودیم هر روز همو میدیدیم. باهام درد دل میکرد. از خاطراتش، از مشکلاتش و […]

فتح سوراخ بیشتر بخوانید »

درد دلهای یک کونی‌

سلام الان ۴۴ سالمه متاهلم زنم خوشگله که به من میگن برای تو زیادیه ولی من همچین حسی ندارم بگذریم از وقتی که حودمو شناختم دوست داشتم همه چیزو امتهان کنم ازجمله کون میدادم بعصیا رو میکردم توسن بلوغ بودم دوستانم دوست دختر داشتن من خیلی حسودیم میشد چون زاهرم خوب نبود هیچ دختری باهام

درد دلهای یک کونی‌ بیشتر بخوانید »

کون تضمین نمره

سلام من پرهام هستم و این داستانی که می‌خوام تعریف کنم واسه ۱۵ سالگی من هست و کاملا واقعی.   من توی این سن به یه بلوغ دیررس خوردم و حتی صِدام هم تغییر کمی کرد و اصلا بدنم به غیر از کیرم مو نداشت یه معلم داشتیم آقای محمدی معلم ریاضی ما بود و

کون تضمین نمره بیشتر بخوانید »

مدرسه مذهبی

دوم دبیرستان ، توی یه مدرسه مذهبی درس میخوندم. درسم زیاد خوب نبود مثل هر نوجوون دیگه ای درگیر پورن و خود ارضایی شده بودم سال جدید شروع شده بود ، بچه های قدیم میدیدم با چند تا قیافه جدید… خودمم یه پسر مثبت و ساکت بودم نه طرفداری داشتم نه توی اکیپی بودم  

مدرسه مذهبی بیشتر بخوانید »

کون بی‌ وفا

اسم من سهیله و ۲۶ سال و ۱۶ سانت دارم. داستان که میگم حدودا برای ۱۰ سال پیش هستش زمانی که کلاس نهم بودم . حالا بریم سر اصل مطلب:   من تو مدرسه ای درس میخوندم که بیشترشون از هر نظر معمولی بودن . ولی یه کسی در این مدرسه تناقض داشت. محمد فکر

کون بی‌ وفا بیشتر بخوانید »

کون درکارگاه و ما دربدرو شق دردیم

سلام من امير هستم درادامه داستان قبلی که گفتم حسین یخچال ساز منوکونی وابنه ای خودش کرده بودتقریبا هرهفته یک بارمنوبه روشهای مختلف میکرد و وقتهایی هم که اون کارداشت باهویج‌های کلفت یا دسته برس‌های صاف باخودم حال میکردم وسوراخ کونم رابرای بلعیدن کیرهای بزرگ عادت داده بودم وازاونجابه بعدمسیرزندگی من تغییرکرد   منی که

کون درکارگاه و ما دربدرو شق دردیم بیشتر بخوانید »

داستان‌ کون دادنم

سیلام.. منم دوست دارم داستان‌های کون دادنم دربچگی و تاهمین الآن رو براتون بنويسم .   من تقریبا ازسه چهار سالگی تاالان که حدود۵۴ساله هستم هم کردم وهم دادم چون قدم بلندوسفیدپوست وچشمان آبی وکون نسبتا گنده داشتم ازبچگی تاهمین الان که زن وبچه دارم‌ همه جاهمه توکفم بودن ویه جوری می‌خواستند منوبمالونن ویابکنن ومنم

داستان‌ کون دادنم بیشتر بخوانید »

دایی‌ها هم کیر دارند

خب سلام به دوستان حشری یه خاطره ای ماه پیش نوشتم گویا دوستش داشتید امروز میخوام یکی از خاطره هام با داییم رو براتون بنویسم…   من صدرام یه پسر تپل ۱۷ ساله با کون و ممه گنده علاقه خاصی به ساک زدن دارم برای افراد لاغر چون اکثرا کیرشون بزرگ و خوشگله ، بگذریم

دایی‌ها هم کیر دارند بیشتر بخوانید »

ماساژ بهانه س میرم برای دادن

سلام من اسمم سام هست 18 سالمه همجنسگرا هستم و مفعولم اصفهان زندگی میکنم توی محله ای که من زندگی میکنم یه جودوکار بود که چند بار توی مسابقات مختلف مدال گرفته بود و براش توی محل بنر تبریک و این چیزا میزدن و به همین واسطه خیلیا توی شهر و محله میشناختنش. یه روز

ماساژ بهانه س میرم برای دادن بیشتر بخوانید »

سوسیس و کیراکوف

سلام دوستان، اسم من مجتبی خ و 36 سال سن دارم، داستان زندگی من خیلی طولانی و اگه بخوام بگم واقعا میشه یک کتاب نوشت بابتش.   من از بچگی که حدود 9 سالم بود متاسفانه به دلیل نبود آگاهی و ترس توسط 2 تا از بچه محل هامون و استاد قرانمون مورد تجاوز قرار

سوسیس و کیراکوف بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا