2013

سکس با نوشین خواهرزاده ام

  سلام بچه ها این اولین داستان منه که دارم براتون مینویسم من 43 سالمه اما بهم اصلا نمیاد عاشق سکس های داغم چون ورزشکارم هیکل خوبی دارم و رو فرم کیر کلفتی دارم که کمتر زنی تحملش کرده کمرمم خیلی سفته دارم براتون ی داستان واقعی مینویسم …. ی خواهر ناتنی دارم که دو […]

سکس با نوشین خواهرزاده ام Read More »

سارا شاگرد افغانم

سلام دوستان اسمها همه مستعارن و اگه بد مینویسم الان معذرت خواهی میکنم.34 سالمه و مجردم لیسانس زبان دارم و کارم تو مالی یه شرکت .اما چند سال بعد دانشگاهو تدریس میکردم سالای پر برکتی بودن و سکسهای زیادی با شاگردام داشتم .این داستان درباره یه شاگرد افغانیمه که هنوزم با هم هستیم هر چند

سارا شاگرد افغانم Read More »

پسرخاله پررو

هیچ وقت یادم نمیره فقط 17 ساله بودم. تابستان بود و من با دوستام رفته بودم بگردیم که شهاب پسرخاله ام من را دید .ماشین را زد کنار و سلام کردیم. -:سلام آیناز جون -:سلام خوبی -:شما بهتری دوباره تابستان شد و افتادی دنبال ولگردی -:بی ادب تو هم که حالا دست کمی از من

پسرخاله پررو Read More »

لذت سکس با اروین

سیلاااااااام به همه ی بچه های سایت… من نازیم .یکم از خودم بگم :19 سالمه قدم 173 وزنم 60 سایز سینه هام 80 و کون بزرگی دارم..ما یه پسرعمو داریم اسمش آروینه.ما از بچگی خیلی باهم صمیمی بودیم.این داستان برمیگرده به 4 سال پیش یعنی وقتی من 15 سالم بود و آروین 17.ما باهم قبل

لذت سکس با اروین Read More »

من و پسرعمه خوبم

این داستان مال تیر ماه 92 من سپیده 20 ساله هستم یه پسر عمه دارم که 24 سالشه و مغازه خدمات کامپیوتری داره یه روز که اومدن خونه ما بعد از خوردن شام گفتم که سیستمم هنگ میکنه اونم گفت بیا بریم ببینیم مشکلش چیه بعد از اینکه سیستمو روشن کردم بلا فاصله گفت که

من و پسرعمه خوبم Read More »

یه روز بعد از ازدواج

تو خواب و بیداری بودم که احساس کردم لبام داغ شده تا چشمامو باز کردم باهاش چشم تو چشم شدم از رو تخت غلت زدمو پریدم پایین جوری که سرم خورد به میزارایش بغل تخت توجهی نکردمو سریع از اتاق دویدم بیرون خندید و اومد دنبالم گفت چته چرا میترسی گفتم قبلا هم بهت گفتم

یه روز بعد از ازدواج Read More »

زن خوشگل در بیمارستان

سلام . من اولین بارمه که تو این سایت خاطره مینویسم به خدا و تمام مقدسات هم قسم میخورم که عین واقعیته اسمم پدرامه و الان 21 سالمه تو کردستان زندگی میکنم و این خاطره برمیگرده به یه سال و نیم پیش که من تقریبا 19 سالم بود که پسر عموم واسه عمل کلیه باید

زن خوشگل در بیمارستان Read More »

روزهایی از دوران عشق

همه چیز از اونروز شروع شد اون روز سرد و و سوزناک که اولین دونه های برف داشتن زمین رو سفید میکردن تا سیاهی زمین از بین بره داشتم توی خیابون قدم میزدم و یه سیگار رو با یه حالت خلاف کارانه ای روی لبم گذاشته بودم و توی پیاده رو با یه ژست عجیبی

روزهایی از دوران عشق Read More »

قشنگترین خاطراتم با خاطره

سلام به همه ی بچه ها اول یه کم خودمو معرفی میکنم بعدش میرم واسه داستان. اسمم نیماست.22 سالمه.اهل جنوب استان فارس هستم.قدم 180.وزنم 80 کیلو.هیکل رو فرم و دختر پسند با پوست سفید. میخوام داستان یکی از دوست دخترام به اسم خاطره رو.براتون تعریف کنم که خیلی هم دوستش داشتم و حتی الان که

قشنگترین خاطراتم با خاطره Read More »

ﺳﺘـــــــــــــــــــــﺎﺭﻩ ﺧﺎﻣــــــــــــــــــــــــﻮﺵ

ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺑﻬﻢ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻦ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺍﺯ ﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﻨﻢ ﻭﻟﯽ ﮔﻮﺷﻢ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﺎ ﺑﺪﻫﮑﺎﺭ ﻧﺒﻮﺩ . ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺯﻥ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﻣﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﻭﻟﯽ ﻣﺮﺩ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﻣﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻧﻪ . ﻭﻟﯽ ﻫﺮ ﺟﻮﺭﯼ ﺑﻮﺩ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﻮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ . ﻧﺸﻮﻥ ﺑﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺗﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺍﻡ

ﺳﺘـــــــــــــــــــــﺎﺭﻩ ﺧﺎﻣــــــــــــــــــــــــﻮﺵ Read More »

Scroll to Top