2013

سفر پاریس

خیلی خوشحال بودم. بالاخره به آرزوم رسیده بودم و بلیط پاریس توی دستم بود. داشتم از خوشحالی بال در میآوردم زنگ زدم به مامان جواب داد: -بله پویا! – چطوری مامی خوشگلم؟! بالاخره بلیطش رو گرفتم هفته دیگه ساعت 10:30 صبح! – خوب به سلامتی، گفتم تا پول ها رو توی جوب آب نریزی دست […]

سفر پاریس Read More »

چراغ قرمز باعث جدایمون شد

سلام دوستان اسمم کامرانه ۲۸ سالمه ساکن تهران منطقه نیرو هوایی پیروزی هستم و ۴ماه که ازدواج کردم دوستان داستانی رو که مینویسم کاملا حقیقت داره ولی متاسفانه تو این سایت بعضی ها به دلیل بی فرهنگی بدون خوندن داستان شرو به فحاشی میکنن که اصلا مهم نیست چون تو ایران این موضوع جا افتاده

چراغ قرمز باعث جدایمون شد Read More »

اتفاق عجیب

من پسری بودم ک بادخترای زیادی رابطه داشتم.اماعاشق هیچکدومش نبودم که بخوام بخاطرش ازبقیه ی دوست دخترام دست بکشم.کلادختربازی شده بودبزرگ ترین تفریحم وازاین کارم خیلی لذت میبردم.نمیدونم دقیقا باچندنفربودم حسابشون ازدستم در رفته بود.نمیخوام ازخودم تعریف کنم مثل یوزارسیف خوشگل نبودم ولی قیافه ی تودل برویی وهیکل دخترکشی داشتم،که به هرکی پیشنهادمیدادم خدایش ردخورنداشت.پسرخیلی

اتفاق عجیب Read More »

دیگه نمی خوام بچه مثبت باشم

تازه دانشگاه قبول شده بودم . تا اون زمان نه خبری از دوست دختر بود نه سکس . 1 هفته مهلت داشتم که برم مشهد تا کارهای ثبت نامم رو ردیف کنم . صبحش رفتم یه بلیط به سمت مشهد گرفتم . اوتوبوس بعد از ظهر حرکت میکرد . تا حالا نشده بود که بخوام

دیگه نمی خوام بچه مثبت باشم Read More »

منو تو استخر کردن

سلام اسم من اشکان 18 سالمه . ی پسری با قد 170 و چون بدن سازی کار میکنم بدنم خیلی رو فرمه . پوستم سفیده . بدنم کاملا بی مو کاملا دخترونه با یه باسن تغریبا گنده…. داستان از اونجای شروع شد که من یه شب هوس کردم برم استخر . خلاصه وسایلمو برداشتمو رفتم

منو تو استخر کردن Read More »

یک شب پرکار

سلام من ستاره ام 26 سالمه 2 سال ازدواج کرده بودم نمیخام از خودم زیاد تعریف کنم ولی خوب قیافم بد نیست بینیمو عمل کردم لبامم پروتز و همینطور سینه هام(به لطف شوهرم) قدمم 186 وزنمم 78 کیلو شوهرم خیلی پولداره از اون خوانواده هاست که پولشون از پارو بالا میره ولی متاسفانه خواموادش مذهبین

یک شب پرکار Read More »

من و مامان جنده دوستم

من شهابم الان 20 سالمه اما اون موقعه16 سالم بود این خاطره ام سکس من و مامان دوستمه من از راهنمایی تو کلاس با یکی رفیق شده بودم که اسمش بهنام بود و هم محله ای ما رشت گلسار میشینیم و دیگه تعریف زن های رشتی شنیدید البته خودم متولد تهرانم یعنی تهرانیم.بگذریم این بهنام

من و مامان جنده دوستم Read More »

پسر چهار شونه خجالتی

2 هفته پیش که من برای خرید از مغازه از خونه بیرون رفته بودم یه پسر قدبلند.خوشکل با لبای سکسی.چهارشونه(البته وقتی باهاش دوست شدم گفت خونوادتن اینجورین).با موهای بلند از کنارم رد شد.چشماش یه جور خاصی بود وقتی تو چشماش نگاه میکردی یه هس خیلی خاص بهت دست میداد.خلاصه من که بادیدن این پسره خرید

پسر چهار شونه خجالتی Read More »

ندا همسرم شد

تا وقتی مینا رو داشتم حس نکرده بودم که ندا برادر زاده ی شوهر عمم چقدر به من علاقه داره . من همیشه تو مهمونیا ساز میزنم و میخونم و شاعر هم هستم و به خاطر زیبایی خدا دادی موهای بلوند وچشم های عسلی و پوست سفید خیلیا تو محل کارم بهم پیشنهاد دوستی می

ندا همسرم شد Read More »

عشق دبیر فیزیک

اسم من ترانه است.19 ساله هستم.می خوام شما رو درحس کردن مهم ترین ترین خاطره زندگیم شریک کنم. ساعت از 9 گذشته بود.با خودم گفتم نکنه نیاد؟صدای ایفون رشته افکارمو پاره کرد.رو به روی اینه ایستادم دستی به موهای مشکیم کشیدم.شیطنت از چشمانم می بارید.صدایش را از پذیرایی می شنیدم که با پدرم خوش وو

عشق دبیر فیزیک Read More »

Scroll to Top