2013

من و ساحل

یادمه بهاره پارسال ساحل دختری که اشنایه خانوادگیه ما بود قرار شد بره فرانسه من و ساحل قبلا 1/2 بار همو دیده بودیم اما خوب اصلا با هم حرف نزده بودیم روزه قبل از اینکه بخاد بره Good Bye Party گرفت خوب ما هم دعوت بودیم و رفتیم همه مشغوله رقصیدن بودن من خواستم برم […]

من و ساحل Read More »

مهرناز و نازی

تازه ماشين رو از تعمير گاه گرفته بودم و داشتم ميرفتم و با يكي از دوستام هم تلفني حرف ميزدم و ميخواستم برم پيش اون به همين خاطر سرعتم كم بود كنار يكي از خروجي‌هاي اتوبان يهو چشمم به يه زن جون افتاد نا خودآگاه چون سرعتم هم كم بود ايستادم و از تو آينه

مهرناز و نازی Read More »

نمی بخشمت

اومدم توی اتاق گوشیم زنگ میزد، رفتم سمتش، شماره رو که دیدم جا خوردم اصلا انتطارشو نداشتم حمید بود!! همونطور زل زدم به شماره تا قطع شد. بعد از چند دقیقه بازم زنگ زد، بازم جواب ندادم، تو دلم گفتم با چه رویی زنگ زده؟! با صدای مامان به خودم اومدم ندااااااا بیا شام رو

نمی بخشمت Read More »

پلیس لعنتی

ساعت 8 شب بود،بعد کلی ولگردی تو خیابونای تهران حسابی خسته شده بودم.کم کم وقتمون داشت تموم میشد چون مهتاب باید ساعت 9 برمیگشت خونه منو مهتاب هفته ای یک بار بیشتر همو نمیدیدیم چون من سر کار میرفتم وقت نداشتم همیشه هم قبل از جداشدنمون برام جق میزد و اگه موقعیتش بود ساک. من

پلیس لعنتی Read More »

لذت اولین سکس با زن عموی مهربون

سلام. من اولین باره میخوام که میخوام خاطره بنویسم و از اولین خاطره سکسیم بگم که برام خیلی لذت بخش بوده و همیشه به یادم میمونه. ولی قبلش میخواستم یه چیزی خدمت این دوستانی که خاطره دروغ می نویسند بگم: آخه باباجون کسی که برای اولین بار با یه زن تماس پیدا میکنه خیلی سریع

لذت اولین سکس با زن عموی مهربون Read More »

چرا سکس کردم؟

نمیدونم چی شد که الان تصمیم گرفتم خاطره یکی از سکسامو واستون بنویسم…من دو سال شاید هم بیشتر میشه که با این سایت آشنام،اما هیچوقت فکر نکردم که تجربیاتم رو واسه کسی بگم،همیشه جز کسایی که باهاشون سکس کردم کس دیگه ای از ماجراهایی که واسم اتفاق افتاده خبر نداشته،آخه میدونید من دختر خیلی تنهایی

چرا سکس کردم؟ Read More »

گاییدن زن یک آخوند

با عرض سلام و درود خدمت شما دوستان عزیز اول باید بگم که ذکر این خاطره سکسی بدور از هرگونه جهت گیری سیاسی یا نفرت پراکنی از قشر خاص روحانی محبوب یا نامحبوب هست و صرفا یک خاطره و تجربه متفاوت که ترجیح دادم که بدلیل متفاوت بودم تقدیم شما می کنم من امیر هستم

گاییدن زن یک آخوند Read More »

دنیا پیادم کرد ، قطار سرنوشت سوارم کرد

سلام سال 83 بود و من تازه 2 هفته بود که 23 سالم شده بود که پدر مادرم توی یه تصادف عمرشون رو به شما دادن و از این دنیا رفتن ، بعد از فوت اونها چون من تنها وارث اونها بودم و تنها پسر تمامیه ارث پدرم به من رسید ، البته چیز زیادی

دنیا پیادم کرد ، قطار سرنوشت سوارم کرد Read More »

دید زدن خواهر زنم آیدا

با سلام داستان من بر عکس تمام داستانا که زود مخ میزنن نیست من یه خواهر زن دارم که 2 سال از من کوچکتره و دو سال از زنم بزرگتره اسمش ایداست خوشگله اوایل اصلا هیچ احساسی بهش نداشتم تا این که به دلیل یه سری مشکلات مجبور شد مدتی رو خونه ما بگذرونه یه

دید زدن خواهر زنم آیدا Read More »

کون دادنم به عشقم پدرام

سلام به دوستان.چیزیکه تعریف میکنم خاطره چندسال دوستی با پسریه که عاشقش بودم.مختصرمیگم.7سال پیش عاشق پسری شدم هم سن خودم دلم میخاست باهاش ازدواج کنم واسه همین روز اول بهش گفتم اونم گفت قصدازدواج نداره وفقط دوست باشیم.منم به ظاهرقبول کردم فقط دوست باشیم ولی پیش خودم گفتم بالاخره ازدواج میکنیم باهم.ماجراهای زیادی اتفاق افتادولی

کون دادنم به عشقم پدرام Read More »

Scroll to Top