2013

داستان اسپنک شدن نگار از زبان خودش

اسمم نگاره 21 سالمه.دانشجوی مهندسی کشاورزی ام. می خوام براتون اخرین خاطره اسپنک شدنمو تعریف کنم. دوستی دارم به اسم مهناز که دانشجوی معماریه تو دانشگاه کیش. من امتحانام تموم شده بود و اونم همین طور.بهم زنگ زد و گفت که برای تحویل پروژش برم کمکش چون اونجا تنهاست و واقعا نیاز به کمک داره.حتما […]

داستان اسپنک شدن نگار از زبان خودش Read More »

به زور منو کردن

سلام بچه ها من دوباره اومدم که بنویسم.از آشغالی که به بدترین شکل بهم بشت با زد.اون موقع 16 17 دسال بیشتر نداشتم زود به همه اعتماد می کردم.یادمه تو راه مدرسه که میرفتمو میومدم یه نفر که بچه ها میگفتن به هیچکی محل سگ نمیزاره هر روز میوفتاد دنبالم .اصلا جوابشو نمی دادم چون

به زور منو کردن Read More »

فاطی کماندو

چند ماه قبل بود . روز جمعه . برای یه کاری رفته بودم انقلاب . خلاصه دم دمای ظهر داشتم از جلوی دانشگاه تهران رد میشدم. نماز جمعه تموم شده بود و همه داشتن بر میگشتن .یه دفعه چشمم افتاد به یه کس تمیز و بچه مثبت. این کس با اون هایی که تا به

فاطی کماندو Read More »

اگه نکنی میکنن!!

سلام اسم من مجید این خاطره که میخوام بگم واقعی هستش منو ببخشید نوشتن بلد نیستم برا همین نمیتونم طولانیش کنم. من مجید 26 سالمه قدم 187 وزنم 102 سبزه هستم و خیلی هم حشری این خاطره بر میگرده به یکسال قبل یکی از دوستام زنگ زد به من گفت یه دختره زنگ میزنه مزاحمش

اگه نکنی میکنن!! Read More »

کون ژله ای زن داداش

سلام .اسم من پدرامه.داستان من مربوط میشه به 2 سال پیش..من فقط یه داداش بزرگ دارم که کارش خرید و فروش ماشینه و گهگاهی واسه خرید و فروش ماشین به شهرای دیکه سفر میکنه.داداشم 5 ساله ازدواج کرده و اسم زنش ریحانه هست.من اونوقت 23 سال داشتم و زن داداشم حدود 28 سال.داداشم یه روز

کون ژله ای زن داداش Read More »

خاطره ای در بازداشتگاه

با سلام مینا هستم 27 ساله متاهل.این خاطره ای که میخوام براتون بنویسم مربوط به خود من نیست.فقط یه کوچولو از خودم بگم،روحیاتم خیلی پسرونه هستش و درسته که تو ذهنم عاشق سکس های فانتزی هستم اما تو واقعیت فقط با شوهرم سکس دارم و تا حالا با غیر از اون با هیچکسی دیگه ای

خاطره ای در بازداشتگاه Read More »

سکس در بالکن مغازه

سلام اسم من رامین 25 سالمه این خاطره ای که میخوام واستون تعریف کنم مربوط میشه به 5 سال پیش داستان از ای قرار بود که من یه پسر عمه دارم که یه مغازه بزرگ لوازم خانگی فروشی داره و من بعضی وقتا میرم پیشش میشینم کس شر میگیم میخندیم . یه روز که رفته

سکس در بالکن مغازه Read More »

سکس با پری قبل از شب هفت شوهرش

سلام دوستان حتما تمام شمایی که این متن رو میخونید از دوست دختر یا دوست پسر های خود در برهه ای از زمان نارو خورده اید ولی تا حالا شنید یدکه یه مرده از زنده نارو بخوره؟!!پری بچه محل ما بود که با پسری به اسم امیر ازدواج کرد هنوز شش ماه از ازدواجشون نگذشته

سکس با پری قبل از شب هفت شوهرش Read More »

کمک به مشتری بالاشهری

سلام من ارمین هستم البته اسم اصلی من نیست39 سالمه این خاطره مال چند سال پیشه که او نوقت من در یک سوپر مارکت که متعلق به عموی من در بالای شهر تهران هست کار میکردم یک روز غروب پنج شنبه یه رو تابستون با عموی خودم مشغول حسابرسی یودیم که دیدم یه خانم تقریبا

کمک به مشتری بالاشهری Read More »

کون دادن من به مهرداد

سلام دوستان این داستان گی پس اگر طلبه نیستید نخونید. من دوسه باری به مهرداد داده بودم وحس دیگه ای بهش داشتم عاشقش بودم حاضربودم بخاطراینکه باهام بمونه هرکاری واسش کنم یه روزبهم گفت مهران جان اگرمیخای به من هم حال بده یه کاری کن حس کنم تودختری اون روز توخونه ماتنها بودیم بهش گفتم

کون دادن من به مهرداد Read More »

Scroll to Top