سلام اسم من سعید ۳۷ سالمه میخوام داستان سکس خودمو دختر برادر زن و خواهر زنمو براتون بگم خلاصه میگم که حوصله تون سر نره
من خواهر زن آخریم که از همه کوچیکتره اسمش میترا هسته که از بچگی اسمش روی پسر عمه اش بود و همه میگفتن که این دوتا مال هم هستن ولی بخاطر شک های بی مورد خواهر زنم رابطه اشون بهم خورد طوری هم بود که با من خیلی جور بود و هر اتفاقی براش میوفتاد برام درد دل میکرد توی آخرای رابطه اش با پسر عمه اش یکروز دعوا کردن و به من زنگ زد وقتی من رفتم دنبالش چون به من خیلی اعتماد داشت توی گریه ها و درد دلش بهم گفت که پسر عمه اش دخترگی یا همون پرده شو زده و ازم خواست که بین خودمون باشه
اون الان یک ساله که دیگه بهم زده و الان ۲۶ سالشه منم چون خیلی خوش هیکل و خوش بدنه خیلی تو کف اش بودم یکبار هم توی اتاق داشت لباس شو عوض میکرد که من بدنشو دیدم و از اون روز رفته بودم تو نخ اش خلاصه مدتها گذشت و دختر برادر زنم هم که اسمش ملیکا هسته اون هم اولی هسته که ۱۵ سالش شده خیلی دختر خوش هیکل پر شرو شوری هسته ( ادمین: ای کیرخر و هسته. بیا اینو بخور تا دسته) خلاصه یکروز من خانمم با مادرم رفتن تا روستا خونه ویلایی که اونجا داریم و تمیز کنن چون یک مدتی بنایی داشتیم و دیگه تموم شده بود اونها رفتن که اونجا رو تمیز کنن منم اون روز عصر خونه بودم و خیلی حوصله ام سر رفته بود گفتم برم تا بیرون دوری بزنم وقتی رفتم تو خیابون یکدفعه دیدم میترا و ملیکا دوتایی دارم پیاده میرن من رفتم کنارشون گفتم کجا دارید میرید اونها گفتن که حوصله مون سر رفته بوده و آمدیم دوری بزنیم
من هم که تنها بودم بهشون گفتم منم حوصله ام سر رفته بود آمده بودم دوری بزنم بیایید با هم بریم خلاصه سوار شدن رفتیم بستنی فروشی بستنی گرفتم آمدم تو ماشین بهشون پیشنهاد دادم بریم خونه من قلیون بکشیم دور هم بشینیم که ملیکا گفت آره بریم دیدید دخترهای توی سن ملیکا اولی که سینه هاشون باد میکنه شهوت بالایی هم دارن توی این سن و خیلی حساس هستن خلاصه رفتیم خونه من قلیون آوردم و نشستیم توی همین حین من گفتم یک فیلم بزارم ببینیم اونها هم گفتن آره من گوشیم و به تلوزیون وصل کردم و وقتی داشتم توی لیست فیلمهام میگشتم یهو از روی یک فیلم سکسی رد شدم که سریع زدم رفت اما ملیکا گیر داد و گفت اون قبلی چی بود منم هی طفره رفتم خلاصه فیلمی گذاشتم زغال قلیون تقریبا تموم شدهبود رفتم عوضش بکنم تو همین حین ملیکا گوشی من و برداشت و رفت توی گالری من من گاهی اوقات از سکس خودمو زنم فیلم میگرفتم وقتی برگشتم دیدم دوتایی میخ شدن به تلوزیون و با کنجکاوی دارن این فیلمها رو نگاه میکنن
وقتی من آمدم و دیدم گفتم خانما چکار میکنین هر دو تاشون ازخنده مرده بودن و میترا به من گفت جون این فیلمها چی هستن منم که دنبال این جور فرصتی بودم اما مثلا خودمو زدم به پاکی و گفتم بده گوشی و این فیلمها شخصی هستن خوبه من با شما بخوابم و از همدیگه فیلم بگیریم بعد بدم زنم ببینه یهو ملیکا گفت جون دوست داری منم از روی شوخی گفتم شما مالتون به این چیزا نمیخوره یکدفعه ملیکا بلند شد من و هول داد روی مبل و مثل این فیلمهای پورن کنن شو مالید روی کیرم من که جا خورده بودم از یکطرف کار باد کرده بود و داشت میترکید میترا بلند شد و دوتایی افتادن به جون من لباسهامو در آوردن بعد من وبیخیال شدن و دوتایی لباسهاشون و در آوردن و مثل اینکه از قبل تمرین کرده بودن شروع کردن به مالیدن هم منم که داشتم از شهوت میترکیدم رفتم کیرمو گذاشتم روی صورت میترا یهو دیدم ملیکا با یک ولع کیرم و گرفت و شروع کرد به خوردن داشتم دیونه میشدم دوتا بدن آس که یکی شون اولی بود که سینه آورده بود نوک سینه هاش باد کرده بود اون یکی کنن
