2013

حس خوبی که به نفرت تبدیل شد

  ســـــلام . من مسیح هستم 23 سالمه از تهران . میخوام براتون داستان سکسم با یکی از جی افام رو تعریف کنم : یه دختری توی فیس بوک مدام بهم تلنگر میزد . من بهش توجهی نمیکردم. تا اینکه کنجکاو شدم و رفتم ادش کردم و عکساشو دیدم خیلی بچه سال بود ! بهش […]

حس خوبی که به نفرت تبدیل شد Read More »

کردن زنم جلوی من

سلام من پرهام 30 سالمه و 5 ساله ازدواج کردم.7 سال پیش با لیلی دوست شدم.اولین بار بردمش مسافرت و تصمیم داشتم اونجا پردش رو بزنم که دیدم یه کیر کلفت قبل از من ترتیبشرو داده .فکر میکنم دوست پسر اولش تو دوره دبیرستان پردش رو زده بود و راه رو برای دوست پسرای بعد

کردن زنم جلوی من Read More »

اولین سکس عمرم با پریسا

  من خارج از ایران زندگی میکنم و تصمیم گرفتم خاطرات سکس هایی که توو ایران داشتمو از این پس دونه دونه براتون بنویسم   اولین خاطره ای که میخام براتون بگم مربوط میشه به اولین سکس من در سن 16 سالگی خونه ی ما دوبلکس بود و از پنجره ی اتاق من خونه ی

اولین سکس عمرم با پریسا Read More »

سفر پر ماجرا به تهران

  سلام من اسمم حامده .میخوام از خاطره ای براتون بگم که همین چندروز پیش و توی سفری که به تهران داشتم برای ما اتفاق افتاد .میگم ما چون این خاطره را با هماهنگی و نظر خواهر زنم دارم می نویسم کسی که بهترین و لذت بخش ترین سکسهای عمرم رو باهاش تجربه کردم و

سفر پر ماجرا به تهران Read More »

پریسا و مادرش

  اسم من سهیله 27 سالمه اهل آبادان و به خاطر کارم توی یه شهر دیگه و دور ازخانوادم زندگی میکنم.تا سن 26 سالگی باهیچکس سکس نداشتم .با اینکه تقریبا خوشتیپ بودم و توی دانشگاه دختر های زیادی دور و ورم بودند ولی من همش سرم توی درس بود وازطرفی هیچ وقت موقعیت های اینجوری

پریسا و مادرش Read More »

اولین سکس من با دوست دختر پسر عموم

من اسمم امیر هستش 21 سالمه تا سال 90 هیچ دوست دختری نداشتم و هیچکسی رو نکرده بودم به جز چند پسر =D اونم در دوران اوایل بلوغم … خلاصه سرتون رو درد نیارم پسرعموم یه دوست دختر داشت به اسم شکوه که مطلقه بود بعد از مدتی ولش کرد و شماره ش رو داد

اولین سکس من با دوست دختر پسر عموم Read More »

خاطرات نم خورده

  23 سالم بود و تو ورزش والیبال واسه خودم اسم و رسمی دست و پا کرده بودم ..کارم تمرین و تمرین بود صبحها و عصرا تو باشگاه و روزای تعطیلی و غیر تمرین هم تو هر زمینی که برو بچ تور میبستن.. یه روزی که داشتم میرفتم سر زمین بازی حس کردم یه نفر

خاطرات نم خورده Read More »

مخ زني ماشين به ماشين

  سلام به همه دوستان شهواني پويا هستم 27 سالمه . اين خاطره که ميخوام بگم مربوط ميشه به تابستون پارسال تير ماه بود که با دوستم قرار گزاشتيم بريم شمال ويلاي ما يه چند روزي حال کنيم . ويلاي ما نوشهره تو مسير که بوديم واسه اينکه اين 2-3 روز تنها نباشيم به هر

مخ زني ماشين به ماشين Read More »

گوشواره های زهرا اچ.بی

اگه زهرا اچ.بی و عبدالله رو نمیشناسید پیشنهاد میکنم خاطره تمرین امداد و نجات در جماران رو بخونید. زهرا بعد از تمرین امداد و نجات با عبدالله سوار مینی‌بوس شد و به خونه برگشت. بعد از مدتی عبدالله با من تماس گرفت و میخواست کمکش کنم. قضیه از این قرار بود که عبدالله یک دل

گوشواره های زهرا اچ.بی Read More »

مامان جنده و سکسي من

سلام من نويدم داستان مربوط به تابستون سال پيشه.من سوم دبيرستان بودم.راستش داستان مربوط به مامان جنده و سکسيه منه(مينا)مامانم زني با قد 170و وزن80.سينه هاي بزرگ و خوشگل و پوستي که از برف سفيد تره.اما چيزي که اون رو جذاب کرده بود کون بزرگ و قلمبه اون بود که هميشه تو خيابون و مهموني

مامان جنده و سکسي من Read More »

Scroll to Top