2013

خانواده باکلاس دوستم

وسطهای سال تحصیلی یه نفر جدید اومد تو كلاسمون از همون روز اول كنار من نشست چند روز اول خیلی معمولی با یه سلام و علیك خشك و خالی گذشت پسر بدی نبود كم كم با هم رفیق شده بودیم از حرفاش فهمیدم كه باباش از اون خرمایه هاست و كلی وضعشون خوبه یه روز […]

خانواده باکلاس دوستم Read More »

با هم ارضا شدیم

  بعد از كلي تشكر كردن و رفتن مهمونا ،در رو بستيم و همو بغل كرديم.سرمو گذاشتم رو سينش. حس فوق العاده اي داشتم،شنيدن صداي قلب و نفس كشيدن كسي كه از ته دل دوسش داري خيلي آرامش بخشه. دستش كنار صورت و گوشمو قلقلك ميداد. تو افكار شيرنم غرق شده بودم!ثنا! باتو دارم حرف

با هم ارضا شدیم Read More »

لاله عشق من

  سلام… میخوام داستانِ اولین سکسم رو که بعد از اون دیگه سکسی نداشتم، براتون تعریف کنم…اولین بارمه که داستان می نویسم پس اشتباهات املایی و نگارشی داستون رو به بزرگی کیرتون ببخشید…من آرمانم(اسم مستعار)24 سالمه…واستون نمیگم داستانم راسته یا نه .خودتون تو نظراتون حدستون رو بنویسید… داستان از اونجایی شروع شد که من واسه

لاله عشق من Read More »

شکار زهره

  سلام کوچیک همتون سامان هستم، 20سالمه و اهل اهواز هستم. این اولین داستانی هستش که میخوام براتون بنویسم. داستانم رو کامل مینویسم واسه همین طولانیه که امیدوارم به بزرگی خودتون ببخشید. یکی از همکارای بابام خارج از شهر یه باغ داره. هر چند وقت یبار هم مارو دعوت میکنه بریم اونجا واسه تفریح. حدودا

شکار زهره Read More »

خواب من و شیما

  شهوت؟ عشق؟ به راستی عشق و شهوت با یکدیگر در تضادند!؟ شاید هر دو به هم متصل باشند ولی به کدام رابطه؟ شاید به گفته ی دوستمان: بوسیدن لب آخرین مرحله ی عشق است و اولین مرحله ی شهوت! یا شاید هم…؟ به امید آمیخته بودن شهوتتان با عشق… ——————————————————————————————-   -“بچه ها یه

خواب من و شیما Read More »

اولین مشروب با طعم سکس

  سلام من پرستو 23 سالمه.میخوام خاطره اولین سکسم با دوست پسرم آرش رو واستون بنویسم.من و آرش اون موقع که این اتفاق افتاد حدود 6 ماه از دوستیمون میگذشت.تو اون مدت ما با هم عشق بازی و تل سکس و این چیزا رو داشتیم.بعضی وقتا خونه اش هم میرفتیم ولی سکس نداشتیم.یعنی یه جورایی

اولین مشروب با طعم سکس Read More »

سکس با پسرخاله به بهانه احضار ارواح

سلام ابی هستم. میخوام داستان یکی از سکس هامو با پسر خالم بگم. اول اینکه من گی هستم. وقتی 13 ساله بودم پسر خالم باهام دوست شد.پایه سکسم شد.پسر خالم 20 سالش بود. بدنش اینقد خوشگله که کمتر پسری به اون زیبایی بدن داره. تا قبل اینکه دانشگاه برم پسر خالم (هادی) هرگز باهام هارد

سکس با پسرخاله به بهانه احضار ارواح Read More »

خاطرات سکسی امیر

اسمم امیره الان هم 35 سالمه.یه دوست دختر داشتم كه رفت و امد خانوادگی با هم داشتیم وخیلی با هم راحت بودیم كه بعد 2 سال ازدواج كرد و از شهرمون كه زادگاهمه و نمیتونم اسمشو بگم رفت در دورانی كه با دختر بود یه حالهای با هاش كرده بودم حتی به قول معروف لاپایی

خاطرات سکسی امیر Read More »

پایان جنگ جهانی با دختر خاله

  سلام دوستای سکسی و کله کیری .من سعید ولی بیشتر صدام میکنن امیر تا سعید هستم20سالمه من و مامانم واینا شیراز زندگی میکنیم.میخوام براتون داستان سکس خودمو با دختر خالم پگاه تعریف کنم که تو شهر دیگه ای از استان فارس زندگی میکنن اول یه کمه در مورد خودم بگم چون میگن اول خویش

پایان جنگ جهانی با دختر خاله Read More »

بمال بمال

  ی لباس تنگ پوشیدم واسه مهمونی یسره و مشکی سعید (شوهرم) داشت شیو میکرد وقتی اومد بیرون گفت سارا جان گفتم لباس راحت میتونی بپوشی اما نه دیگه این جوری؟؟ گفتم چیه مگه الم شنگه دراوردی؟ اومد جلو و انگشتم کرد گفتم نکن کثافت میدونی که از این کار متنفرم گفت آخه این کون

بمال بمال Read More »

Scroll to Top