2013

اولین لب دادن و لز من

  سلام به همه بروبکس . من غزل هستم 16 ساله از تهران . از وقتی معنی سکس و اینجور چیزا رو فهمیدم شروع کردم به دیدن فیلم ها و عکس های سکسی که بتونم خودم رو ارضا کنم . از سن 14 و 15 سالگی خودم رو ارضا میکردم . تا اینکه متوجه شدم […]

اولین لب دادن و لز من Read More »

زن شوهردار چادری

  سلام رفقا! خاطره من مربوط به رابطه ی من با یه زن شوهردار هستش ; دوستانیکه نسبت به اینجور روابط حساسند فقط اینو بگم دورو برتون پر آدمای متاهل هستش که به دلایل مختلف اجتمایی فرهنگی فیزیولوژیکی.. یا بدون هیچ دلیلی دارن روابط خارج از ازدواجو تجربه میکنن.. به این راحتیم نمیشه براشون حکم

زن شوهردار چادری Read More »

حس فاحشه بودن

سلام به دوستان عزیزم. رامونا هستم (تصحیح شد رامونای عزیز .با پوزش از رویا سکسی عزیزم. ادمین).ممنون از دوستای گلم که تشویقم کردن و بهم انگیزه دادن… امشب میخوام یکی دیگه از خاطراتمو بنویسم… یه یه ماهی ازون شبا گذشته بود که دیگه کم کم رابطه بین منو سینا داشت شکراب می شد، نمیدونم شاید بقول اون خسته

حس فاحشه بودن Read More »

رضا موتوری

سلام . من رضا هستم . سی سالمه. یه آدم شوخ . بهتره بگم اصلا نمیتونم زیاد جدی باشم . واسه همینم دوستای زیادی دارم . البته اکثرشون منو واسه تفریح میخوان . تلفنی خیلیا رو اذیت کردم . که خیلیا شون هم دوست دارن تلافی کنن . البته با صدای دختر. اینا رو میگم

رضا موتوری Read More »

کس دادنم به کوروش

  سلام دوستای عزیزم من شهلا هستم و 23 سالمه قضیه واسه عید پارساله تقریبا سوم چهارم عید بود که مامانم اینا با داییم اینا رفتن مسافرت منم با 2 تا دختر داییام (لیدا و مینا)موندم تهران ومثلا قرار بود که لیدا مواظب ما باشه (لیدا 32 سالشه و یه پسر 6 ساله داره و

کس دادنم به کوروش Read More »

لز بهترین تجربه من

  حس خوبی که واسه اولین تجربه کردم….. هیچ وقت روزی تصور نمیکردم که با یه دختر رابطه جنسی داشته باشم آخه از بچگی بیشتر دوستای من پسر بودن از هیجان خوشم میومد ازینکه همیشه یه چیز تازه تجربه کنم لذت میبردم…. ازینکه دوست پسر داشتم یا نه بگذریم چون از موضوع الکی فاصله میگیریم

لز بهترین تجربه من Read More »

نمیدونم باید بهش گفت لز یا سکس

  چند بار دیده بودمش، بار اول یکسال پیش بود شدیدا مریض بودم و با شوهرم رفتیم درمانگاه همون شب باید 4 تا آمپول میزدم، گلوم شدیدا درد میکرد و تمام بدنم داغ بود و خیس عرق ، سرم گیج میرفت . رفتم تو تزریقات کسی نبود رو صندلی نشستم و سرم بین دستام گرفته

نمیدونم باید بهش گفت لز یا سکس Read More »

ماجراهای یک گی

  مشکل ما ایرانیان این است که نمیدونیم باید کدام کار را که واقعا برامون لذت دارد را برویم یا فکرمون این است که همه بکنیم یا فاعل باشیم زمان ن هم برسه یا نمیتونیم استفاده کنیم و یا از آن فرار میکنیم من باخودم کنار آمدم من هم از جنس خودم هم مخالف خوشم

ماجراهای یک گی Read More »

هوا سرد بود

  زمستون بود هوا خیلی سرد بود یادمه حال نداشتم سوار ماشین شدم رفتم سمت چالوس اونورا نزدیکای رویان یه ویلا داشتیم خسته و کوفته رسیدم یه 2 ساعت مشتی خوابیدم. اول صبح بلند که شدم بعد از صبحونه و ورزش رفتم تو بالکون نشستم قلیون زدم یه نگاه اومدم سمت یکی از ویلاهای اطراف

هوا سرد بود Read More »

یادش بخیر

  سرد است. خیلی سردتراز آخرین نگاهی که مرا برانداز کرد. کت راه راه خاکستری خویش را به تن کرده ام. هوا سرد است. سردتراز خاطرات. پالتوی مشکی خویش را روی شانه هایم اسکان داده ام اما باز هوا سرد است. سردتر از دستای گرمت در آن شب بارانی. پاهای خود را به بخاری چسبانده

یادش بخیر Read More »

Scroll to Top