گرد گندمی بعد خوردن من شروع کردم به خوردن کوس ملیکا یک کوس دست نخورده تازه که هنوز لبهاش باز نشده بودن مثل کوس یک بچه کوچیک میموند سفید و صورتی همینجور که میخوردم میترا هم کیرم من و میخورد دیدم آبم داره میاد سریع بلند شدم و رفتم یک دونه قرص خوردم و لیدوکایین زدم و دوتاشون و بردم انداختم روی تخت و شروع کردم به خوردن گردن و سینه هاشون نمیدونستم کدوم و بخورم خلاصه وقتی قرص و لیدوکایین اثر کردن میترا و خوابوندم پاهاشو باز کردم کیرم و آروم گذاشتم توی سوراخ تنگش و آروم فرو کردم هردوتاشون از شهوت داشتن دیونه میشدن یک صدای آخ و اوفی راه انداخته بودن در حالی که داشتم تلمبه میزدم سینه های ملیکا رو شروع کردم به خوردن یک ۵ دقیقه ای تلمبه زدم که یهو ملیکا قهر کرد که من و هم بکن گفتم تو هنوز دختری کحات بکنم که گفت بکن تو کوسم میخوام مثل عمه ام من و هم بکنی
خلاصه خوابید پاهاشو جمع کردم وقتی کیر داغم و گذاشتم لای اون کوس نرمش احساس کردم چقدر خیس شده شروع کردم به بالا و پایین کردن اون هم شروع کرد به گردن من و خوردن داشتم دیونه میشدم تا دیدم شهوتش زده بالا از پشت خوابوندمش یک کم لیدوکایین که شل روان کننده هم بود زدم دم سوراخ کونش وکیرم و آروم آروم کردم توی کونش داشت از دردش حال میکرد دوتاشون به حالت سگی آوردم روی لبه تخت از کونش ملیکا در میآوردم میکردم توی کوس میترا همینجور ادامه دادم که یهو دیدم میترا یک آه بلندی کشید و روی تخت شل شد از اون ور که دیدم میترا ارضا شد کردم تو کون ملیکا و با دست کوسشو شروع کردم به مالیدن سه چهار دقیقه که اینکار کردم دیدم ملیکا بدنش عرق کرد و به لرزه افتاد و اون هم شل شد روی تخت حالا نوبت خودم بود شروع کردم به محکم تلمبه زدن توی کونش ملیکا بعد چند دقیقه یهو دیم دارم منفجر میشم دیگه اثر لیدوکایین تموم شده بود
تمام آبمو منفجر کردم توی کونش ملیکا جوری آبم آمد که توی کونش پر شد و بقیه اش و از دور کیرم زد بیرون اون روز بعد از اون سکس یک دوسه ساعتی لخت تو بغلم خوابیدن از خستگی دوتاشون بیهوش شدن وقتی بیدار شدیم من کیرم دوباره باد کرده بود ایندفعه میترا هنوز درست بیدار نشده بود کیرم و کردم لای کوس ملیکا و دوتایی دوباره ارضا شدیم بعد بلند شدیم و لباس پوشیدیم و رفتیم رسوندمشون از اون روز هر دوتاشون شدن جنده های من الان یک ساله هروقت فرصتی میشه دوتایی میان باهم سکس میکنیم چند بار آبم و ریختم تو کوس میترا و چند بار میخواستم پلمپ ملیکا رو بزنم اما هرجور شده جلوی خودمو گرفتم الان ملیکا چون سینه هاشو من خوردم خیلی بزرگ و سفت شدن هیچ کوسی تو دنیا مثل این دوتا به من حال نمیدن چون هردوتاشون الان مثل فیلمهای پورن هرکاری که میتونن برای کیرم من میکنن
امیدوارم از این خاطره من خوشتون آمده باشه و شما هم بتونید با خواهر زن و دخترهای فامیلتون اینجور سکسی داشته باشید هسته
نوشته: ابوجلق هستهای
