2013

خدا هیچوقت نبخشدشون

سلام.اتفاقی این سایت و پیدا کردم.من از سکس بیزارم و هیچوقت دنبال سایتای سکسی نمیرم.اما ازداستانای این سایت خوشم اومد وقتی داستان رها رو خودنم (اتفاق بد برای من و مامانم) خواستم تجربه ی تلخ خودمو بنویسم.12سالم بود.اونروز مامانم تلفن کرد به مدرسه و از مدیرمون خواست به من بگه بعد مدرسه برم خونه بابابزرگم […]

خدا هیچوقت نبخشدشون Read More »

در حسرت یک اشتباه

نمیدونستم چرا اومده بودم اون خونه شاید میخواستم بهش بفهمونم منم میتونم بد باشم اما دیگه زیادی تند رفته بودم . من آدمی نبودم که به سحر پا بدم. اصلا سحر رو آدم نمیدونستم. سرم درد میکرد.سیگارمو روشن کردم صدای پای سحر میومد. -به به آقا سامان. قدم رنجه فرمودین. منور کردین هیچی نگفتم.۱کام دیگه

در حسرت یک اشتباه Read More »

شماره ناشناس و اولین سکس من

  ساعت 2 شب بود که گوشیم زنگ خورد . از خواب پاشدم . یه شماره ناشناسبود منم یه اس دادم ،شما؟؟؟؟؟؟؟ جواب اسش این بود اسمم آژین 18 سالمه از شهر… از اونجا شروع شد ،هر روز بهم زنگ میزد . به قول خودش شمارمو شانسی گرفته بود یکی دو ماه گذشت که رابطه

شماره ناشناس و اولین سکس من Read More »

آرامش

  بعده اعلام نمرم از طرف استاد ها و تشویق همه بعد از قیام کردن از پله ها داشتم پایین میومدم و رو به نازنین میرفتم همه داشتم بهم تبریک می گفت نازنین رو به من دوید و خودش رو انداخت تو بغلم از خوشحالی نگین های اشک رو چهرش جاری شده بودم خودم هم

آرامش Read More »

داستان بردگی من

داستاني که ميخوام براتون تعريف کنم مربوط به سه سال پيش ميشه اون موقع من اصلا با ميسترس و از اين چيزها آشنا نبودم خيلي نياز جنسي داشتم ، تو اينترنت دنبال يه مورد تک پر واسه سکس بودم ايميل هر خانمي رو که ميديدم بهش اسميل ميزدم اهل سکس هستي؟ اونم يا فوش و

داستان بردگی من Read More »

سفر به ترکیه با زنم

  تابستون سال 90 بود . این اولین سفرمون به یک کشور خارجی بود . بعد از تحقیق در مورد کشور ترکیه و پرسو جو از دوستان و آشنایان قرار شد که با هواپیما بریم استانبول . خیلی دلشوره داشتم . سارا هم از اینکه میخواست تجربه ای تازه داشته باشه خوشحال بود . بالاخره

سفر به ترکیه با زنم Read More »

کلاس موسیقی

  حدود یه ماه پیش قرار بود با دو تا از دوستام واسه تمرین یه ترانه واسه خوندن،بریم یه کلاس موسیقی…آخه اونجا اتاق کرایه می داد…هنوزم میده.خلاصه،من و علی و آرتین یه روز با دو تا گیتار و یه کیبورد رفتیم اونجا.ساعت کرایمون ده صبح بود و هنوز کسی جز منشی نمیومد؛چه مدیر اونجا،چه شاگرداش…پس

کلاس موسیقی Read More »

سكس فقط به خاطر از دست ندادن عشقم

اسم من مريمه مشهدي هستم و اسم دوست پسرم سجاد من اونو خيلي دوست دارم راستش من با اون همكلاسي بوديم و حتي از موقعي كه ديدمش درست تا يه ماه منتظرش بودم تا اينكه خودش اومد جلو و پيشنهاد دوستي داد و من چون خيلي دوسش داشتم قبول كردم سرتونو درد نيارم اولاي دوستيمون

سكس فقط به خاطر از دست ندادن عشقم Read More »

تصادف شیرین

من ماهانم دانشجوی ترم چهار ای تی من همیشه با تاکسی و مترو میرم دانشگاه و ماشین ندارم و بخاطر اینکه یبار یواشکی ماشین بابامو برداشتم و زدم به گارد دیگه ماشینو بهم نمیده تابستون سال پیش بابا قرار شد بره مسافرت و از قبل سوییچاشو قایم کرد که من نتونم برش دارم کلا وقتی

تصادف شیرین Read More »

زن دایی زری جون

باعرض سلام خدمت دوستان , میخوام داستانی که بین منو زن داییم اتفاق افتاد را برای شما تعریف کنم اسم من شهرامه 30 سالمه این داستان بر میگرده به 15 سال پیش اون زمان زنداییم 5 سال از من بزرگتر بود اسمش زریه یه زن لاغر اندام بلوند قد بلندو تو دل بروخلاصه یک زنی

زن دایی زری جون Read More »

Scroll to Top